ند پرايس، سخنگوي وزارت خارجه امريكا روز چهارشنبه، 17 آگوست گفت كه چين با وجود پايان يافتن رزمايشهايش همچنان موقعيت نظامي هوايي و دريايي خود را در اطراف تايوان حفظ كرده و واشنگتن انتظار دارد پكن در هفتههاي آينده به «اقدامات تحريكآميز نظامي و تاكتيكهاي قهرآميز اقتصادي عليه تايوان» ادامه دهد. اين ادعاي پرايس در حالي انجام ميگيرد كه رزمايشهاي چين در شش منطقه اطراف جزيره تايوان واكنشي به سفر تحريكآميز نانسي پلوسي، رئيس مجلس نمايندگان امريكا به تايوان بود و به نظر ميرسد واشنگتن فقط چند روز بعد از سفر پلوسي، هيئتي متشكل از نمايندگان كنگره را به تايوان اعزام كرد و بر ميزان تنشهای موجود افزود. حالا واشنگتن از قصد خود براي توافق تجاري دوجانبه با تايوان پرده برداشته كه گفته ميشود مذاكرات اوليه بين دو طرف در اوايل پاييز انجام خواهد شد. مجموعه اين اقدامات واشنگتن نشان ميدهد برخلاف ادعاهاي پرايس، اين امريكاست كه برنامه گسترده به شدت تحريكآميز را در مورد تايوان تدارك ديده و مسئله اين است كه امريكا ميخواهد اين برنامه را تا كجا پيش ببرد.
سفر پر دردسر
سفر پلوسي به تايوان با سر و صداي زيادي همراه شده بود و حتي تحليلگران بسياري در داخل امريكا هم نسبت به پيامدهاي منفي اين سفر هشدار داده و از جو بايدن خواسته بودند به عنوان رئيسجمهور امريكا پلوسي را از انجام اين سفر بازدارد. نورمن سولومون از جمله تحليلگراني بود كه چنين درخواستي داشت و در مقاله دوم آگوست خود تحت عنوان «نانسي پلوسي ميتواند همه ما را به كشتن دهد»، نوشت: «گردنفرازي قدرت مخصوصاً زماني شوم و نفرتانگيز ميشود كه يك رهبر حكومتي جان افراد زيادي را با انجام دادن حركتي در شطرنج ژئوپلتيك جهان به خطر بيندازد. نقشه نانسي پلوسي براي سفر به تايوان از همين مقوله است. به لطف اوست كه احتمال رويارويي نظامي بين پكن و واشنگتن به شدت افزايش يافته است.» او در مقاله خود به نظر تحليلگراني از انديشكدههاي بنياد صندوق مارشال آلمان و مؤسسه امريكن انترپرايز اشاره كرده بود كه در نيويورك تايمز نوشته بودند: «يك جرقه ميتواند اين وضعيت قابل احتراق را مبدل به بحراني كند كه منجر به درگيري نظامي بشود. سفر نانسي پلوسي به تايوان ميتواند چنين جرقهاي را ايجاد كند.» البته اين جرقه منجر به درگيري نظامي نشد، آن هم به دو دليل؛ نخست اينكه چين رزمايشهاي خود را با دقت طراحي كرده بود تا از يك سو آنقدر نزديك به جزيره تايوان باشد تا پيام جدياش را هم به دولت بايدن و هم تجزيهطلبان تايواني داده باشد. دوم اينكه چين و امريكا در حال حاضر محتاطانه گام برميدارند تا اينكه خود را درگير جنگي ناخواسته نكرده باشند و به همين جهت بود كه وزارت دفاع امريكا برخلاف اعلام قبلي، ناوگروه تهاجمي خود به رهبري ناو هواپيمابر يواساس رونالد ريگان را صدها كيلومتر از سواحل تايوان دور كرد تا در جريان رزمايشهاي چين مشكلي ايجاد نشود.
چهارمين بحران
نشريه اكونوميست در تحليل 11آگوست خود، سفر پلوسي و پيامدهاي آن را به عنوان چهارمين بحران بر سر تايوان بين امريكا و چين نامگذاري كرد كه از ابتداي اعزام ناوگان هفتم نيروي دريايي امريكا به سمت منطقه براي دفاع از تايوان در دهه1950 و به دستور هري ترومن، رئيسجمهور وقت امريكا شروع شده است. در واقع، تايوان طي بيش از هفت دهه يكي از محورهاي اصلي تقابل بين واشنگتن و پكن بوده است اما بايد گفت كه اين چهارمين دور با شرايط كاملاً متفاوتي با ادوار قبل رخ داده است. اين شرايط متفاوت را ميتوان از هر دو سو و به روشني ديد. شي جينپينگ، رئيسجمهور چين، از زمان به قدرت رسيدن در سال2012 به نوعي مليگرايي روي آورده كه با اتكاي بر اين، بيش از هر رهبر ديگري بعد از مائو بر بازگرداندن تايوان به سرزمين مادري تأكيد ميكند. علاوه بر اين، پكن بيش از گذشته بر اين باور است كه امريكا ديگر پايبند به تعهداتي نيست كه پيش از اين و با پذيرفتن «چين واحد» دستكم در ظاهر امر رعايت ميكرد. اين به آن معناست كه شرايط در واشنگتن نيز نسبت به گذشته تغيير قابل توجهي پيدا كرده است و دولت امريكا حالا خواب و خيال ديگري براي تايوان دارد. همان گونه كه سولومون گفته بود، سفر پلوسي به سمت تايوان «مبدل به فرسايش عمدي سياست چين واحد شده» و حتي سولومون معتقد است پاسخ در لفافه بايدن به اين حركت نوعي واكنش زيركانه بود كه دلالت به حركت به سمت جنگ داشت. به اين جهت است كه نيال فرگوسن، مورخ مشهور محافظهكار معتقد است «دولت بايدن در مقايسه با اسلاف خود در قبال چين تندروتر شده است.» اين تندروي واشنگتن و سياست آن براي به فرسايش كشاندن سياست چين واحد با سفر پياپي پلوسي و هيئت كنگره با وجود تمام هشدارها مشهود است اما نكته اين است كه تندروي فعلي واشنگتن تا كجا پيش ميرود.
تجزيه تايوان
پكن بارها اعلام كرده جزيره تايوان بخش جداييناپذير چين است و اصل سياست «چين واحد» نيز بر اين پايه گذاشته شده و حتي سياست دولت امريكا دستكم از زمان رياست جمهوري ريچارد نيكسون و آغاز روابط رسمي بين واشنگتن و پكن در سال1973 به اين سو بر همين منوال بوده است، با اين حال، تحولات اخير تايوان و برنامه امريكا از نظر پكن به گونهاي ديگر تعبير ميشود، چنان كه وانگ يي، وزير خارجه چين برنامه دولت امريكا براي سفر پلوسي و وقايع بعد از آن را بر مبناي سه اشتباه واشنگتن ارزيابي كرد: نخست نقض آشكار حاكميت چين و تماميت ارضي آن، دوم حمايت واشنگتن از استقلال تايوان و گروههای به گفته يي «تجزيهطلب» در تايوان و سوم تضعيف صلح در منطقه از طريق افزايش حضور نظامي خود. به نظر ميرسد برنامه امريكا به خصوص در مورد اشتباه دوم جديتر از قبل شده است. در واقع، برنامه واشنگتن براي توافقنامه تجاري دوجانبه با تايوان تحت عنوان «ابتكار عمل امريكا- تايوان در تجارت قرن بيست و يكم» برنامه طولانيمدت واشنگتن براي دستيابي به هدفي است كه پكن آن را اشتباه واشنگتن ميخواند. هر چند گفته ميشود برنامه گفتوگوي هيئتهاي امريكا و تايوان شامل مذاكراتي در زمينه تسهيل تجارت، تجارت ديجيتال و تعيين و تقويت استانداردهاي ضدفساد است اما بايد گفت كه طرح امريكا براي تجارت دوجانبه زيرساخت اقتصادي را براي استقلال تايوان فراهم ميكند. اين نكته با توجه به رابطه اقتصادي تايوان و چين اهميت دارد، زيرا صادرات تايوان در دهه1950 به چين تنها يكسوم از يك درصد كل صادراتش بود اما حالا اين رقم به 30درصد رسيده است. افزايش رابطه اقتصادي محور اساسي مورد نظر پكن براي بازگرداندن تايوان به سرزمين مادري است و حالا بايد گفت كه واشنگتن با مطرح كردن تجارت دوجانبه با تايوان ميخواهد اين ريسمان ارتباطي را قطع کند تا اينكه استقلالطلبان در تايوان راحتتر بتوانند به هدف خود براي تجزيه تايوان از چين برسند. به اين ترتيب، سفر پلوسي و هيئت كنگره به تايوان را تنها ميتوان نقطه شروعي از دور چهارم بحرانآفريني واشنگتن بر سر جزيره تايوان دانست اما تفاوت اين دور با دورهاي قبلي اين است كه واشنگتن هدف بلندمدتي را براي تجزيه تايوان از چين دنبال ميكند.