به گزارش جهان نیوز، خاطرهای شنیدنی از همسر شهید سیاهکالی مرادی را در ادامه میخوانید: ساعات آخر بدرقه همسرم گفت «دوری از تو برایم سخت است، من آنجا در کنار دوستانم و پشت تلفن نمیتوانم بگویم دوستت دارم، نمیتوانم بگویم دلم برایت تنگ شده، چه کنم؟».
یاد همسر یکی از شهدا افتادم، به حمید گفتم: «هر زمان دلت تنگ شد بگو یادت باشه و من هم خواهم گفت یادم هست...» این طرح را پسندید و با خوشحالی هنگام پایین رفتن از پلههای خانه بلندبلند میگفت «یادت باشه، یادت باشه» و من هم با لبخند درحالی که اشک میریختم و آخرین لحظات بودن با معشوقم را در ذهن حک میکردم پاسخ میدادم «یادم هست ... یادم هست ...»