
دید و بازدیدهای مخملی سران اغتشاش و رفت و آمدهای مبتنی برسالوس و ریای سیاسی، تنها راهکار برونرفت از چالشی تحت عنوان « بحران هویت » در جریان « بربادرفته » پس از انتخابات است که در حفظ هویت کذایی و پوشالی خود هرازچندگاهی، عشوهگریهای سیاسی در برابر انظار و اذهان عمومی را در صدر برنامههای خود قرار میدهند. دیدار اخیر کروبی و میرحسین موسوی به مناسبت سیزده آبان! (البته پس از ده روز) فرصت دیگری برای عرض اندامهای سیاسی مغلوبین انتخابات و مغضوبین ملت فراهم آورد تا ضمن تکرار ادعاها و افادههای انتخاباتی، هویت « به کمارفته » خویش را احیا کنند. «اصلاحطلبان دیروز» از رهگذر گفتمان آنارشیسم به «دیکتاتوران امروز» مبدل شدهاند که برای تیترسازی و احیای خود در مسیر دستیابی به کانونهای قدرت و ثروت، به هرگونه دروغپراکنی و سیاستهای ماکیاولی پناه میبرند تا شاید نانی بیابند و نامی بیافرینند! غافل از آنکه همه نیک میدانند؛ « پرتو نیکی نگیرد آنکه بنیادش بد است.» در جریان ملاقات اخیر دو نامزد شکست خورده که در منزل کروبی برگزار شد، میرحسین موسوی با قرائتهای عنادآمیز و تکراری خود ضمن انتقادهایی علیه حاکمیت وحکومت گفت: «راهسبز، سرکوب را محکوم میکند و خود نیز گرفتار خشونت نخواهد شد. همه مردم متوجه هستند که سلاح ما، شعارهای مسالمتآمیز و عقلانی ماست. اگرچه در این راه دچار خسارت هم بشویم. ما اجرای بدون تنازل قانون اساسی را میخواهیم.» مهدی کروبی هم ضمن موضعگیریهای تند و رادیکالی خود علیه نظام و نیز ادعای اینکه گروهک ریگی! میخواسته او را ترور کند و او بدون ترس در مراسم سیزده آبان شرکت کرده است، عنوان کرد: « این روزنامههای زنجیرهای تهمت و انگ میزنند که من و شما از اسلام و انقلاب خارج شدهایم. اما با نوشتههای آنها که ما از اسلام و انقلاب خارج نمیشویم. منتها من نمیدانم این چه برخوردی است که آنها خودشان را میزانالاعمال و امیرالمومنین میدانند؟» مطمئناً خوانندگان محترم نیک میدانند که دیگر حرفهای تکراری و تاکتیکهای نخ نما و تناقضات عملی و گفتاری در جبهه نودیکتاتوران اصلاحطلب به قدری مبرهن شده است که اگر نعوذبالله روزگاری مرز کفر و الحاد راهم درنوردند، حرفها و ادعاهایشان محلی از اعراب و تامل ندارد. . .
مگر میشود هم داعیهدار قانون اساسی بود و هم طلایهدار آشوب و اغتشاش؟ و یا آنکه مگر میتوان ادعای «خط امامی بودن» داشت و بر آموزههای امام خط بطلان کشید؟ و مواردی از این تناقضات و تناسبات پارادوکسیکال که بر همگان مبرهن و مشخص است و اکنون میرحسین موسوی و مهدی کروبی درپیآنند تا بهرهگیری از عملیات جنگ نرم و تاکتیکهای نوین، ذهنیتهای اجتماعی نسبت به نظام را دچار استحاله کنند غافل ازآنکه روی دیگر این سکه بر این نقش ازلی است که « خداوند مکر آنها را به خود آنها باز میگرداند.»
میرحسین موسوی با خوش خیالی کاذب همچنان طایر توهمات و سایر توقعات خویش است تا شاید بابی را مفتوح کند و اربابی را ممدوح! چه آنکه فردای ملاقات اخیر، رسانهها و عناصر وابسته از رویکرد ساختارشکنانه این دو استقبال کرده و ابراز امیدواری کردند:
1- «ب. ح»، عضو پاریسنشین گروهک ضد انقلابی اتحاد جمهوریخواهان در توصیهای به مخالفان جمهوری اسلامی در سایت وابسته به گروهک مذکور گفت: «مبارزه کروبی و موسوی با جمهوری اسلامی را باید مغتنم شمرد.»
2- رسانه دویچه وله آلمان با تایید اظهارات آنها نوشت: «موسوی و کروبی در سومین دیدار خود بر ضرورت دوری از خشونت و پایداری در مطالبه حقوق قانونی مردم تأکید کردند. آنها برخی شعارهای ساختارشکنانه را ناشی از خشونت مأموران نامیده و خشونت علیه زنان را محکوم کردند.»
3- رادیو فرانسه با تیتر کردن « حمله پلیس به زنان تظاهرکننده، محور گفتوگوی کروبی و موسوی» گفت: «گفتوگوهای این دو در این دیدار مسائل مربوط به روز سیزدهم آبان و خصوصا حمله به زنان شرکت کننده در تظاهرات توسط پلیس بود.» به هر حال آقای مهدی کروبی که حتی در انتخابات اخیر نتوانست بیش از 330هزار(زیر یک درصد تعداد کل شرکتکنندگان) رأی بیاورد و یا میرحسین موسوی که نتوانست بین میرحسین قبل انتخابات و میرحسین پس از انتخابات وحدت تئوریک و عملی برقرار کند، هر دو به سبب افکار و اعمال هرجومرجطلبانه و دستپاچگی استراتژیک و نیز عبور از قانون اساسی و نظام اسلامی، مایه رسوایی و بربادرفتگی جبهه اصلاحات شدهاند و هر روز شعلههای امید به بازگشت یاران گذشته امام (ره) را در اذهان عمومی کمنورتر از دیروز میکنند.