
کریم دهکردی - هنوز 9 ماه از تکوین چپ و راست و جوانی طلبههای جوان روحانیت مبارز تهران از اسلاف خود نگذشته بود که اختلافات در فضای عمومی کشور خودنمایی کرد. یکی از اعضای دفتر حضرت امام(ره) در خصوص نحوه عملکرد جناحها، نامهای به امام(ره) مینویسد و و امام(ره) نیز به بهانه پاسخ به آن، متنی را در فضای عمومی کشور منتشر میکنند. این نامه بعداً به عنوان «منشور برادری» قلمداد شد و چارچوب کلی حرکت دو جناح درون نظام را مشخص کرد. در سالگرد صدور این نامه که آبان ماه 1367 بود، میرحسین موسوی به میدان آمد و به تفسیر آن پرداخت. در این تفسیر امام(ره) به تساهل و تسامح متهم گردید. این در حالی است که تساهل و تسامح از شاخصهای اصلی لیبرالیسم است و ربطی به اسلام ندارد. اغماض، گذشت و نادیده کردن اشتباهات کوچک، توسط امام(ره) امری رایج بود، اما فراموش نکنیم که حضرت امام(ره) هزینه بینالمللی صدور حکم اعدام سلمان رشدی را پرداخت کرد، خواستار برخورد شدید با کارکنانی از صدا و سیما شد که مصاحبه فردی را پخش کرده بودند که اشین را الگوی زن نمونه معرفی کرده بود. آقای فهیم کرمانی را به خاطر صدور حکم قضایی اشتباه عزل کرد و با منتظری آن کرد که همه میدانیم. آقای موسوی، پس از تغییر دیدگاههایش از مکتبی بودن به روشنفکری، که در دوران 20 ساله سکوت ایشان اتفاق افتاده است، تفسیری از امام(ره) ارائه کرد که نسل سوم انقلاب، که امام(ره) را درک نکردهاند، احساس میکنند. امام(ره) به دنبال دموکراسی و جمهوری چندم فرانسه بوده است و دین را امری فردی و غیر التزامآور در عرصه اجتماعی میدانسته است. در مصاحبه موسوی بیش از بیست بار نام حضرت امام(ره) تکرار میشود، اما از بخشهایی از «منشور برادری» که موسوی و دوستانش مصداق انحراف آن هستند تعمداً یا سهواً غفلت صورت میگیرد. حضرت امام(ره) در بخشی از نامه مذکور خطاب به دو جناح کشور مینویسد:«شما آنقدر دشمنان مشترک دارید که باید، با همه توان در برابر آنان بایستید، لکن اگر دیدید کسی از اصول تخطی میکند، در برابرش قاطعانه بایستید». سؤال این است که امروز موسوی و بخشی از اردوگاهی که وی را همراهی می کنند به «شما آنقدر دشمنان مشترک دارید» اعتقاد دارند؟ آیا تاکنون نامی از آن دشمنان بردهاند؟ آیا موسوی از اصول تخطی نکرده است و نباید «در برابرش قاطعاً بایستید»؟ آیا اقداماتی نظیر عبور از قانون، عبور از رهبری، کشاندن مردم به معارضه با نظام، دروغ خواندن برترین انتخابات ملت و... تخطی از اصول نیست؟ اگر نیست پس مصادیق تخطی چیست؟ امام(ره) در بخشی دیگر از نامهاش مینویسد:«هر دو جریان باید با تمام وجود تلاش کنند که ذرهای از سیاست «نهشرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» عدول نشود و اگر ذرهای از آن عدول شود آن را با شمشیر عدالت اسلامی راست کنند». آیا موسوی نمیداند که اعضای ستاد دوم وی (ستاد مخفی قیطریه) در جلسه مورخ 19/4/87 خود، در خصوص چگونگی اجرای انقلاب مخملی راه چهارم را سلاح آمریکا و کمک خارجی میدانند و اظهار میدارند باید ببینیم آمریکا چه کمکهایی برای روند دموکراسی میکند. آیا شوهر نوه دختری امام(ره) در آن جلسه نمیگوید:«در عین اینکه پشتوانه داخلی را حساب میکنیم، باید پشتوانه خارجی را هم حساب کنیم» آیا این است عمل به وصیت؟ عدم عدول از اصل نه شرقی و نه غربی؟ آیا مدعیان نه شرقی و نه غربی، دنبال ارتباط با سوروس نبودند؟ آیا برای گسترش اندیشه امام(ره)، از مؤسسه سوروس کمک نمیخواستند؟ حضرت امام(ره) در جایی دیگر از منشور برادری میفرمایند:«هر دو (هر دو جناح) باید کاملاً متوجه باشند که موضعگیریها باید به گونهای باشد که در عین حفظ اصول اسلام، برای همیشه تاریخ، حافظ خشم و کینه انقلابی خود و مردم علیه سرمایهداری غرب و در رأس آن آمریکای جهانخوار و کمونیسم و سوسیالیزم بینالملل و در رأس آن شوروی متجاوز باشند». امروز شوروی متجاوز به زبالهدان تاریخ سپرده شد اگر، «موضعگیریهایی» که امام(ره) از آن یاد میکند امروز چگونه است؟ آیا مردم ایران صدای کف و سوت آمریکای جهانخوار و صهیونیستها را برای یاران موسوی در روز قدس و 13 آبان نشنیدند؟
آیا کسانی که مصداق عینی خطاب امام(ره) در نامه منشور برادری هستند، حاضر شدند در حوادث پس از انتخابات، گلایهای بسیار کوچک از اقدامات آمریکا و مواضع آن دولت، در قبال حوادث ایران انجام دهند؟
آیا اصلاحطلبان واژه پرتکرار امام(ره) یعنی«آمریکای جهانخوار» را همچنان قبول دارند؟ اگر قبول دارند باید چگونه فهمید؟ امام(ره) میفرمایند:«هر دو گروه باید توجه کنند که دشمنان بزرگ و مشترک دارند که به هیچ یک از آن دو جریان رحم نمیکند» آیا نگاه متقابل اصلاحطلبان و آمریکا، امروز مبتنی بر این فرمایش امام(ره) است؟ آیا کسی شنیده است آقای موسوی از بهمنماه که وارد گود انتخابات شد، یک بار اسم آمریکا را به زبان بیاورد یا لفظ دشمن را برای آن استفاده کند؟
نکتهای که همه تحلیلگران کشور، با همه سلائق از آن غافلند، این است که موسوی در 20 ساله گذشته با ورود به تدریس در رشته علوم سیاسی و مطالعات مربوط به این عرصه، از یک فرد مکتبی به شخصیتی روشنفکر تبدیل شده است، اما تن به این واقعیت نداد که روشنفکری و سیاستورزی با هم جمع نمیشود، این همان آسیبی است که خاتمی نیز در آن گرفتار شد. وقتی با ژست روشنفکری وارد قدرت میشوند، به اپوزیسیون علیه خود تبدیل میشوند. زیرا خاصیت روشنفکری نقزنی است و خاصیت قدرت مصلحتگرایی است. کاش مدعیان اصلاحطلبی برای اثبات خود به امام(ره) مراجعه نمیکردند، زیرا بیم آن میرود که نسلهای بعدی کشور به این باور برسند که خدایی ناکرده حضرت امام(ره) فردی روشنفکر، جمهوریخواه، سکولار و معتقد به مبانی لیبرالیسم بوده است.
اگر یک نفر از جوانان کشور به چنین باوری نسبت به امام(ره) برسد، قطعاً خیانتی بزرگ اتفاق افتاده است و مدعیان اصلاحطلبی در روز واپسین باید پاسخگوی آن باشند و قطعاً امام(ره) و شهدای انقلاب اسلامی گریبان آنان را خواهند گرفت. انشاءالله.