در شبی که گذشت دو تیم منچستر یونایتد و بارسلونا در فینالی زودهنگام از مرحلهی پلیآف لیگ اروپا به مصاف هم رفتند که نتیجه دو بر یک با پیروزی قرمزهای منچستر پایان یافت و این تیم توانست جواز حضور در مرحلهی یکهشتم نهایی لیگ اروپا را کسب کند. شاگردان تن هاخ در بازی رفت بهخوبی توانستند در نیوکمپ به نتیجهی مطلوب و دلخواهشان دست پیدا کرده و با خیال راحتتری در بازی برگشت برای کسب نتیجه به دیدار صدرنشین لالیگا بروند. هر دو تیم پس از مدتی فترت در لیگهای داخلی و تورنمنتهای اروپایی به دوران خوش گذشته نزدیک شده بودند و میخواستند با پیروزی در این بازی وارد مرحلهی جدیدی از اوجگیری خود شوند. منچستر در نیمهی اوّل متزلزل عمل کرد و بارسا توانست با استفاده از نفوذهای فولبک سمت چپ خود، یعنی بالده بارها به کنارهها حمله کند و حتی با پنالتیای که گرفت زمینهساز تنها گل بارسا شود. شیاطین سرخ در نیمهی نخست نهتنها نتیجه را واگذار کردند، بلکه حتی از پس یک پاسکاری ساده هم برنمیآمدند و در برابر شاگردان ژاوی چیزی برای ارائه نداشتند. وخهورست هلندی هم همچون اکثر بازیهایی که در این نیمفصل برای منچستر انجام داده بسیار کند و بد عمل کرد تا در نیمهی دوّم تعویض شود. با ورود آنتونی، وینگر برزیلی یونایتد به بازی سمت راست منچستر از نفوذهای بالده در امان ماند و شیاطین سرخ با قوای بیشتری به سمت دروازهی ترشتگن حمله کردند و توانستند با کامبکی جانانه پس از سالها از سد محکمی همچون بارسا عبور کنند و به هوادارانش نوید روزهای شیرینتری را بدهند.
بارسلونا بعد از دوران رقتبار تیته و کومن، با ژاوی به روزهای خوبی قدم گذاشته است ولی این مربی همچنان باید در اروپا به کسب تجربه بپردازد تا بتواند در بازیهای اینچنینی خودی نشان دهد و از مهلکه فرار کند. بارسا هم در نیوکمپ و هم در اولدترافورد دست بالا را داشت و توانست در ابتدا بازی را به نفع خود جلو ببرد امّا در ادامه نتوانست به روند مطلوبی که آغاز کرده بود ادامه دهد و قافیه را به منچستر بشدت زهردار این روزها باخت. در نگاه اوّل شاید این تجربهی بالاتر بازیکنان منچستر بود که به دادشان رسید ولی نگارنده تنها این مسئله را در برتری این تیم دخیل نمیکند، بلکه تفکرات مربیان این دو تیم را هم در نتیجهی نهایی بازی دخیل میداند. تن هاخ در هر دو بازی با عملیات فریبی که ترتیب داد ژاوی را به اشتباه انداخت و توانست از این حربه نهایت استفاده را ببرد. تن هاخ در بازی دوّم اینطور نشان داد که قصد دارد با ارائهی یک بازی هجومی و انتقال سریع توپ به قلب خط دفاعی بارسا به نتیجهی دلخواه دست پیدا کند و وخهورست را بهعنوان بازیکنی کلیدی در پُست شمارهی ۹ بازی دهد و کمترین وظیفهی ممکن را به دوش وینگرها بیندازد؛ این مسئله به یاران ژاوی این اجازه را میداد که بازی تیم حریف را خراب کنند و با ارائهی یک نمایش مالکانه کنترل مسابقه را به دست بگیرند و با پرس از بالا تمام انرژی خود را برای فشار به دروازهی دخیا خرج کنند. همین رویکرد سبب شد تا تن هاخ در نیمهی دوّم سبک بازی خود را به چیزی که از ابتدا دلش میخواست تغییر دهد و نبض بازی را در دست بگیرد. با ورود آنتونی و بالاخص گارناچو، شرایط برای مانور بیشتر کاسمیرو در بازی بیش از پیش مهیا شد و وی توانست با عرض دادن به بازی شکاف زیادی را در فواصل بین مدافعین بارسلونا به وجود بیاورد تا موقعیت گلزنی بیشتری را نصیب شیاطین سرخ کند.
تیم اوّل ایالت کاتالونیا در این فصل از لالیگا گلهای بسیار کمی را دریافت کرده است ولی در برابر منچستر به اندازهی هفتاد درصد از گلهایی که در این فصل لالیگا دریافت کرد دروازهاش فرو ریخت؛ این مسئله مُبین این است که تیم جوان ِ ژاوی آنچنان از اعتماد بهنفس لازم برای حضور در لیگ قهرمانان اروپا و لیگ اروپا برخوردار نیست و نمیتواند آنطور که باید و شاید به قدرتنمایی خود ادامه دهد. البته این صرفاً شروع یک دوران است و میتواند شرایط بهنحوی که شایستهی نام بارسلوناست به نفع این تیم تغییر کند و ژاوی به آنچه استحقاقش را دارد دست پیدا کند. در سوی دیگر ماجرا تن هاخ کاملاً منچستر یونایتد مغموم ِ تمام این سالها را دچار یک دگرگونی اساسی کرده و خون تازهای را در رگهای این تیم جاری کرده است. آنها اکنون تنها تیم انگلیسی هستند که در چهار تورنمنت شانس قهرمانی دارند و این صرفاً موفقیتی از سر اتفاق نیست. تنها ایراد بزرگ منچستر این است که عمق ترکیب مناسبی ندارد و در صورت مصدومیت بازیکنان اصلی آنچنان جایگزین مناسبی برایشان وجود ندارد. این تیم میتواند در تابستان پیشرو با تقویت ترکیب خود آیندهای بسیار درخشان را به انتظار بنشیند.