در دوران دفاع مقدس هر وقت دشمن بعثی در جبهههای جنگ کم میآورد. یا وقتی که رزمندهها طی عملیاتی آنها را تحت فشار قرار میدادند، دشمن سعی میکرد شهرها را بمباران کند بلکه از این طریق هم انتقام شکستهایش را بگیرد، هم توجهها را از جبههها به پشت جبهه معطوف کند و از شکست رهایی یابد.
در این شرایط خیلی از خانمهای ایرانی خصوصاً در شهرهایی که بیشتر در معرض بمباران قرار داشتند، سعی میکردند شبها با حجاب کامل استراحت کنند. چرا که امکان داشت همان شب با بمباران دشمن آوار رویشان بریزد و نمیخواستند پیکرهایشان با حجاب نامناسب در معرض دید مردم یا افرادی قرار بگیرد که آنها را از زیر آوار خارج میکردند.
دهه شصت موضوع استراحت خانمها با حجاب کامل حتی در بعضی از مدارس توسط معلمها به دانشآموزهای دختر انتقال داده میشد. این موضوع را بچههای آن دوران به خوبی یادشان میآید.
سالها گذشت و وقتی که قسمت شد به جبهه دفاع از حرم بروم، آنجا هم با چنین مسئلهای روبهرو شدم. مقطعی در شهر الحاضر مستقر بودیم. این شهر حد فاصل حلب و ادلب بود. یک روز کاری، پیش آمد و قرار شد همراه تعدادی از دوستان به نامهای برادر علی رضایی، برادر شکل آبادی و برادر شاه نظری به شهر برویم. حین راه به جایی رسیدیم که یکسری از نیروهای سوری آنجا بودند. ایستادیم و سلام و احوالپرسی کردیم.
یکی از سوریها بچه نبل بود. شهرکهای نبل و الزهرا از شهرهای شیعه نشین سوریه هستند که در شمال حلب قرار دارند و در آن مقطع در محاصر دشمن بودند. این خاطرهای که تعریف میکنم مربوط به سال ۹۴ است. خلاصه من به آن جوان سوری گفتم تو که شهرک محل زندگیات در محاصره است پس اینجا چه کار میکنی؟ سرش را انداخت پایین و سرخ شد. گفت آمدم برای فوعه و کفریا. این دو شهرک نیز مثل نبل و الزهرا در محاصره بودند. من دستم را بالا گرفتم و گفتم حقداری که اینجا باشی، چون فوعه و کفریا مظلومتر هستند.
کمی که گذشت حرفهایمان گل انداخت. گفتم شما وقتی در نبل بودی، آنجا در محاصره بود؟ پاسخ داد بله. گفتم پس از نزدیک دواعش را درک کردی. گفت بله. گفتم در حالت محاصره آنها بیشتر نقاط نظامی را هدف قرار میدهند یا نقاط مسکونی را. گفت یعنی نمیدانی؟ گفتم بله داعشیها را میشناسم ولی میخواهم از زبان خودتان بشنوم. گفت همین قدر به شما بگویم که بعضی از خانمهای شهرک نبل هر وقت میخواهند شب به استراحت بپردازند، هم چادر سر میکنند، هم دستکش میپوشند و هم لباسهایی که مبادا تنشان دیده شود. میدانید علتش چیست؟ چون دشمن مرتب نقاط مسکونی را میکوبد، این خانمها با حجاب کامل میخوابند تا اگر شب بر اثر بمباران دشمن سقف روی سرشان هوار شد، کسانی که برای کمک میآیند چشمشان به ناموس ما نخورد.
وقتی این حرف را زد من ناخودآگاه به یاد دهه شصت و ماجرای خانمهای ایرانی افتادم که در شرایط سخت بمباران دشمن آنها هم با حجاب کامل میخوابیدند تا مبادا چشم نامحرمی حتی به پیکر و جنازه آنها بیفتد. همین ایمان و مقاومت، رمز پیروزی مردم ایران بر دشمنانی بود که از سوی کشورهای بسیاری چه در منطقه و چه خارج از منطقه حمایت میشدند.