کد خبر: 1159849
تاریخ انتشار: ۰۷ خرداد ۱۴۰۲ - ۰۱:۲۰
بررسی آسیب‌های مدارس غیرانتفاعی در گفت‌وگوی «جوان» با امیرحسین سلطانی‌فلاح، قائم‌مقام جمعیت فرهنگیان جوان
مدارس پولی در شیپور شکاف نسلی می‌دمند!  قرار بود مدارس غیردولتی کمک‌رسان مدارس دولتی و نظام رسمی تعلیم و تربیت کشورمان باشند نه اینکه ایجاد فاصله طبقاتی کنند. این مدارس با اهدافی، چون پرکردن شکاف‌های آموزشی و ایجاد توسعه مشارکت‌های مردمی تشکیل شد، اما به مرور زمان خود تبدیل به عامل بزرگ شکاف میان دانش‌آموزان شده است. در این رابطه «جوان» با امیرحسین سلطانی‌فلاح، قائم مقام جمعیت فرهنگیان جوان گفتگو کرده است.
مهسا گربندی

 


مدارس غیرانتفاعی تبدیل به یک آسیب در نظام آموزشی کشورمان شده است. نظر شما چیست؟
بله درست است. آنچه می‌توان به عنوان شاخص‌های آسیب‌شناسی مدارس غیردولتی مطرح کرد، این است که شیوه‌نامه‌ها و قوانین در این مدارس به گونه‌ای است که پیوست‌های مالی در آن‌ها به شدت پررنگ است و آن‌ها را تبدیل به مدارسی پولساز کرده‌اند تا جایی که این تصور ایجاد شده است که اقشار مرفه جامعه می‌توانند فرزندان‌شان را به مدارس غیردولتی بفرستند و آموزش‌های بیشتر و فضای تربیتی برتری را بگیرند؛ موضوعی که عدالت آموزشی را زیر سؤال برده است.

خانواده‌هایی که تصمیم می‌گیرند فرزندشان را به مدارس غیردولتی بفرستند می‌گویند کیفیت آموزش در مدارس دولتی کم است و معلمان توجه زیادی به دانش‌آموزان ندارند. به نظر شما چه کاری باید انجام شود تا کیفیت آموزش در مدارس دولتی ارتقا پیدا کند؟
در عمده مدارس دولتی چند مورد وجود دارد که باید آموزش‌و‌پرورش به آن توجه ویژه‌ای داشته باشد. اول، میانگین تعداد دانش‌آموزان در هر کلاس است که باید استاندارد مشخص‌شده در آن رعایت شود. در حالی که مدارس تلاش می‌کنند بیش از ۲۰ دانش‌آموز را در هر کلاس پذیرش نکنند، اما گاه در کلاس‌ها بیش از ۴۵ دانش‌آموز آموزش می‌بینند چراکه ظرفیت دانش‌آموزان بیش از تعداد معلمان است و کلاس‌های درس با بیش از دو برابر استاندارد تشکیل می‌شود. مورد بعدی به مورد اول وابسته است و آموزش‌و‌پرورش باید در خصوص توسعه منابع انسانی بازنگری کند، چراکه به میزان کافی معلم وجود ندارد و تا سال‌های ۱۴۰۵-۱۴۰۴ جمعیت معلمان بازنشسته بیشتر از قبل می‌شود. مورد بعدی چابک‌سازی مدارس است. متأسفانه شاهد آن هستیم که مدارس دولتی درگیر بخشنامه‌ها و طرح‌هایی شده‌اند که اختیار عمل را از مدیر، معاون و مسئولان آموزشی گرفته است. آن‌ها به دلیل این بخشنامه‌های دست و پاگیر نمی‌توانند خلاقیت به خرج دهند. مگر اینکه بخشنامه‌ها خلاقیت‌محور شوند، بنابراین سه مورد «بازنگری در شاخص‌های پراکندگی دانش‌آموزی»، «توسعه منابع انسانی» و «چابک‌سازی» در مدارس دولتی از اصلی‌ترین کار‌هایی است که آموزش‌و‌پرورش باید به آن‌ها توجه ویژه‌ای داشته باشد تا به سمت برابری و عدالت آموزشی حرکت کند.

در حال حاضر نیاز به معلم در مدارس چقدر است و چه کار‌هایی برای آن باید انجام شود؟
حداقل حدود ۲۰ هزار معلم نیاز است تا وارد سیستم آموزش‌و‌پرورش شوند. باید به این نکته توجه شود که آمار کمبود معلم الان ممکن است با هفته بعد متفاوت باشد. ممکن است تعدادی از معلمان به سن بازنشستگی برسند یا تعداد دیگری از آن‌ها به سایر بخش‌ها مأمور شوند. تعدادی دیگر ممکن است به مرخصی زایمان بروند و موارد دیگری هم وجود دارد که قابل پیش‌بینی نیستند، بنابراین باید نیاز به معلم لحظه‌به‌لحظه بررسی شود و برای جبران آن اقداماتی صورت گیرد.

اینطور می‌شود برداشت کرد که توسعه مدارس غیردولتی عمدی است و افرادی هستند که نمی‌گذارند کیفیت مدارس دولتی افزایش پیدا کند؟
بله به درستی به این مسئله اشاره کردید. معمولاً مدارس غیردولتی با فضای مناسب‌تری که ایجاد کرده‌اند عمدتاً در جذب و به‌کارگیری معلمان نیز بهتر عمل می‌کنند و مزایای بیشتری دارند. از طرفی خانواده‌هایی که توان پرداخت هزینه بیشتر برای فرزندشان را دارند، آن‌ها را در مدارس غیردولتی ثبت‌نام می‌کنند، در نتیجه جلب مشارکت عمومی هم در مدارس غیرانتفاعی بالاتر رفته است. این عوامل دست به دست هم می‌دهد و چرخه‌ای می‌سازد تا ارتقای مدارس غیردولتی بیشتر شود. در مقابل، اما مدارس دولتی در بهره‌گیری معلمان و مسائل دیگر روزبه‌روز خالی‌تر شده است.

تجربه سایر کشور‌ها که در حوزه آموزش پیشرو بوده‌اند در این رابطه چیست؟
نظام آموزش حق ابتدایی هر شهروند است. کشور‌های پیشرو در آموزش با ایجاد زیرساخت‌های کافی این مسئله را مدیریت کرده‌اند. آن‌ها تربیت معلمان حرفه‌ای را مدنظر قرار داده و فضای رقابتی را بین آن‌ها ایجاد کرده‌اند تا در بازه‌های زمانی چند ساله، گواهینامه‌های حرفه‌ای دریافت کنند و از همه مهم‌تر کشور‌های دیگر به این مسئله توجه ویژه‌ای دارند که آموزش‌و‌پرورش نهادی است که همه بخش‌ها باید به دنبال و اطراف آن باشند نه اینکه آموزش‌و‌پرورش دنباله‌رو آن‌ها باشد.

اگر نگاه سودجویانه به آموزش ادامه پیدا کند، چه اتفاقی برای نظام آموزشی کشورمان می‌افتد؟
اگر نگاه سودجویانه به آموزش ادامه پیدا کند، بحث شکاف اقشار مختلف جامعه و اختلاف طبقاتی بیش از پیش تأثیر می‌گذارد. آن وقت می‌بینیم که علاوه بر اختلاف طبقاتی اقتصادی که باعث شکاف میان طبقه کم‌برخوردار و برخوردار جامعه شده، اختلاف طبقاتی آموزشی هم دو دستگی ایجاد کرده است، یعنی آن‌هایی که پول بیشتری داشتند و آموزش بیشتری گرفته‌اند، امکان پیشرفت و رسیدن به مشاغل بهتر را دارند و می‌توانند در بخش سیاستگذاری و اجرایی کشور هم حضور پیدا کنند، اما آن‌هایی که پول نداشته‌اند امکانات آموزشی مناسبی در اختیارشان قرار نگرفته است. چنین روندی اجازه نمی‌دهد نظام مسائل و فرهنگ کشور مسیر بهبود را طی کند و در شیپور شکاف نسلی بیش از پیش دمیده می‌شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار