والیبال ایران عادت بدی پیدا کرده و آن هم نیست جز عادت به شکست در دیدارهای ابتدایی لیگ ملتها، شکستهای بدی که در نهایت و در روزهایی که تیم خوب میبرد و خوب نتیجه میگیرد بلای جان والیبال میشود درست مثل دورههای گذشته. اما عادت بدتر این است که چشمهایمان را ببندیم. اینکه سرمربی ایران بعد از پایان بازی با لهستان عنوان کند: «در نهایت یک توپ نتیجه را تعیین کرد»، یعنی کلاً نمایش ضعیف تیمش را ندیده یا اینکه مثلاً شاد است بابت اینکه تماشاگران بازی باکیفیتی را تماشا کردهاند!
آقای عطایی شما و تیمتان باختهاید، این مهم است. همه یادشان رفت که دو دست را بردید، حالا همه میگویند لهستان ایران را برد، چه تفاوتی دارد که چگونه؟ اصلاً مگر لذت بردن تماشاگر مهم است؟ ما ببازیم، اما تماشاگر لذت ببرد؟ جای تعجب دارد! تیم ملی والیبال ایران امروز در حالی سومین بازی خود در لیگ ملتها را مقابل چین برگزار میکند که بعد از نمایش ضعیف و دور از انتظار در بازی اول مقابل ژاپن در بازی دوم هم با شکست مقابل لهستان همه را غافلگیر و متعجب کرد!
چارهای جز برد نیست
ایران امروز چارهای جز برد ندارد. شاگردان بهروز عطایی اگر میخواهند در جدول ماندگار شوند باید چین را ببرند، تیمی که از سه بازی برگزار شده یک برد به دست آورده است. آنها در دیدار اول بلغارستان را ۳ بر ۲ شکست دادند، اما دو دیدار بعدی را به صربستان و فرانسه واگذار کردند تا با همان یک پیروزی حداقل وضعیتی بهتر از ایران در جدول ردهبندی داشته باشند. اما ایران؛ حالا دیگر به همه ثابت شده که این تیم به لحاظ بدنی و روحی با مشکل جدی روبهروست، تیمی که در بازی اول برابر ژاپن امتیازهای پیشافتاده را به راحتی از دست داد و در نهایت ۳ بر صفر باخت و در بازی مقابل لهستان هم دو دست اول را برد، اما ۳ بر ۲ باخت تا تمام علاقهمندان به والیبال و آنها که بازی را تماشا کردند از چنین نمایشی متعجب باشند.
باختی بدتر از باخت قبل
ایران مقابل لهستان دستهای اول و دوم را با امتیازهای مشابه ۲۵ بر ۲۳ برد و در آستانه کسب یک پیروزی روحیهبخش قرار گرفت، اما در شرایطی که همگان منتظر پایان بازی در سه دست بودند، لهستان با یک کامبک فراموش نشدنی چنان عطایی و مردانش را غافلگیر کرد که حتی نتوانستند خودشان را جمع و جور کنند. لهستان دست سوم را ۲۵ بر ۲۱ برد، در دست چهارم ۲۵ بر ۱۵ تحقیرمان کرد و در نهایت در دست پنجم ۱۵ بر ۱۳ پیروز شد تا بازی ۲ بر صفر باخته را ۳ بر ۲ ببرد.
آنچه در طول دستهای سوم، چهارم و پنجم این بازی بهوضوح به چشم آمد، اختلاف امتیازی بود که لهستانیها ایجاد میکردند و عملاً شاگردان عطایی توانایی جبران آن را نداشتند، چراکه در واقع برنامهای برای جبران و حتی جلوگیری از افزایش اختلاف امتیازها از روی نیمکت هم به آنها داده نمیشد. در طول این سه دست همه دیدند که لهستان با استفاده از پاسهای کوتاه و سریع و آبشارهای قدرتمند امتیاز جمع کرد، اما بهجای چارهاندیشی برای مهار این نقشه هر بار شاهد بودیم که کادر فنی به بازیکنان میگفت که «خوب است و شرایط تحت کنترل»، درست مانند بازی مقابل ژاپن.
لهستان بعد از دو دست اول بازی تغییر شیوه داد، جایی که گریگوژ لوماژ، پاسور پرتجربه لهستانیها با دریافتهای خوب همتیمیهایش بازی را به سرعت و پایپ کشاند و متئوش بینیک و کارل کلوز بینقص کار کردند و به جرئت میتوان گفت حتی یکبار هم دفاع نشدند. لوماژ همچنین با پاسهای پایپ خود کمیل سمنیوک و شالپوک را به خوبی و بدون دفاع به پرواز درمیآورد و دفاعهای ایران هرگز نتوانستند در سه دست آخر یکی از پاسهای سرعتی و پایپ تیم ملی لهستان را دفاع کنند تا اینگونه تیم ملی والیبال ایران شکست تلخی بخورد. توپگیرهای ایران در عقب زمین نیز نتوانستند آبشارهای سنگین مهاجمان لهستان را مهار کنند تا همه چیز دست به دست هم بدهد و باختی روحیه خرابکنتر از باخت به ژاپن رقم بخورد.
لهستان راه بردن ایران را نشان داد
شاید این شیوه بازی لهستانیها مورد آنالیز تیمهای چین و اسلوونی و دیگر رقبای ایران نیز قرار گرفته باشد و آنها نیز بخواهند از این شیوه مقابل تیم ملی ایران استفاده کنند که در این صورت بهروز عطایی باید فکری به حال دفاع روی تور تیم خود کند. ایران در دو بازی قبلی نشان داد در توپگیرهای عقب زمین، دفاع روی تور، رالیها و دریافت سرویس بسیار ضعیف و شکننده است و اگر حریفان روی این موارد تمرکز کنند، بهراحتی میتوانند اختلاف امتیاز ایجاد کنند و بازی را ببرند.