مدتی است که رجب طیب اردوغان و مولود چاووش اوغلو، رئیسجمهور و وزیر خارجه ترکیه، به همراه متحدان و رسانههای حامی دولت پیغامهایی مبنی بر تمایلشان برای عادیسازی روابط با سوریه میفرستند. این در محافل رسانهای به عنوان یک چرخش اساسی در سیاست آنکارا در قبال دمشق ارزیابی شد، به خصوص اینکه اردوغان بعد از سفر اخیر خود به اوکراین به صراحت اعلام کرد که سرنگونی نظام سوریه دیگر هدف ترکیه نیست. با این حال، دمشق طی این چند هفته بیشتر ترجیح داد که با سکوت نظارهگر رفتار طرف مقابل باشد تا اینکه فیصل مقداد، وزیر خارجه سوریه، بعد از دیدار طولانی با سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در مسکو این سکوت را شکست و نخستین پاسخ دمشق را بیان کرد.
شاید کلیدیترین حرفی که مقداد زد این بود که «نمیتوان به کسانی اعتماد کرد که قبلاً از تروریسم حمایت میکردند.» این حرف نشان میدهد که رویکرد فعلی دمشق در قبال پیغام و پسغام آنکارا برای همکاری دوجانبه و عادیسازی روابط این است که این نوع اقدامات آنکارا را نه جدی تلقی میکند و نه اینکه بر مبنای حسننیت میداند. در واقع، دمشق نمیتواند بعد از پشت سر گذاشتن بیش از یک دهه جنگ داخلی به کشوری اعتماد کند که یکی از عوامل اصلی این جنگ و آتشافروزی در سوریه بود و علاوه بر ویرانیهایی که طی این مدت برای سوریه به بار آورده، عامل کشته شدن صدها هزار سوری نظامی و غیرنظامی بوده است. بدیهی است که حرف زدن از عادیسازی روابط و همکاری دوجانبه با این شرایط روش اعتمادسازی نیست تا اینکه بتواند نقطه شروعی برای فرایند عادیسازی روابط باشد هرچند که خود این فرایند یک اتفاق سریع و فوری نیست و بدون تردید و در صورت تأمین خواستههای دمشق، آنکارا باید انتظار فرایندی زمانبر برای عادیسازی روابط با دمشق داشته باشد.
فیصل مقداد در شرایط فعلی از، اما و اگرهایی میگوید که میتوانند پیششرطهای دمشق برای هرگونه عادیسازی روابط باشد. به طور کلی، میتوان این پیششرطها را به دو دسته تقسیم کرد؛ نخست، پیششرطهایی که آنکارا با انجام آن میتواند حسننیت خود را برای عادیسازی روابط ثابت کند. این پیششرطها به طور خلاصه عبارتند از: ۱- پایان دادن به اشغالگری، ۲- توقف حمایت از تروریسم، ۳- عدم مداخله در امور خارجی و ۴ - حل مشکلات آبی. اینها پیششرطهایی هستند که در حال حاضر و به فوریت باید انجام بگیرند و روشن است که دمشق نمیتواند با نماینده کشوری بر سر یک میز بنشیند که خاکش را اشغال کرده، از گروههای تروریستی مسلح حمایت صریح مالی، تسلیحاتی و انسانی میکند و با ساختن دستکم ۱۴ سد در مسیر رود فرات عملاً آب مورد نیاز مردم سوریه را به گروگان گرفته است. دمشق به خوبی میداند که نمیتواند به وعدههای آنکارا اعتماد کند و به این جهت است که پیششرط دوم خود را در تدوین یک نقشه راه روشن میداند که «تضمینکننده بازگرداندن کنترل خود بر تمام نقاط کشور و تبدیل ترکیه از یک طرف درگیری به یک عنصر کمکی در راهحل باشد.»شکی نیست که ترسیم این نقشه راه نیازمند به گفتگوهای دوجانبه است، اما این گفتگوها تنها در سطح امنیتی- نظامی انجام میشوند، چیزی که قبل از این نیز وجود داشته و به معنای گفتوگوی رسمی یا حتی غیر رسمی سیاسی بین دو طرف نیست تا چه رسد به اینکه شروع فرایند عادیسازی روابط باشد. به این ترتیب و همانگونه که فیصل مقداد به صراحت بیان کرد، انجام این پیششرطها به عنوان «مقدمهای برای بازگرداندن روابط» به قبل از جنگ داخلی سوریه است، به این معنا که حتی با تحقق این پیششرطها باز نمیتوان گفت که عادیسازی روابط بین آنکارا و دمشق اتفاق افتاده است. این پاسخ فیصل مقداد و، اما و اگرهای سوریه برای عایسازی روابط با ترکیه در وهله نخست گویای این است که دمشق خود را در موضع قدرت میداند و نیازی ندارد با کشوری از در عادیسازی روابط وارد شود که با اشغال خاکش و حمایت از تروریستهایی نظیر هیئت تحریرالشام هنوز حاکمیتش را نقض میکند.