کد خبر: 1156031
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۲ - ۰۳:۲۰
مجتبی مطهری در گفتگو با «جوان»:
عشق به معلم و استاد را از شهید مطهری باید آموخت رهبر انقلاب در دیدار هفته پیش با معلمان، بار دیگر بر مطالعه آثار شهید مطهری تأکید و او را نمونه یک «معلم حقیقی و کامل» خطاب کردند. بخشی از ویژگی‌های برجسته شهید مطهری در آثار او نمود پیدا کرده‌است

سجاد آذری

رهبر انقلاب در دیدار هفته پیش با معلمان، بار دیگر بر مطالعه آثار شهید مطهری تأکید و او را نمونه یک «معلم حقیقی و کامل» خطاب کردند. بخشی از ویژگی‌های برجسته شهید مطهری در آثار او نمود پیدا کرده‌است. رفتار و منش شهید مطهری هم خصایصی دارد که به کار معلمان حقیقی می‌آید. در کنار زندگی سیاسی پرحرارت، اسلام‌شناسی شهید مطهری نیز در جامعه‌شناسی او تبلور پیدا می‌کرد. برای شناخت بیش از پیش ابعاد آثار و زندگی شهید مطهری، پنج‌شنبه گذشته گفت وگوی «جوان» با علی‌مطهری، فرزند شهید مطهری و نماینده سابق مجلس شورای اسلامی منتشر شد. این بار به سراغ مجتبی مطهری فرزند اول شهید مرتضی مطهری رفته ایم که تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته اخلاق و عرفان گروه معارف دانشکده الهیات دانشگاه تهران در مقطع دکترا به اتمام رسانده و معاونت پژوهشی معارف اسلامی، عضویت در کمیته تاریخ اسلام، عضو هیئت علمی معارف اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی از جمله فعالیت‌های وی است. متن این گفتگو در ادامه ارائه می‌شود.


چه کسانی اساتید اصلی شهید مطهری بودند و ایشان چه تأثیراتی از این اساتید گرفتند؟
شهید مرتضی مطهری، پدر بزرگوار ما اساتید مختلفی داشتند ولی دو استاد بزرگ در ایشان بیشترین نقش را داشتند یکی علامه طباطبایی (رضوان‌الله‌علیه) و دیگری حضرت امام خمینی (رضوان‌الله‌علیه) بودند که این دو شخصیت در شکل‌گیری شخصیت ایشان تأثیر شگرفی داشتند. بر مبنای سخن خواجه عبدالله انصاری که «دود از آتش چنان نشان ندهد و خاک از باد که ظاهر از باطن و شاگرد از استاد» به هر حال می‌توان گفت که شخصیت شهید مطهری عمیقاً تحت‌تأثیر اساتید خود به ویژه امام‌خمینی و علامه طباطبایی بود و عمیقاً نسبت به اساتید خود عشق داشت.
البته باید از دو استاد دیگر نیز نام ببرم که نقش زیادی داشتند. یکی آیت الله عظما بروجردی بود که مقاله‌ای هم در خصوص خدمات ایشان نوشته‌بودند و دیگری هم حکیم، عارف و فقیه میرزا علی آقای شیرازی که روح و معارف نهج البلاغه به ویژه مسائل عبادی، زهد و اخلاق و عرفان را از این استاد گرانمایه فرا گرفتند.
علامه طباطبایی حکمت بوعلی به ویژه شفا و همچنین عرفان، اخلاق و مبانی تفسیر تدریس می‌کردند که شهید مطهری در این زمینه‌ها از علامه طباطبایی استفاده کرده‌بودند. حضرت امام‌خمینی هم که اخلاق و عرفان و اسفار ملاصدرا را سال‌ها تدریس می‌کردند.
۱۲ سال از امام خمینی بهره گرفتند و هشت سال هم درس خارج فقه آیت الله عظما بروجردی شرکت می‌کردند و تقریباً با اینکه سه سال از علامه طباطبایی بهره گرفته‌بودند، اما مراوده و ارتباط معنوی ایشان با علامه طباطبایی هرگز قطع نشد و بعد از اینکه حضرت امام از ایران هجرت کردند، الهامات روحی و معنوی را از علامه طباطبایی دریافت می‌کردند. ایشان روح عرفانی و حکمت الهی و عرشی را از این دو استاد بزرگوار فراگرفتند، بنابراین در آثار خودشان جلوه حکمت و برهان یک نقش بسیار اساسی دارد و دین را با حکمت و عرفان آمیختند.
البته ایشان اهل ذوق و ادب بود و در آثارشان از ادبیات، شعر، داستان و حکایت هم استفاده شده و این هم آثار ایشان را دل انگیز می‌کند. کلاً قالب بیان ایشان ادبیات نو است؛ یعنی نثر ایشان نثر روان و امروزی است و معارف دین را با قالب، بیان و شکل روز عرضه کردند تا دلنشین و جذاب جلوه کند و یکی از هنر‌های شهید مطهری هم همین بود.

اینکه به زبان روز مطالب را می‌فرمودند تعمدی بود یا اینکه موضوعاتی که به آن می‌پرداختند، این خاصیت را داشت؟
علت این بود که موضوعات مورد توجه ایشان، با توجه به نیاز زمان بود، یعنی اینگونه نبود که بدون ارتباط با جامعه و نسل امروز روی ذوق و سلیقه شخصی مطلبی را بنویسند، بلکه با توجه به نیاز جامعه و نسل جوان ایشان مطلب می‌نوشتند برای همین هم ادبیاتشان، چون دانشگاهی بودند و با اساتید دانشگاه ارتباط داشتند ادبیات نو بود و قالب نو داشت. تلاش داشتند که تأثیر بخش باشد و همین مسئله موجب‌شد مثلاً شما ببینید که مسئله حجاب ایشان این بیان شیرین و شیوا را داشته باشد. شاید بعضی از اساتید حوزه و فضلا هم مسئله حجاب را نوشته‌اند ولی مسئله حجاب آن‌ها چنین جذابیتی ندارد، چون بیان آن‌ها بیان روز نیست و با توجه به دنیا و فرهنگ امروز نوشته نشده در نتیجه قالب و بیانشان سنتی، قدیمی و کهنه است و جوان امروز آن را نمی‌پسندد.

شهید مطهری در فضایی وارد دانشگاه می‌شوند که تلاش شده از جامعه حجاب‌زدایی شود؛ شهید مطهری چطور می‌تواند در این شرایط مسئله حجابی را که اشاره کردید، برای نسل آن زمان بگوید؟
مثلاً مهندسین و پزشکان جلسات علمی و دینی داشتند که در آن بحث و گفتگو بود که این مسائل هم در آنجا مطرح می‌شد؛ هم خود شهید مطهری در این خصوص حساسیت داشت و هم پزشکان و مهندسین که این مطالب را سؤال و حتی به نحوی نقد می‌کردند حتی برخی مطرح می‌کردند که حجاب منطقی نیست؛ ایشان هم با استدلال و منطق پاسخ می‌داد و بعد هم با آیات قرآن و حدیث این مطلب را اثبات می‌کردند.

چه مقدار این بیانات تأثیرگذار بود؟
آن زمان خیلی تأثیرگذار بود، حتی بعداً شنیدم خیلی از خانم‌هایی که حجاب نداشتند از مانتو و روسری استفاده می‌کردند، همین کتاب مسئله حجاب توانسته‌بود خانم‌هایی را که به اصطلاح متجدد بودند، اروپا می‌رفتند و اصلاً حجاب نداشتند، جذب اسلام کند. این کتاب در زمان خودش خیلی نقش آفرین بود و حتی حضرت امام خمینی در فرانسه که بودند وقتی خانم‌هایی که می‌خواستند پشت سر ایشان نماز بخوانند، گفته بودند ما چادر نداریم، امام فرموده‌بود لازم نیست و همین حجابی که پوشیدید کافی است. گفته بودند مسئله‌ای که شهید مطهری استناد کرده بسیار خوب و منطقی است و اگر چادر همراه شما نیست با همین مانتو و روسری می‌توانید نماز بخوانید، البته اگر کسی چادر دارد، بهتر است که چادر استفاده کند. می‌خواهم بگویم وقتی از امام هم در مورد حجاب سؤال کرده‌بودند، فرموده‌بودند همان کتاب مسئله حجاب شهید مطهری بهترین نمونه است، بسیار مستدل، دقیق و منطقی است و با آن موافق هستم.

رابطه شهید مطهری را با حضرت امام به عنوان شاگرد و استاد فرمودید، در موضوع انقلاب چه رابطه‌ای با هم داشتند؟
در مورد انقلاب هم من به یاد دارم عشق عجیبی به امام داشتند و روح قدسی و الهی تعبیری بود که برای امام به کار می‌بردند و حتی در پیامی که برای خیر مقدم بازگشت امام از فرانسه دادند، ایشان را مقایسه کرده‌بودند با بازگشت رسول خدا از مدینه به مکه که بعد از ۱۴ سال دوری از مکه بازگشته‌بودند. امام هم بعد از ۱۴ سال بازگشته‌بودند. گفته‌بودند هجرت شما هجرت توحیدی و برای خداست، درست مانند جد مکرمتان رسول خدا شما تبعید شدید و الان بعد از ۱۴ سال بازگشتید.
من به یاد دارم یک بار سر سفره در حضور مادر، به یک‌باره پدر گفتند این مرد عجیب است، مادر گفتند چه عجیب است، گفت ایشان کلماتی می‌گویند که شبیه کلمات معصوم است از جمله اینکه محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته‌است یا اینکه عالم محضر خداست در محضرش معصیت نکنید. بعد هم گفتند من در شگفتم از این کلماتی که این مرد به زبان می‌آورد گویی یک الهامات غیبی است که از جانب فرشتگان به قلب پاک او افاضه می‌شود؛ یعنی می‌خواهم بگویم این مقدار عنایت و علاقه به حضرت امام داشتند.
در مورد علامه طباطبایی هم کلمه روحی فدا را نوشته بودند که نهایت عشق و اخلاص یک انسان را نسبت به استاد و معلم خودش نشان می‌دهد و واقعاً ایشان خیلی احترام به استاد و معلمان خود داشت. این برای نسل جوان امروز باید درس باشد تا خدای ناکرده به مربیان خود بی احترامی یا بی ادبی نکنند؛ ممکن است یک‌بار سلیقه ما با یک معلمی یکسان نباشد یا نظر یک معلمی را نپسندیم، اشکال ندارد، ولی بی احترامی به یک استاد یا معلم نکنیم، چون این در زندگی ما تأثیر سوء دارد و جوانان ما باید بدانند که احترام معلم باید به هر شکلی که هست، حفظ شود. نباید اینگونه باشد که خدای ناکرده ما روبه‌روی معلم بایستیم یا پرخاش کنیم. این واقعاً در زندگی تأثیر سوء دارد و این را به ما می‌گفتند که به معلمان خود احترام بگذارید و ادب نشان دهید، نسبت به معلمان خودتان تواضع کنید؛ یعنی نه‌تن‌ها خودشان عامل بودند، بلکه این حرف را به ما هم می‌زدند.
ایشان این احترام را برای پدر و مادر هم قائل بودند و به ما هم خیلی توصیه می‌کردند که به پدر و مادر احترام بگذارید و گرنه انسان خیر نمی‌بیند و سرنوشت انسان دگرگون می‌شود. می‌گفتند اگر بخواهید سرنوشت شما سرنوشت سعیدی شود و خداوند با نیرو‌های غیب پشت و پناه شما باشد، احترام خاص به پدر و مادر و معلمان خود بگذارید. ما نیاز به این داریم که نسل امروز بداند این مسائل در سرنوشت آینده آن اثر دارد و این‌ها بی اثر نیست، اینگونه نیست که مسائل در زندگی انسان تأثیری نداشته‌باشد.

سرمایه تفکرات علامه مطهری از چه کسانی بود؟
سرمایه تفکرات ایشان از اساتید خودشان است، مثلاً اسلام و مقتضیات زمان در آثار علامه هم هست و خود تفسیر المیزان را اگر نگاه کنید پایه گذار این مسئله خود علامه است و مقالات علامه طباطبایی در این مسئله وجود دارد، مسئله اسلام و مقتضیات زمان، مسئله جامعه در اسلام، نیاز‌های امروز و مسائلی است که نشان می‌دهد خود علامه ریشه و بنای تفکر اجتماعی شهید مطهری بود. از امام‌خمینی نیز که جای خود دارد و انقلاب اسلامی که شکل گرفته هم جنبه اجتماعی دارد و هم سیاسی و توجه خاص امام به مسائل اجتماعی نیز نیاز به توضیح ندارد.
شهید مطهری سعی می‌کرد دین و جامعه، دین و سیاست، دین و مردم‌سالاری دینی را به هم پیوند بزند مسئله جامعه و تاریخ، تکامل اجتماعی انسان و کتاب‌هایی مانند فلسفه تاریخ یا مسئله حجاب که یک مسئله اجتماعی است یا نظام حقوق زن در اسلام نشان می‌دهد ایشان به فرهنگ جامعه و مسائل اجتماعی توجه خیلی عجیبی داشته‌است و یکی از مهم‌ترین بخش‌های آثار ایشان مسائل اجتماعی است و بخش مهمی از کتاب آزادی که از ایشان چاپ شده مسائل اجتماعی است. حتی شهید مطهری کتابی دارد به نام زن و سیاست که اخیراً چاپ شده یا زن و جمهوری اسلامی، زن و خانواده، حقوق زن کتاب‌هایی است که نشان می‌دهد ایشان در حوزه زنان خیلی حساسیت داشتند و به مسائل اجتماعی توجه خاصی داشت. به هر حال این‌ها را اساتید خود گرفتند و الهام‌بخش این مسائل علامه طباطبایی و امام‌خمینی (ره) بودند.

شهید مطهری با افراد زیادی در ارتباط بودند، یکی از این افراد رهبر معظم انقلاب بودند، این ارتباط چگونه بود؟
ما مشهد که می‌رفتیم خیلی با آقا ارتباط داشتند. ما در مشهد به رز هتل در فلکه برق مشهد می‌رفتیم که نزدیک حرم بود و حضرت آیت الله خامنه‌ای آنجا به ما سرمی زدند و با پدر مراوده داشتند، گاهی هم پدر به منزل مادربزرگ می‌رفتند که رهبر معظم انقلاب به منزل مادربزرگ به پدر ما سرمی‌زدند و مدتی با هم صحبت و بحث و گفتگو می‌کردند. علاقه ایشان به مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای مشهود بود و وقتی به مشهد می‌رفتند سراغ ایشان را می‌گرفتند و من هم دیدم که ایشان بلافاصله به رز هتل و منزل مادربزرگ می‌آمدند و با ایشان صحبت می‌کردند. بحث‌ها و گفتگو‌های اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی مطرح می‌شد.

آنطوری که گفته شده شهید مطهری یک ارتباطاتی هم با آقای منتظری داشتند.
بله هم‌حجره‌ای ایشان بودند و من فکر می‌کردم اگر پدر بود به نحوی ایشان را هدایت می‌کرد و مشکل به این شکل برای آقای منتظری پیش نمی‌آمد. اگر اشتباهی آقای منتظری داشت، سعی می‌کرد ایشان را هدایت کند، چون آیت الله منتظری به پدر خیلی اعتماد و علاقه داشت. بالاخره هم حجره‌ای بودند و حتی دو، سه باری هم قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب به منزل ما سر زدند. اگر پدر بودند وی را هدایت می‌کرد و با هوش، زیرکی و دانایی که پدر داشت، سعی می‌کرد آیت الله منتظری بیشتر توجه کند تا دچار احساسات نشود و تحت‌تأثیر کسانی قرار نگیرد. مهدی هاشمی برادر داماد آقای منتظری بود و البته دامادشان هم مقداری سرش بوی قرمه سبزی می‌داد و به آیت الله منتظری صدمه زد. برادر داماد آیت الله منتظری موجب شده‌بود ناخودآگاه به ورطه این قصه کشیده‌شود و شاید اگر این ارتباط با دامادشان نبود، مثلاً مسئله آیت الله شمس آبادی با ایشان ارتباطی پیدا نمی‌کرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار