برنامه اعزام کیفی به مسابقات جهانی و قارهای یکی از پرشائبهترین و حتی مشکوکترین طرحهایی است که طی یک دهه گذشته در ورزش کشور مطرح شده و باعث ضرر و زیان کمی و کیفی و جلوگیری از شکوفایی استعدادهای ناب ورزش ایران شده است، برنامهای که رشد و ریشه ورزش ایران را هدف گرفته است.
باز هم بازیهای آسیایی و با زهم وعده و وعید و برنامههای همیشگی. اصلاً انگار رسم مسئولان ورزش کشور است که اینگونه با روح و روان ورزشکاران افتخارآفرین و مدالآور ایران بازی کنند. تفاوتی هم نمیکند متعلق به کدام جناح سیاسی باشند، هیچ تفاوتی به حال قهرمانان واقعی ورزش ایران نمیکند، آقایان چنان غرق در فوتبال هستند که بقیه را اصلاً نمیبینند. نمونههایش هم تا دلتان بخواهد زیاد است، مثل همین وعده و وعیدهایی که پیش از بازیهای آسیایی یا المپیک به ورزشکاران داده میشود و هیچکدام هم به درستی عملی نمیشود. تفاوت تنها در شدت و ضعف آنهاست، مثل همین طرح اعزام کیفی به مسابقات که اتفاقاً این یکی، چون تیشه به ریشه ورزش میزند، بهدرستی اجرا میشود.
«اعزامهای کیفی» یک طرح مندرآوردی در ورزش ایران است که در هر دولتی با بهانههای مختلف اجرا میشود. یکی کمبود بودجه را بهانه میکند و دیگری مدالآوری را! اما در هر دو صورت این ورزشکاران هستند که ضربه میخورند. اعزام کیفی کاروان را تنها و تنها در ورزش ایران میتوانید پیدا کنید. شاید اگر این اصطلاح و روش اعزام را در جای دیگری عنوان کنید بیتردید با تعجب نگاهتان کنند، اما اینجا در ورزش ایران فعلاً «مد» شده و همه دم از اعزام کیفی میزنند بدون اینکه متوجه عواقب آن برای ورزشکارانی باشند که با زحمت زیاد خود را آماده حضور در رویدادهای جهانی و آسیایی میکنند.
از دو بهانه گفتیم که هر کدام مسخرهتر از دیگری است. آن عده که کمبود بودجه را دلیلی برای اعزامهای کیفی عنوان میکنند باید پاسخ بدهند چگونه ممکن است برای سه بازی تیم ملی فوتبال در جام جهانی میلیاردها میلیارد هزینه شود، اما وقتی پای اعزام ورزشکاران به بازیهای آسیایی وسط میآید ناگهان بودجهها صفر میشود و کفگیر وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک به ته دیگ میخورد؟ چطور برای پاداش برد یک بازی دوستانه فوتبال پول هست، اما برای بقیه نه!
اما آن عده که دم از شانس مدالآوری میزنند، جالب است که در طول تاریخ ورزش ایران مدالهای بازیهای آسیایی و المپیک توسط ورزشکارانی کسب شده که قبل از اعزام در داخل کشور کسی حتی تصور دریافت مدال از سوی آنها را نداشت. آمارها نشان میدهد همیشه در جاهایی که توقع موفقیت داشتیم کار خاصی انجام ندادهایم و در عوض آنجا که امید چندانی به آن نبسته بودیم افتخارآفرین شدهایم. اصلاً تمام کشورها سعی میکنند با افزایش نفرات اعزامی به مسابقات شانس مدالآوری خود را بالا ببرند، اما ما دقیقاً برخلاف تمام دنیا میخواهیم با کاهش نفرات اعزامی به این مهم دست پیدا کنیم که خب همیشه هم نتیجه عکس حاصل شده است و نمونه آخرش هم همین وزنهبرداری قهرمانی جهان که با اعزام کیفی شانسهای کسب مدالمان رفتیم و تقریباً دست خالی برگشتیم!
بگذریم که بیان این مسئله از سوی مسئولان ورزش کشور تا چه میزان با روح و روان ورزشکاران بازی میکند و چه تأثیرات مخربی روی روند آمادهسازی آنها دارد. یک ورزشکار با امید حضور در چنین رقابتهای بزرگی تلاش میکند، سختیهای حضور در اردوهای شبانهروزی و مسابقات تدارکاتی و دوری از خانواده را به جان میخرد تا بتواند خود را در بالاترین سطح ورزش جهان و قاره نشان دهد، اما مسئولان ورزش به راحتی آب خوردن با مطرح کردن مسئله اعزام کیفی تمام زحمات این ورزشکاران را به باد میدهند، بدون اینکه نتیجه لازم را از اعزام مثلاً کیفی خود بگیرند.
مسئولی که به راحتی از اعزام کیفی حرف میزند باید توجه داشته باشد که با این طرح چگونه آینده ورزشکاران کشور را به تباهی میکشاند و در نهایت هم منجر به کوچ آنها میشود، چراکه ورزشکار وقتی ببیند بهرغم تمام تلاشها دیده نمیشود و جایی در تیمهای ملی ندارد به ناچار به جایی کوچ میکند که حداقل فرصت حضور در مسابقات بینالمللی نصیبش شود.