سیدفریدالدین میرعمادی در رشته توئیتی به بهانه روز روانشناس نوشت: یه گروه بودیم که به واسطه فضای مجازی و علائق مشترک همدیگه رو پیدا کرده بودیم و باهم قرار کتابخونی آنلاین گذاشته بودیم. نزدیک دو سال حداقل تقریباً هفتهای یک بار و بعضی وقتا دوبار همدیگه رو میدیدیم (آنلاین).
پای ثابت این گروه من بودم و چند نفر دیگه که یکیشون آقا بود و بقیه خانم. خانمهای جمع از همون ابتدا در جلساتمون با حجاب عرفی ظاهر میشدن و این ظاهر رو در طول این دو سال هم حفظ کرده بودن. از اون طرف، چون باهم دوست شده بودیم، صفحات مجازی همدیگه رو فالو کرده بودیم.
نکته جالب برای من این بود که خانمهای جمع، من رو به صفحات مجازیشون راه داده بودن و اونجا معلوم بود که اساساً جزو افراد محجبه حساب نمیشن. اما برای من سؤال بود که چی میشه که تو جلسات آنلاینمون که زیر نظر هیچ نهاد خاصی هم نبود، هنوز با حجاب عرفی که از اول رعایت میکردن، ظاهر میشدن.
سر ماجرای مهسا و شلوغ شدن و تغییر مود و از کار افتادن اینترنت، جلسات آنلاین ما هم معلق شد. همه از تحولات اجتماعی بعد از مهسا آگاهیم، پس لازم نیست بازش کنم. همین چندوقته تصمیم گرفتیم جلساتمون رو دوباره استارت بزنیم. این بار اما، همون خانمها بودن، بدون اون حجاب عرفی. چی شده بود؟ آیا از درون اتفاقی برای اونها افتاده بود؟ آیا این تغییر در ظاهر حاصل جلسات رواندرمانی یا روانکاوی بود یا اینکه این تغییر به خاطر تغییراتی بود که در ساختار اجتماعی ما بعد از مهسا ایجاد شده؟
اینجاست که به نظرم لازمه تمام دوستان روانشناس که شعارشون اینه که تغییر از درون حاصل میشه رو نه به پاسخ که به تأمل دعوت کنم. آیا گاهی تأکید بر مسئولیت فردی مراجع در رابطه با آنچه تجربه میکنه، به بیراهه رفتن نیست؟