کد خبر: 1162533
تاریخ انتشار: ۲۰ خرداد ۱۴۰۲ - ۰۲:۰۰
سپیده‌دم خاورمیانه پساامریکایی نویسندگان زیادی طی سال‌های اخیر درباره افول قدرت امریکا در غرب آسیا نوشته‌اند. مکس بوت، نویسنده و مقاله‌نویس معتقد است این روند با ورود چین و ایران برای پرکردن خلأ امریکا سرعت بیشتری گرفته است. با توجه به شواهدی که این مقاله ارائه می‌کند، این مقاله اهمیت دارد. «جوان» بدون تأیید همه نکات مطرح شده، آن را برای دانش‌افزایی منتشر می‌کند.
مکس بوت Max Boot

 

در سال ۲۰۲۰، دونالد ترامپ در ستایش توافق‌های ابراهیم از تعبیر «سپیده‌دم خاورمیانه جدید» استفاده کرد. او راست می‌گفت، اما نه آنطور که او در نظر داشت. تاریخ‌نویسان آینده احتمالاً این توافق‌ها را به عنوان یکی از نخستین نشانه‌های ظهور نظم پساامریکایی در خاورمیانه ببینند. هرچند واشنگتن نقشی کلیدی در میانجیگری این توافق‌ها داشت، اما بخشی از انگیزه کشور‌های عربی برای امضای آنها، درک فزاینده این واقعیت بود که قدرت امریکا در حال افول است و کشور‌های عربی ناچارند با کشور‌های قدرتمندتر منطقه به سازگاری برسند. اسرائیل یکی از این کشورهاست و البته ایران هم. توافق ماه مارس سعودی‌ها با ایران که اسرائیل را ناخرسند کرد، هم در همین چارچوب فهمیده می‌شود. این توافق می‌تواند راه را برای صلح در یمن هموار کند.
همان انگیزه آشتی با ایران، همچنین در تلاش‌کشور‌های عربی برای پایان دادن به انزوای سوریه، یکی از متحدان ایران، آشکار شد، آن هم به رغم جنایات جنگی وحشتناک بشار اسد. امارات‌متحده‌عربی قبلاً سفارت خود را در دمشق باز کرده بود و وزیر امور خارجه عربستان هم در آوریل به دمشق رفت که نخستین دیدار آشکار یک مقام برجسته عربستان از دمشق از زمان شروع جنگ داخلی سوریه بود. دیروز یک‌شنبه، سوریه پس از ۱۲ سال رسماً به اتحادیه عرب بازگشت.
دولت بایدن اذعان کرد از نقش‌آفرینی چین در میانجیگری آشتی سعودی و ایران نگران نیست، اما دشوارتر بتوان نسبت به یک گزارش اطلاعاتی ایالات‌متحده- که ابتدا توسط روزنامه واشنگتن‌پست منتشر شد- خونسرد ماند که می‌گوید چین در حال ساخت یک پایگاه نظامی در امارات یعنی نزدیک‌ترین متحد امریکا در منطقه است، البته چین نمی‌تواند به این زودی از ایالات‌متحده که هنوز بیش از ۳۴ هزار سرباز در خاورمیانه دارد، پیشی بگیرد، اما احتمالاً پرسنل نظامی امریکا به ناچار باید همزیستی با نظامیان چینی را بیاموزند، همانطور که در جیبوتی اینگونه شد.
مقام‌های امریکایی به این دلخوش هستند که ما هنوز این همه سرباز و پایگاه نظامی در منطقه داریم، اما برای عربستان‌سعودی و امارات‌متحده‌عربی، مسئله این نیست که امریکایی‌ها در کشورهای‌شان هستند یا نه بلکه مسئله این است که آیا امریکا آمادگی به‌کارگیری آن‌ها را دارد یا نه؟ ولی نصر، استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه جانز هاپکینز می‌گوید: به نظر آنها، پاسخ چنین سؤالی منفی است. حضور سربازان امریکایی کاملاً تزئینی است و این واقعیت، بی‌گمان به یک دگرش جدی انجامیده است. تصمیم‌گیران سیاسی امریکایی نباید از کاهش نفوذ امریکا شگفت‌زده شوند. این نتیجه مستقیم سیاست‌هایی است که توسط سه رئیس‌جمهور اخیر امریکا دنبال شده است. از زمانی که یورش‌ها به عراق و افغانستان به باتلاقی پرهزینه تبدیل شد، رؤسای جمهوری‌ای که پس از جورج دبلیو بوش بر سر کار آمدند، تلاش کردند ایالات‌متحده را از «جنگ‌های بی‌پایان» رها سازند و از درگیر شدن در جنگ‌های تازه پرهیز کنند.
موازنه مجدد اوباما
باراک اوباما، برنامه «تجدید موازنه» در منطقه آسیا را اعلام کرد. او ابتدا سربازان امریکایی را از عراق خارج کرد هر چند بعداً آن‌ها را برای جنگ با دولت اسلامی بازگرداند، همچنین از دخالت در جنگ داخلی سوریه یا واکنش به مداخله نظامی روسیه در آنجا خودداری کرد و در سال ۲۰۱۵ توافق هسته‌ای با ایران را به رغم اعتراض اسرائیل و کشور‌های عربی خلیج‌فارس به امضا رساند. اوباما در یک مصاحبه با مجله «آتلانتیک» در سال ۲۰۱۶، از عربستان‌سعودی و ایران خواست «محدوده همسایگی خود را به اشتراک گذارند و به نوعی صلح سرد دست یابند»؛ همین کاری که آن‌ها در حال حاضر انجام می‌دهند.
ترامپ هم در دوران ریاست جمهوری‌اش با اسرائیل و متحدان عرب امریکا در خلیج‌فارس بیشتر از اوباما گرم گرفت، اما خروج او از برجام در سال ۲۰۱۸، به آن‌ها خدمتی نکرد. اکنون بنا به گفته یک مقام ارشد وزارت دفاع امریکا، ایران در ۱۲ روز می‌تواند مواد شکافتی لازم برای ساخت یک بمب اتمی را تولید کند. ترامپ همچنین تلاش کرد همه نیرو‌های امریکایی را از سوریه خارج و توافقی یک‌طرفه را برای خروج از افغانستان امضا کند. مهم‌ترین تحول از نگاه دولت‌های عرب خلیج‌فارس، عدم‌واکنش ترامپ به حمله ایران به دو تأسیسات نفتی عمده عربستان در سال ۲۰۱۹ بود که با موشک‌ها و پهپاد‌های ایرانی انجام و باعث شد تولید نفت عربستان به میزان ۵۰ درصد کاهش یابد. آرون دیوید میلر، فرستاده امریکایی که سابقه طولانی در خاورمیانه دارد، می‌گوید: «عدم‌پاسخ ما، سعودی‌ها را متقاعد کرد که دیگر متحد قابل اعتمادی نیستیم.» با توجه به این فرایند، اعلام آشتی سعودی با ایران در مارس ۲۰۲۳ قابل پیش‌بینی بود.
رئیس‌جمهور بایدن که به دلایل قابل فهمی بر مقابله با تهاجم روسیه در اوکراین و خیزش چین تمرکز کرده است، به روند دورشدن امریکا از خاورمیانه ادامه داد، هرچند وانمود می‌کند که اینگونه نیست. او در سفر سال گذشته خود به عربستان گفت: «ما منطقه را رها نمی‌کنیم تا خلأیی به وجود آید که به وسیله چین، روسیه یا ایران پر شود. ایالات‌متحده جایی نمی‌رود.»، اما عمل بایدن با این سخنانش نمی‌خواند. او همه نیرو‌های امریکایی را از افغانستان خارج کرد که منجر به سلطه طالبان شد و به ندرت به حملات مورد حمایت ایران به پایگاه‌های امریکایی در سوریه یا نزدیک شدن ایران به نقطه گریز هسته‌ای و نقش روزافزونش در تأمین سلاح برای جنگ روسیه در اوکراین واکنش نشان داده است. همچنین توفیقی در برقراری روابط دیپلماتیک بین عربستان‌سعودی و اسرائیل به دست نیاورد. جاناتان پانیکوف Jonathan Panikoff، یکی از معاونان سابق اطلاعات ملی امریکا در زمینه خاورمیانه می‌گوید: «اکنون با نزدیک و نزدیک‌تر شدن ایران به سلاح هسته‌ای و افزایش نگرانی کشور‌های خلیج‌فارس، آن‌ها واقعاً نمی‌خواهند در همسایگی‌شان نزاعی درگیرد، بنابراین قدم جلو گذاشته‌اند و تلاش دارند روابط بهتری با ایران برقرار کنند.»
اگر ایران هسته‌ای شود
این چرخش ژئوپلتیکی در منطقه، لزوماً به معنی وقوع یک فاجعه برای ایالات‌متحده نیست. میلر بر این باور است که ما تنها سه منفعت اصلی در خاورمیانه داریم: مبارزه با تروریسم، تضمین دسترسی جهانی به نفت و جلوگیری از اشاعه هسته‌ای. او می‌گوید که ما هنوز هم در دو زمینه نخست به خوبی عمل می‌کنیم. مشکل بزرگ در اولویت سوم ماست؛ اگر ایران هسته‌ای شود، عربستان، امارات و ترکیه هم شاید چندان عقب نمانند. بایدن همچنان اصرار دارد که امریکا هرگز اجازه نمی‌دهد ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد، اما هیچ اشاره‌ای نمی‌کند که چگونه می‌خواهد از این کار جلوگیری کند. هیچ کس تصور نمی‌کند که او جنگی را علیه ایران به راه اندازد- نباید هم این کار را بکند. وی حتی مایل نبوده که عربستان را هم مشمول تضمین‌های امنیتی امریکا کند یا به این کشور در زمینه برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز کمک کند؛ چیزی که پیش‌شرط اصلی عربستان برای عادی‌سازی با اسرائیل است. ولی نصر می‌گوید: «اکنون دیگر روشن نیست که بازدارندگی امریکا چه مفهومی دارد. این است که اماراتی‌ها و سعودی‌ها تلاش می‌کنند خود را از لیست اهداف (نظامی) ایران دور سازند.»
دولت امریکا باید در مورد چگونگی حفاظت از منافع بنیادین ایالات‌متحده در شرایط دگرگون منطقه خاورمیانه به طور جدی اندیشه کند. اینکه وانمود کند هیچ چرخش قدرتی در کار نیست و اینکه امریکا کماکان می‌تواند به عنوان یک هژمون عمل کند، ناشدنی است. دولت امریکا باید از انکار خارج شود و شروع به سازگاری با واقعیت‌های تازه کند. برای نخستین بار در چند دهه گذشته، ایالات‌متحده باید برای کسب نفوذ در خاورمیانه رقابت کند نه اینکه برتری خود را مسلم بداند، حتی ممکن است واشنگتن ناچار باشد با نقش روزافزون چین در منطقه کنار بیاید، هرچند احتمالاً برای بسیاری از امریکایی‌ها ناخوشایند باشد، اما این هزینه کاهش مشارکت ایالات‌متحده در خاورمیانه است، تعهد کمتر، نفوذ کمتری را هم با خود می‌آورد.
* واشنگتن‌پست، هشتم می‌۲۰۲۳
ترجمه: معاونت مطبوعاتی

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار