ثمرات پیشرفت در صنعت هستهای
صنعت هستهای یکی از مؤلفههای اساسی و مهم اعتبار کشور و قوت و قدرت کشور است. اگر شما ایران قوی میخواهید، هر کسی ایران را دوست دارد، هر کسی جمهوری اسلامی را دوست دارد، هر کسی ملت را دوست دارد و قوت این کشور را میطلبد، بایستی به این بخش از تلاش و فعالیت علمی و تحقیقاتی و صنعتی و کاریای که اینجا انجام میگیرد اهمیت بدهد و برایش اعتبار قائل بشود. من میگویم علت تمرکز دشمنان روی انرژی هستهای هم همین است، ... آنها میدانند که حرکت در صنعت هستهای، در واقع، در حکم کلید برای پیشرفتهای علمی در بخشهای متعدد کشور است. این را نمیخواهند، نمیخواهند ما در مسائل گوناگون، پیشرفتهای چشمگیر و تشویقکننده داشته باشیم. هر پیشرفتی که ملّت ایران بکنند، فکر ملت ایران، راه ملت ایران، مردمسالاری ملت ایران، روی ملتهای دیگر اثر میگذارد، اینها این را نمیخواهند، از این میترسند، هدفشان جلوگیری از پیشرفت کشور ما در یکی از مهمترین عرصههای علمی است که همین عرصه هستهای است.
۲
از جهت وزن سیاسی جهانی و بینالمللی برای کشور، مراکز اطّلاعاتی جهان و بسیاری از سیاستمداران دنیا و شاید خیلی از دانشمندان و اهل مطالعه میفهمند ... پس پیشرفت این صنعت از لحاظ بینالمللی و از لحاظ وزن و جایگاه ... هم دارای اهمیت است.
۳
دستگاههای مختلف تبلیغاتی دشمنان با همه وجود دارند کار میکنند که کشور را بیآینده نشان بدهند، جوانها را مأیوس کنند، این دیگر در فضای مجازی، در تلویزیونها، در اظهارات سیاسی مشهود است. این کار شما درست نقطه مقابل این حرکت دشمن است، یعنی روح امید را، روح اعتماد به نفْس را در ملت تزریق میکند. مردم، جوانها، نخبگان، میفهمند که چه میدانهای اساسی و مهمی را میتوانند کشف کنند، تصرف کنند و بپیمایند... در بخشهای گوناگون، در بخشهای دفاعی، در بخشهای نانو، در خیلی از رشتههای مهم علمی دیگر، همینجور پیشرفتها اتفاق افتاده. این روحیه امروز، این امید امروز، این شوقی که امروز به کار وجود دارد، این تواناییِ بُروزیافته امروز را مقایسه کنید با آن وضعی که آن روز وجود داشت. آن روز غربگراها ملت را تحقیر میکردند، امروز ملت غربگراها را تحقیر میکند. امروز ملت ما کسانی را که دارای آن فکر و آن توهمات هستند، دارد تحقیر میکند، با چه چیزی تحقیر میکند؟ با همین ساختوسازهایی که شما اینجا به ما نشان دادید، این تحقیرِ غربگراهاست، این نشان دادنِ خطای بزرگِ آنهاست که میخواستند بباورانند که ملت ایران توانایی ندارد. ۲۰ سال است که غرب بر روی توان هستهای ما دارد کار میکند، امروز امکانات و پیشرفت هستهای ما -یعنی موجودی هستهای ما - از ۱۰۰ برابرِ ۲۰ سالِ پیش بیشتر است، یعنی امروز ما بیش از ۱۰۰ برابر سال ۸۲ که آغاز چالش هستهای ما با غرب است و تحریمهای پشت سر هم و مانند اینها [موجودی هستهای داریم]، آنهایی که اهل فنند و مطلعند، اینجوری قضاوت میکنند.
۴
از حادثهای که در غرب به اسم «رنسانس» شناخته شد- تغییر مسیر زندگی غربیها- حدود ۵۰۰ سال میگذرد. در حادثه رنسانس، اساسیترین خطی که وجود داشت، تقابل علم و دین بود، یعنی میخواستند بگویند که اگر میخواهید از لحاظ علمی پیشرفت کنید، دین و معنویت و مانند اینها را کنار بگذارید، این مهمترین یا یکی از مهمترین خطوط اصلی حرکت غربیها در رنسانس بود که از این حادثه حدود ۵۰۰ سال میگذرد. امروز در کشور جمهوری اسلامی که کشور معنویت است و «جمهوری اسلامی» است، مهمترین کارهای علمی دارد انجام میگیرد، در رقابت با کسانی که سالهای متمادی است که در این رشتههای علمی دارند کار میکنند. چه کسانی دارند این کار را پیش میبرند؟ جوانان مؤمن، فخریزاده و شهریاریِ نمازشبخوان، اینها دارند پیش میبرند کار را، یعنی علم و معنویت اینجور به هم آمیخته شده.
حقایق چالش بیست ساله هستهای
۱
نامطمئن بودن طرفهای ما و مخالفین ما در وعدههایشان. تا حالا در این سالهای متمادی- حالا آنهایی از شماها که سابقهی بیشتری در این [صنعت]هستهای دارید، توجه دارید که من به چه چیزهایی اشاره میکنم- در بخشهای مختلف، چه دولتهایی که طرف مذاکره ما بودند، چه خود آژانس، بارها وعدههایی دادند، [اما]به آن وعدهها عمل نکردند، وعدههای غیر قابل تحقق. پس بنابراین، یکی از دستاوردهای این چالش ۲۰ ساله هم همین است که ما فهمیدیم به وعدههای اینها و به حرفهای اینها نمیشود اعتماد کرد، بیاعتمادی. اینها دستاوردهای مهمی است، اینها را مهم بدانید. ما خیلی جاها برای خاطر همین اعتمادهای بیجا ضربه خوردیم. اینکه یک ملت و مسئولین یک کشور بدانند و بفهمند که کجا باید اعتماد کنند، کجا نباید اعتماد کنند، این خیلی مهم است، این را ما فهمیدیم. ما در این ۲۰ سال فهمیدیم که چه کسانی قابل اعتمادند، چه کسانی قابل اعتماد نیستند. خب، این حالا راجع به اهمیت مسئله هستهای. عرض کردم، شماها این چیزها را شاید بیشتر از ماها هم میدانید، دلم میخواهد مردم بدانند.
۲
حقیقت دیگری که دیده شد، منطق غیر انسانی و غیر منصفانه و زورگویانه مخالفین ما بود. زور میگویند، یعنی فراتر از قراردادهای پادمانی رایج در دنیا از کشور ما توقعات دارند و زورگویی میکنند: «فلان کار را نکنید، فلان کار را نکنید، از سطح زمین فراتر و آنطرفتر نروید برای تشکیلاتتان»، خب چرا؟ اگر شما مرض ندارید، غرض ندارید، تهدید نمیخواهید بکنید، چرا میترسید از اینکه ما در فلان نقطه آسیبناپذیر تأسیسات داشته باشیم؟ منطق غیر انسانی آنها و غیر منصفانه آنها آشکار شد.
۳
توانایی و استعداد خارقالعاده جوانهای ما را نشان داد. این چیزهایی که امروز دیده شد - و البته آنچه واقعیت دارد بیش از اینهاست- همه در حال تحریم انجام گرفته، در حال تهدید انجام گرفته. دائماً دانشمندان ما تهدید شدند، دانشمندان ما ترور شدند، بعضیها ترور شدند، بعضیها تهدید به ترور شدند، در عین حال این پیشرفتها حاصل شده. پس ما از لحاظ منابع انسانی فوقالعادهایم. ما از لحاظ منابع انسانی از بسیاری از کشورهای دنیا و از متوسط دنیا بسیار بالاتریم، جلوتریم، این در بخشهای دیگر هم نشان داده شده بود، در قضیه اتمی، در این صنعت هستهای، کاملاً نشان داده شد.
۴
این صنعت، هم از لحاظ پیشرفت کشور و تواناییهای کشور در عرصههای فنی، اقتصادی، سلامت و ... که به کشور آبرو میبخشد و زندگی را برای مردم بهتر میکند دارای اهمیت است ... این برای کشور آبرو است، پس پیشرفت این صنعت از لحاظ بینالمللی و از لحاظ وزن و جایگاه و آبروی ملی هم دارای اهمیت است.