مرد خشگمین که در هواخواهی از برادرش، شریک کاری او را به قتل رسانده بود، موفق شد با پرداخت دیه رضایت اولیای دم را جلب کند و از مجازات قصاص فاصله بگیرد.
به گزارش جوان، ۱۷ تیر ۹۵، مأموران پلیس تهران از مرگ مشکوک مرد جوانی در یکی از بیمارستانهای شهر باخبر و راهی محل شدند. جسد متعلق به مردی به نام اکبر بود که در جریان درگیری با مردی به نام سجاد مجروح و به بیمارستان منتقل شده، اما به علت شدت جراحت فوت کرده بود. جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و بعد از اعلام کارشناسان پزشکی قانونی که علت فوت را ضربات به سر اعلام کرده بودند، پرونده با موضوع قتل عمد تشکیل و تحقیقات در این زمینه آغاز شد. عامل قتل تحت تعقیب قرار گرفت و بازداشت شد. او در روند بازجوییها قتل را انکار کرد و مدعی شد ضربههایی که به اکبر زده کشنده نبوده است. تحقیقات ادامه داشت تا اینکه پنج سال بعد از حادثه بنا به گواهی شاهدان حادثه، کیفرخواست علیه متهم صادر و پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. متهم در اولین جلسه محاکمه مقابل هیئت قضایی شعبه دهم دادگاه قرار گرفت. ابتدای جلسه اولیایدم که مادر مقتول بود درخواست قصاص کرد. در ادامه متهم به جایگاه رفت و با انکار قتل گفت: «سالها قبل برادر بزرگم شرکتی راه انداخت که در آن قطعات آسانسور را تعویض میکردند. او با اکبر شریک شد و کار را شراکتی ادامه داد، اما بعد از مدتی شراکت آنها بههم خورد و از هم جدا شدند.»
متهم ادامه داد: «آخرین بار روز حادثه بود که اکبر مقابل خانهمان آمد. او خیلی عصبانی بود و میگفت برادرم بعد از بههم خوردن شراکتشان، مشتریها را به طرف خودش میبرد. اکبر بعد از این گلایه شروع به فحاشی کرد، به خاطر رفتار و حرفهایش کار به درگیری کشید و در آن درگیری برای هواخواهی از برادرم با چاقویی که دستم بود دو ضربه به دست و پهلوی او زدم. اکبر زخمی روی زمین نشست که همان موقع با اورژانس تماس گرفتم و او را به بیمارستان بردم. اکبر تحت عمل جراحی قرار گرفت و چند روز بعد مرخص شد. ۱۴ روز گذشت که خبر رسید او فوت کرده است. باور کنید من ضربهای به سر او نزدم و نمیدانم به چه علت فوت کرده است. اکبر وقتی از بیمارستان مرخص شد، حالش خوب بود.» متهم درباره اعلام نظر کارشناسان پزشکی قانونی گفت: «پزشکی قانونی یکبار علت مرگ را عفونت تشخیص داد و خود اکبر را مقصر اعلام کرد، چون با وجود عفونت بعد از جراحی، پیگیر درمانش نشده بود. من خواستار تعیین میزان قصور پزشکی نیز هستم، چون فردی که جراحی میکند، گاهی دچار عفونت میشود. پزشکان باید دستور بستری او را صادر کنند، نه اینکه او را از بیمارستان مرخص کنند. پس لازم است میزان قصور پزشکی در مرگ اکبر مشخص شود.»
با این ادعا، ریاست دادگاه با توجه به اظهارنظر کمیسیون ۱۱ نفره پزشکی قانونی گفت: کارشناسان علت فوت را سه ضربه به مقتول اعلام کرده اند، چه دفاعی داری؟
متهم عنوان کرد: «من فقط دو ضربه زدم.»
او در آخر گفت: «با اینکه قتل را قبول ندارم و در مرگ اکبر مقصر نبودم، اما در این مدت برای جبران این اشتباه خانهای برای پسرش خریدیم، اما مادرش برای رضایت ۳ میلیارد تومان پول میخواهد که توان پرداخت آن را ندارم.»
در ادامه برادر متهم به عنوان شاهد در جایگاه ایستاد و گفت: «من در آن درگیری بودم و برادرم برای هواخواهی از من وارد درگیری شد، ولی ضربه کشندهای به مقتول نزد.» دیگر شاهد نیز به جایگاه رفت و با رد حرفهای برادر متهم گفت: «من شاهد درگیری بودم. متهم دروغ میگوید. او با کارد به مقتول حمله کرد و چند ضربه زد.»
در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد و با توجه به مدارک موجود در پرونده و نظر کارشناسان پزشکی قانونی، متهم را به قصاص محکوم کرد. این حکم در دیوان عالی کشور تأیید شد و درحالیکه متهم در آستانه مرگ قرار داشت، توانست با پرداخت دیه رضایت اولیای دم را جلب کند.
به این ترتیب او اینبار از جنبه عمومی جرم محاکمه شد و در آخرین دفاعش گفت: «باور کنید قصد کشتن اکبر را نداشتم. من ضربه زدم، اما کشنده نبود. او خودش مقصر است، چون بعد از ترخیص پیگیر درمانش نشده بود. حالا به سختی توانستم رضایت اولیای دم را جلب کنم. از دادگاه تقاضا دارم در مجازاتم تخفیف قائل شود.»
در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.