حسن انصاری در کانال تلگرامی خود نوشت: درباره آسیبشناسی فضای مجازی بسیار گفتهاند، خواندهایم و شنیدهایم. یکی از آسیبهای آن به نظرم در فضای روشنفکری و نظری ایجاد توهم عالم بودن و صاحب سخن بودن است. تا قبل از عصر رسانههای اجتماعی انتشار یک مطلب حتی در یک روزنامه دست چندم کار سادهای نبود، اما الان به لطف رسانههای اجتماعی هرکسی میتواند از حق اظهارنظر برخوردار باشد. این البته جنبه مثبت وجود چنین رسانههایی است. منتهی مشکل آنجاست که کارکرد رسانههای اجتماعی هنوز کاملاً مورد بحث و بررسی قرار نگرفته. مثلاً اینکه در سیاست و اجتماع و دین و فرهنگ و علوم هر کدام چه راههایی وجود دارد که بتوان با آنها میان اظهارنظرهای با پشتوانه و بدون پشتوانه علمی تشخیص داد و تمایز برقرار کرد؟ رسانههای اجتماعی در چه حیطههایی میتواند بستری برای گفتوشنود باشد و در کجاها نیازمند حفظ حدود شناخت علمی و تخصصی هستیم؟ اظهارنظر چه کسانی را باید در رسانههای اجتماعی و در چه موضوعاتی مورد توجه قرار دهیم؟ مسلم است که موضوعات بسیاری در اجتماع و سیاست هست که میتواند عرصه اظهارنظر و رایزنی عمومی باشد و اساساً تنها در پرتوی خردی جمعی میتوان درباره آن به بحث و بررسی و روشنگری پرداخت، اما موضوعات علمی چطور؟ جایگاه تخصص چیست؟ سهم جامعه علمی در هر رشتهای چیست؟ آیا پسندیده است در عرصه رسانههای اجتماعی بحثهای علمی و تخصصی را دامن زد؟ اگر این بحثها مطرح میشود چه راههایی وجود دارد تا مانع از سیطره عوامگرایی و شانتاژهای رسانهای بر بحثهای علمی شویم؟ چه راهی وجود دارد که علم و تخصص را از سیاست زدگی یا غلبه موجهای زمانه برحذر داریم؟ چطور میتوان از علم در برابر موجهای رسانهای حفاظت کرد؟ در غیر این صورت علم و به ویژه علوم انسانی در زیر ضربات و شانتاژهای رسانهای له خواهد شد و اسیر موجهای رسانهای و «نکته پرانی»های مجازی خواهد گردید؛ نکته پرانیهای کسانی که سرمایهای علمی جز همین «مداخله»های مجازی ندارند.