مرد محکوم به مرگ که به اتهام قتل در زندان به سر میبرد، موفق شد با حفظ قرآن، رضایت اولیای دم را جلب و از مجازات قصاص نجات پیدا کند.
اوایل سال ۹۶ بود که به مأموران پلیس یکی از شهرهای شمالی کشور خبر رسید در یکی از خیابانها درگیری خونینی رقم خورده است.
وقتی مأموران پلیس به محل حادثه رسیدند، دریافتند لحظاتی قبل چند مرد جوان با چند مرد دیگر با هم درگیر شدهاند که در جریان آن مرد ۶۰ سالهای به نام احمد با شلیک گلوله زخمی و به بیمارستان منتقل شده است.
در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت، تیم پزشکی اعلام کرد مداوای مرد زخمی نتیجهای نداده و وی به خاطر جراحات و خونریزی شدید به کام مرگ رفته است.
تحقیقات جنایی
بدین ترتیب با اعلام خبر قتل مرد میانسال، پرونده به دستور بازپرس جنایی برای پیگیری در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.
بررسیهای مأموران پلیس نشان داد این درگیری ابتدا بین مقتول و مرد جوانی به نام پیمان به خاطر جای پارک خودرو رخ داده است که در ادامه یکی از دوستان پیمان به نام بهزاد وارد درگیری میشود و با شلیک گلوله احمد را به قتل میرساند و فرار میکند.
پیمان گفت: «من از کاسبهای این خیابان هستم و همیشه هم خودروی خود را در این محل پارک میکنم. مقتول گاهی خودرویش را در محل پارک خودروی من پارک میکرد، به همین خاطر چند باری به او تذکر داده بودم تا اینکه روز حادثه به خاطر همین موضوع با هم مشاجره لفظی کردیم. وقتی درگیری ما بالا گرفت، تعدادی از دوستان او با من درگیر شدند که بهزاد از راه رسید و به هواخواهی من وارد درگیری شد. درحالیکه یکدیگر را کتک میزدیم، بهزاد با تفنگ تیری به سوی احمد شلیک و او را زخمی کرد. پس از آن همه فرار کردیم.»
میانجیگری خونین
با اعتراف یکی از متهمان، مأموران بهزاد را به عنوان قاتل تحت تعقیب قرار دادند و خیلی زود موفق شدند وی را بازداشت کنند.
متهم پس از دستگیری با اظهار پشیمانی به قتل مرد میانسال اعتراف کرد. او در توضیح ماجرا گفت: «مقتول و دوستم پیمان به خاطر جای پارک با هم درگیر شده بودند. وقتی درگیری آنها را دیدم برای میانجیگری رفتم تا درگیری آنها را پایان دهم، اما مقتول دستبردار نبود و بعد هم دوستانش به هواخواهی او وارد درگیری شدند. وقتی درگیری بالا گرفت آنها به من حمله کردند و من هم به طرف خودروی پیمان رفتم. پیمان اسلحه داشت و همیشه هم داخل خودرویش نگه میداشت. من وقتی چشمم به اسلحه افتاد، آن را برداشتم و تیری شلیک کردم که به مرد میانسال برخورد کرد. پس از آن خیلی ترسیدم و فرار کردم و بعد هم فهمیدم او در بیمارستان فوت کرده است.»
تحصیل در زندان
متهم پس از تحقیقات تکمیلی در دادگاه کیفری محاکمه شد. در جلسه محاکمه اولیای دم برای متهم درخواست قصاص کردند و هیئت قضایی هم وی را به جرم قتل عمد به قصاص محکوم کرد.
بهزاد در حالی که به قصاص محکوم و پروندهاش برای سیر مراحل اجرای حکم به شعبه اجرای احکام فرستاده شده بود در زندان ادامه تحصیل داد و موفق شد مدرک لیسانس بگیرد. از سوی دیگر او شروع به حفظ تعدادی از سورههای قرآن کرد، همچنین از طریق دوستانی که در بیرون از زندان داشت برای گرفتن رضایت دیگر متهمان تلاش زیادی کرد تا اینکه مدتی قبل خودش برای اجرای حکم پای چوبه دار رفت، اما با تلاش تیم صلح و سازش زندان موفق به گرفتن مهلت شد و به سلولش بازگشت.
بخشش
پس از گرفتن مهلت، تیم صلح و سازش زندان آن شهر همراه ریشسفیدان تلاش زیادی برای جلب رضایت اولیای دم انجام دادند تا اینکه اولیای دم اعلام کردند به احترام قرآن حاضرند با گرفتن دیه، متهم را ببخشند.
یکی از اولیای دم گفت: «وقتی متوجه شدیم متهم توبه کرده و در زندان مشغول تحصیل است و از طرفی هم تعدادی از سورههای قرآن را حفظ کرده است، تصمیم گرفتیم وی را به شرط پرداخت دیه ببخشیم.»
از آنجایی که متهم قادر به پرداخت دیه نبود، تیم صلح و سازش مستقر در دادسرای امور جنایی تهران به سرپرستی قاضی محمد شهریاری، سرپرست دادسرا با کمک خیرین، دیه مقتول را فراهم و به اولیای دم پرداخت کردند. بدین ترتیب متهم که با اقدام خداپسندانه اولیای دم به زندگی دوباره بازگشته است به زودی از جنبه عمومی جرم در دادگاه کیفری استان محل حادثه محاکمه
خواهد شد.