کانال تلگرامی «آکادمی هدی» نوشت: بررسی موفقیت یک برنامه رسانهای، عمری به قدمت اولین برنامههای رادیویی در اروپا دارد. در امور رسانهای تجاری و سیاسی، موفقیت با میزان مشتری، فروش و مشارکت سیاسی قابل احصاء است، اما در برنامههای فرهنگی و... این کار صرفاً با یک نظرسنجی و محاسبه بازدید حسابشدنی نیست. در ماه رمضان مقارن با عید نوروز، صداوسیما بالاخره از «ماه عسلیزم» دم افطار دست کشید و برنامه محفل را با فضایی نوآورانهتر و سرزندهتر از برنامههای مرسوم قرآنی، در طلاییترین زمان آنتن پخش کرد.
حجم واکنشهای مثبت مجازی (جز چند قسمت که از نظر برخی کاربران کار شبیه به شعبدهبازی شده بود و...) بازدید بالای کلیپهای این برنامه و... نشان میداد که این برنامه اجمالاً به نسبت گونههای مشابه خود مورد اقبال قرار گرفته است. اما آیا به صرف اقبال مخاطبان میتوان یک برنامه را موفق به حساب آورد؟
یکی از مدلهایی که برای برآورد موفقیت رسانهای برنامههای مذهبی، فرهنگی و اجتماعی استفاده میشود مدل اثرسنجی دانشگاه پرینستون است. در این مدل پنج گام برای تکمیل یک موفقیت رسانهای تعریف میشود: ۱. موفقیت در اجرای رسانهای ۲. جلب توجه مخاطب هدف ۳. جلب توجه سایر رسانهها ۴. اثرگذاری (احساسی، هیجانی و کنشی) و ۵. تأثیرگذاری (شناختی، تغییر رفتار و تغییردر سطح جامعه).
حال با این شاخصها، شاید بهتر بتوان ارزیابی کرد که محفل، یک برنامه موفق است یا یک برنامه محبوب، آن هم صرفاً در میان مخاطب خاص خود؟
محفل از لحاظ رسانهای، برنامه خستهکنندهای نیست. ریتم اتفاقات آن تند است، مهمانها و حرفهایشان پیشبینیپذیر نیستند و روابط میان داوران که همگی چهرههای مذهبی هستند، توی ذوق نمیزند و حد تعادل دینی بودن- جوانپسندانه بودن را به خوبی حفظ کرده است. حضور دو چهره بینالمللی نسبتاً بیافاده هم به نمکین شدن برنامه کمک کرده است.
صحبت در مورد اثرگذاری شاید راحت نباشد، اما تعداد معتنابه فالوورهای مجازی محفل، ویدئوهایی که از این برنامه در گروههای مذهبی میچرخند، کامنتهایی که محدود به ایرانیان نیست و توسط عراقیها و مصریها نیز ابراز میشود، نشان میدهد که محفل به نسبت در میان مخاطب هدف خود اثرگذار (به معنای هیجانی- احساسی) بوده و قابل حدس است که جشن حضوری محفل در روز یکشنبه نیز جشنی شلوغ خواهد بود.
اما تئوریسینهای رسانه، موفقیت یک برنامه رسانهای را بدون ایجاد تأثیر و تغییری مثبت در جامعه که لازمه آن درگیر کردن قشرهای مختلف مخاطبان و تغییر نگرش آنهاست، ناکافی میدانند. آیا محفل در این مرحله - تأثیر عمیق- نیز موفق بودهاست؟ برای نگارنده در این زمینه تردید جدی وجود دارد.
حامد شاکرنژاد اخیراً از افزایش مراجعاتی سخن گفته که دوست دارند فرزند خود را به دورههای حفظ و قرائت بفرستند. آیا این خانوادهها دو ماه پس از اتمام این برنامه نیز این شوق را خواهند داشت؟ آیا صرف افزایش حافظان در کشور، شرط کافی برای نزدیک شدن به یک جامعه سالم قرآنی خواهد بود؟ آیا مخاطبان در کنار لذت بردن از تلاوت آیات قرآن، از مفاهیم آن نیز بهرهمند شدهاند؟ آیا محتوای این برنامه و مهمانان آن، کمکی برای حل گرههای اخلاقی و ذهنی افراد جامعه هم کرده است؟
شکی نیست که انس بیشتر با قرآن منشأ فواید زیادی است، اما نباید فراموش کرد که اگر محفلیها یا برنامهسازان مذهبی دیگر به دنبال تأثیراتی ماناتر هستند هم باید بتوانند اقشار مختلف را درگیر کنند (نه اینکه این برنامه حتی برای مخاطبان روزهبگیر کمی دورتر از فضاهای مذهبی سنتی هم جذابیتی نداشته باشد) هم از لایههای احساسی به لایههای شناختی- رفتاریتر نفوذ کنند و هم یک سیر رو بهرشد و پیوسته را برای پروژههای رسانهای قرآنی حفظ کنند نه اینکه صرفاً محدود به ماه رمضانها شود.
لازم به ذکر است که بررسی فوق، یک بررسی رسانهای است. اینکه رویکرد محفل به ترویج قرآن، با همه ظرایف و ملاحظات خود رویکرد درستی بوده است یا نه، امری است که نگارنده ترجیح میدهد آن را به متخصصان این کتاب مقدس بسپارد.