کد خبر: 1139085
تاریخ انتشار: ۲۷ بهمن ۱۴۰۱ - ۰۳:۰۰
علی سیف‌الله‌زاده کارشناس ارشد روانشناسی و مدرس دانشگاه:
روزمرگی‌های دوران تأهل تداوم  بی‌برنامگی و یکنواختی دوران مجردی است  به اعتقاد سیف‌الله‌زاده وقتی افراد در دوران مجردی بی‌برنامه و دچار یکنواختی باشند، اگر ازدواج هم کنند با فرد مقابل دچار روزمرگی می‌شوند.
 
علی سیف‌الله‌زاده کارشناس ارشد روانشناسی و مدرس دانشگاه در گفتگو با «جوان» می‌گوید: اگر افراد در دوران مجردی توان لذت بردن از روزمرگی‌های خود را نداشته باشند، بعد از دوران ازدواج نیز همان آسیب‌های دوران مجردی را در زندگی مشترک منتقل خواهند کرد در نتیجه ازدواج، درمانی برای درد‌های دوران تجرد نیست بلکه مهارت زندگی دو طرفه با در نظر گرفتن همه سختی‌هاست. مشروح گفته‌های این روانشناس در سه بخش محوری، می‌آید. 
 
 روزمرگی در زندگی مشترک ریشه در زندگی مجردی دارد
ریشه یکنواختی در زندگی افراد به شخصیت، نحوه بینش، نگرش و تفکر هر فردی نسبت به زندگی خودش بر می‌گردد و اصل آن را باید در دوران تجرد بررسی کرد. افراد مجردی که در زندگی هدفمند، با احساس و پر هیجان باشند؛ کمتر احساس روزمرگی دارند، یا زمان‌های کوتاهی دچار این احساس می‌شوند، لذا بعد از ازدواج نیز با فرد هم فرکانس خود در حداقل‌ترین سطح دچار روزمرگی می‌شوند. ازدواج یک تفاهم دو طرفه است که هر دو فرد باید درک مشترکی به پویایی و رشد خود داشته باشند در نتیجه عمدتاً زندگی افرادی درگیر روزمرگی می‌شود که در شرایط عادی و تنهایی هم احساس درستی به زندگی نداشته‌اند. 
البته فراموش نکنیم ممکن است شرایط محیطی و تغییر رویه زندگی در زندگی افراد اثرگذار باشد. در بسیاری از زندگی‌های امروزی، افراد با یک احساس و هیجان فوق‌العاده وارد زندگی مشترک می‌شوند، اما بعد از چند سال آن هیجان، شور و حال و احساس خوب به فرد مقابل کمرنگ می‌شود. داستان اصلی این است که این موضوع فقط در زندگی مشترک اتفاق نمی‌افتد بلکه وقتی یک انسان هدفمند نباشد، به آفرینش خود فکر نکند، جایگاه اصلی خود در زندگی را پیدا نکند و هیجانات هم در زندگی او کوتاه مدت و گذرا خواهد بود و بعد از مدتی به نقطه خلأ می‌رسد. فردی را در نظر بگیرید که پول ندارد. معتقد است اگر من پولدار شوم یا اگر یک ویلای ۲۰ میلیاردی داشته باشم یا یک ماشین ۲ میلیاردی سوار شوم احساس بهتری خواهم داشت، در نتیجه تلاش کند تا در نهایت هم به دلخواه خود برسد، اما اوج هیجان فرد برای به دست آوردن این احساس ادامه‌دار نخواهد بود و منجر به لذتی زودگذر خواهد شد. در بسیاری از مواقع افراد تصور می‌کنند با رسیدن به مطلوب خود به نقطه عطف زندگی رسیده‌اند در حالیکه این رضایت‌مندی کوتاه مدت است. در واقع هر آنچه در بیرون از روان و ذهن یک انسان اتفاق می‌افتد یک هیجان زودگذر و شادی گذراست و هیچ گاه ما را از یکنواختی و روزمرگی نجات نخواهد داد. 
روز‌های اول آشنایی به دلیل جذابیت‌های جنس مخالف احساس‌های متفاوت و قشنگی وجود خواهند داشت، افراد جذب یکدیگر می‌شوند و از زندگی لذت می‌برند و تصور می‌کنند تمام مسائل و مشکلات زندگی حل خواهد شد و عالی و ایده‌آل پیش می‌رود. افراد عمدتاً تصور می‌کنند نیمه گمشده خود را پیدا کرده‌اند و مسائل و مشکلات موجود را مشترک حل می‌کنند، اما متأسفانه قبل از اینکه یک سری مسائل را برای خود روشن کرده باشند وارد زندگی مشترک می‌شوند که همان‌ها منجر به اختلاف و روزمرگی می‌شود. فردی که در دوران مجردی خود را با احساس و دوست داشتنی درک نکند و از خود راضی نباشد مطمئناً هیچ شخصی در این دنیا توان راضی کردن او را نخواهد داشت. 
تغییر در انسان‌ها زمانی اتفاق می‌افتد که تلاش فرد برای تغییرات در زندگی آغاز شود. وقتی من در دوران مجردی از ۱۰۰ نمره به خودم ۱۰ می‌دادم، اگر ازدواج کنم و تصور کنم ازدواج در تغییر به من کمک می‌کند یا به خودم نزدیک‌تر خواهم شد، دچار تصمیم و روند غلط خواهم شد. 
ازدواج درمان درد‌ها و روزمرگی‌های مجردی یا برای خوب شدن حال بد ما نیست. همچنین زندگی مشترک ادامه زندگی فردی است، اما از آنجایی که یک سری نیاز‌ها در دوران مجردی پاسخ داده نمی‌شود (یکی از اصل‌های زندگی مشترک تولید مثل است) باید در مسیر صحیح ادامه داده شود، در غیر این صورت و با نداشتن چنین دیدگاهی، آسیب‌زا خواهد بود. اگر طرف مقابل ما نیز با چنین ذهنیتی وارد زندگی شود، در نتیجه هر دو برای پایان یکنواختی زندگی مجردی تصمیم به ازدواج بگیرند دقیقاً دچار همان روزمرگی خواهند شد. متأسفانه افراد با یک سری مسائل حل نشده در زندگی خود وارد یک زندگ مشترک می‌شوند و مسائلی را که نتوانستند در زندگی خود حل کنند از قبیل کمال‌گرایی، حساسیت و زود رنجی وارد دنیای مشترک می‌کنند. وقتی دو فرد با دو دنیای آزاردهنده وارد زندگی مشترک می‌شوند در طول زمان همان احساس‌ها برخواهد گشت و این یکی از مهم‌ترین علت‌هایی است که دو فرد بعد از مدتی از ازدواج دچار روزمرگی شوند و زندگی مشترک جذابیت خود را از دست می‌دهد. 
 
 چگونه از روزمرگی در زندگی مشترک رها شویم؟
هر فردی باید در هر جایگاهی احترام به خود را یاد بگیرد. در نتیجه وقتی انسان به خود، وجودیت و پذیرش خود احترام می‌گذارد متقابلاً نسبت به هر کسی احترام خواهد گذاشت. در زندگی مشترک به کرات بحث تحمیل نقطه نظرات اتفاق می‌افتد. وقتی تحمیل اتفاق بیفتد طرف مقابل احساس آزادی و استقلال در زندگی را از دست می‌دهد و این احساس باعث می‌شود به مرور خستگی روانی شکل بگیرد و در نهایت روحیه حساس و منفی به جای بماند. اگر افراد توان دوست داشتن خود را داشته باشند، هرگز به روزمرگی نمی‌رسند. 
زندگی مشترک شبیه زندگی مجردی نیست که به همان نحو ادامه دهیم. افراد باید به یکدیگر فرصت و زمان بدهند تا هر دو به صورت هدفمند مسیر پویایی زندگی خود را پیدا کنند. اگر حس کنیم در زندگی اسیر شدیم یا از دوست داشتن‌های خود دور شده‌ایم، احساسمان سرکوب می‌شود و سرکوب شدن از طرف بقیه باعث خواهد شد تا احساس بدی به خود داشته باشیم. برای خروج از روزمرگی باید هر فردی برای خود زمان بگذارد. انسانی که احساس خوبی به خود ندارد قطعاً دچار روزمرگی و حاشیه خواهد شد. وقتی احساسات ما منفی می‌شود، در زندگی مشترک قفل می‌شویم و نمی‌توانیم زیبایی را در زندگی خود لمس و احساس کنیم. روزمرگی یعنی لذتی از زندگی نمی‌بریم و صبح را شب و شب را صبح می‌کنیم تا به مرگ زندگی شویم. آدم روزمرگی یعنی آدم آماده شدن برای مرگ. کسی که از زندگی لذت نبرد، محکوم به فرسودگی است. وقتی روح و روان ما به سمت تکرار برود رو به مرگ خواهیم بود. اولین قدم برای رهایی از روزمرگی در زندگی مشترک این است که متوجه شویم دچار روزمرگی شده‌ایم. وقتی یک نفر احساس نکند در زندگی مشکل دارد برای تغییر زندگی خود اقدام نمی‌کند. بسیاری از افراد در حال زندگی کردن هستند، اما حتی متوجه روزمرگی خود نیستند و از زندگی لذت نمی‌برند. خود را دوست ندارند، اما دیگران را بیشتر از خود دوست دارند. وقتی هر دو نفر متوجه شدند نیاز به تغییر دارند باید به یکدیگر وقت و فرصت دهند تا به درون خود برگردند و مسائل و مشکلاتی که باعث ایجاد احساس بد در آن‌ها شده را درمان کنند. هر آنچه باعث شود که افراد از رنج‌های درون خود اطلاع پیدا کرده و آن را درمان کنند منتج به شناخت دقیق از خود خواهد شد. 
 
 ۶ پیشنهاد برای شناخت بیشتر خودمان
من برای شناخت بهتر افراد از خودشان شش پیشنهاد دارم. اول اینکه از تلویزیون در حداقل‌ترین سطح و در حد ضروری استفاده کنیم. تلویزیون ما را دچار تکرار و روزمرگی می‌کند چراکه روزمرگی افراد را می‌بینیم و فکر می‌کنیم که باید شبیه آن‌ها شویم. همچنین تلویزیون ایجاد اختلال می‌کند چرا که فیلم و رسانه خط فکری ایجاد می‌کند که موجب دور شدن انسان از خود خواهد شد. دوم اینکه تلفن همراه را کنار بگذاریم. برای خلاص شدن از روزمرگی باید استفاده از گوشی را به حداقل رساند و در حد ضرورت استفاده کرد. سوم، دنبال اخبار نباشیم. اخبار مهم به گوش ما خواهد رسید، اما دنبال کردن افراطی آن ما را ناراضی از زندگی خواهد کرد. چهارم، هیچ کسی را تحت هیچ شرایطی قضاوت نکنیم. پنجم، در زندگی دیگران دخالت نکنیم. ششم، ورزش کنیم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار