
اواخر قرن 20 و اوایل قرن 21، شاهد رویشها و ریزشهایی در مکاتب فلسفی بودهایم. نئولیبرالیسم به جای لیبرالیسم، «چپ انتقادی» به جای مارکسیسم آمد... اما جدیداً در ایران شاهد پاگیری جریان فلسفی، فرهنگی، اجتماعی، علمی، ورزشی، تخیلی، رمانتیک، هنری و... به نام هرد بیلیسیم هستیم. این جریان مأمن و مأوای تمامی عزیزان سرخورده و پریشانخاطری است که برای روشنفکر شدن حاضر شدند به هر مکتبی دست و پا بزنند. از روسولاک شروع شد. ماتریالیسم قرن 17 را در نوردیدند. دیالکتیک روشنگری آدورنو و هورکهایم آنها را به سمت نظریه انتقادی کشاند. دیالکتیک منفی آدورنو که برای آنها شاهکار فلسفی بود را نیز خواندند و به جایی نرسیدند. عدهای آنارشیست شدند و به نظرات سوسیالیسم سلطه جو (مارکس) در مورد انقلاب تاختند. روح مطلق، روح عینی، روح ذهنی هگل جذاب بود. رابطه این عده با فلسفه را میتوان به نوعی بیبندوباری و بیقیدی در فکر و منش فلسفی تشبیه کرد. هرگاه معشوقی نو مییافتند، معشوق قبلی را غال میگذاشتند. عدهای که از همه اینها سرخورده شده بودند ولی روی بازگشت نداشتند، خود را سوسیال مسلمان ! و لیبرال مسلمان! نامیدند.
اما راهحل ما برای عدهای است که نه راه بازگشت و نه روی بازگشت دارند. انسانهای تنها، بیپناه که کمرشان زیر آوارهای دیوار برلین و فروپاشی کمونیسم شکسته و هنوز هم منتظرند تا چهگوارا از دل کوهها و جنگلهای ایران پایین بیاید و آنها را نجات دهد. ما صادقانه میخواهیم که این عزیزان دل به سرنوشت شوم سازمان مجاهدین خلق گرفتار نشوند.
مکتب هرد بیلیسیم را بعد از مدتها بحث، مطالعه، تحقیق، تفحص، خواندن، نوشتن، کپیکردن آرا و نظریات ناب فلاسفه عهد دایناسور به دست آوردیم. شاخص این مکتب انسانسوز که طرفداران بسیاری را تاکنون جذب خود کرده و احتمالاً به زودی طی یک نشست یا به صورت سرپایی اعلام موجودیت میکند، این است که میتوان کمونیسم یا سوسیال بود اما از آمریکا پول گرفت و در خدمت «سازمانهای به اصطلاح آزاد فرهنگی» غرب بود. سوسیالیستهایی که منافع کشورهای سوسیال را به خطر میاندازند! میتوان سوسیال بود ولی آن دسته از افکار سوسیالیسم که برای آمریکا بیخطر باشد را اجرا کنیم. سوسمالیسم بیخطر! ظاهری سوسیال و باطنی لیبرال، حتی میتوان مسلمان بود ولی با تمام مکاتب اعم از هندو، بودا،شنتو،طالبان، وهابیت، شیطان پرست، کابالانیسم و ... دست برادری و برابری داد. ضمناً میتوان در مراسمات مذهبی نیز حضور فعال داشت و حتی تشکیل هیأت مذهبی داد تا دیگر به شما انگ غیرمذهبی بودن نزنند. این اوج مارماهی و شترمرغ بازی است. لطفاً به خاطره تاریخی زیر توجه کنید و در پایان، هر چه سریعتر تصمیم خود را بگیرید (خاطره و اقعی)
عزاداری تمام شد. دنیا بر حسین خون گریست و خلق فریاد یا حسین و درود بر خمینی را به نشانه تداوم و تسلسل تاریخ به هم در آمیخت و همچنان جمعی انبوه از هواداران آنچنانی منافقین در خرقه تحریم عزاداری و تحریم پلو ارتجاعی خویش، روزگار به سر میبردند. سالهای قبل از انقلاب به عنوان شوخی به جمعی از همین جماعت فعال غرق شده در خط آمریکا اما قبلاً چپزده و چپنما و شبنما و از این قبیل مزخرفات میگفتند: شما باید هیأتی تشکیل بدهید و روی پرچمش بنویسید؛ هیأت متحدۀ جوانان سوسیالیست، متوسلین به اماللنین و نوحههایتان را هم بدین مضمون تنظیم کنید و به عنوان « اتمام حجت مولا خطاب به افراد زحمتکش سیاه عمر سعد و شمر و یزید» بخوانید و سینه بزنید که:
« چنین فرمود کای قوم پرولتر کند غارت شما را بامیلیتر
یزید بورژوا اللهاکبر!! یزید بورژوا اللهاکبر!!
یزیدا ای تراز خارج از دین برو گمشو تو ازکاخ کرملین
زخشم خلقها اللهاکبر یزید بورژوا اللهاکبر
اگر گردد صنایع مائوفاکتور امان از اقتصاد کمپرادور
ازاین سرمایهها اللهاکبر یزید بورژوا اللهاکبر
رفیق حریک دوبمب آتشآور گذارد در مقرگارد لشکر
کنار قتلگاه اللهاکبر یزید بورژوا اللهاکبر»
و الی آخر که این همه نشان دهنده و بهترین نشانه دیدگاهها و طرز نگرش «مجاهدین خلق» در برابر عاشورا و حتی اسلام است. امیدواریم که متن بالا راهنما و مانیفست خوبی برای هرد بیلیسیم باشد. در ضمن کتب راهنما شامل «نقش بیل و کلنگ و تیشه در انقلاب اکتبر جزایر قناری» است!