درست همزمان با فراخوان مهدي هاشمي از سوي دادستان عمومي و انقلاب تهران براي دفاع از خويش در برابر اتهامات وارده، اعلام گرديد ايشان پس از ديدارها و رايزنيهاي سياسي اقدام به خريد خانه در سواحل زيباي شهر برايتون در انگليس کرده است تا بيخيال تيترهاي سياه روزنامههاي اصلاحطلب پيرامون قيمت بالاي مسکن در ايران و نگراني از وضعيت مستأجران مدتي را به تمدد اعصاب و استراحت بپردازد. شايد هم براي رفع خستگي سفر علمي – کاري محوله از سوي واقفين خيرخواه دانشگاه آزاد اين ملک جزئي تهيه شده باشد، چرا که نزديک به سهماه پيش اعلام شده بود آقازاده عاليجاه براي سرکشي از شعب خارج از کشور به فرنگ شرف اجلال فرمودهاند که البته انتظار اين بود براي رعايت اموال وقفي خيلي زود مراجعت فرمايند. اما حالا معلوم مي شود که چرا ساير اخوان زحمت کشيده و سعي داشتند جاي خالي ايشان را در سياست داخله پر کرده و نبوغ بينظير آقازاده را در جنجالآفريني جبران نمايند. از اين رو تقريباً همان زمان که ايشان به دنبال هماهنگي براي ملاقات با مقامات وزارتخارجه پادشاهي فخيمه انگليس و شايد مقدمات خريد ويلاي ساحلي بودهاند، در متروي تهران هم جنجالي برپا شده و جالبتر اينکه گفته ميشود در روز 13 آبان نيز اخوي ديگر با لباس بلوچي به هدايت گروهي از اغتشاشطلبان مشغول بودهاند. به راستي که چه نبوغي دارند، اين برادران براي پاسداشت همين نبوغ است که شهردار محترم تهران پنجبار به استعفاي يکي از آنها جواب منفي داده و آخر کار نيز کمکهاي ميلياردي کردهاند براي تأمين خواسته ايشان و تأييد اينکه واقعاً مشکلات متروي تهران دقيقاً در آستانه 13 آبان فقط ناشي از مشکلات مالي بوده و هيچ ربطي به التهابآفريني مرتبط با فراخوان رنگيها نداشته است. بالاخره هرچه که بوده گذشته و امروز حتي ميرحسين هم براي ماندن، آقاي مجيدي بيرنگ و ريا را جلو انداخته تا اعلام نمايد هنر و فرهنگستان هنر هيچ کاري به سياست ندارد و ساحت هنر از ديدگاه اين حضرات نبايد به هيچ رنگي آلوده شود. گرچه چاپ عکس چهاررنگ اعضاي محترم فرهنگستان كه آقاي ميرحسين را دوره کرده و چون نگيني رنگي در ميان گرفتهاند، در صفحه اول روزنامههاي مدافع جنبش رنگي به اين ادعاها رنگ ديگري ميدهد. ولي بههرحال وقتي رنگ کاري، کاري از پيش نميبرد بايد به بيرنگي برگشت. حال قضاوت مردم چه ميشود؟ از قديم گفتهاند بالاتر از سياهي رنگي نيست و ميشود با کمک برخي از آقايان آنها را رنگ کرد!اما درست اشتباه همين جاست. اين مردم امروز از برخي نخبگان جلو افتادهاند و ديگر نميشود آنها را به رنگها مشغول ساخت، حتي اگر سالها هنرمندانه روانشناسي رنگها را تمرين کرده و در فرهنگستان هم اين هنرها را براي سياست بازي به قرض گرفته باشند. تنها امروز جبران آن همه سياه بازي و سياهنمايي توبهاي بيرنگ و ريا، عذرخواهي از مردم و گردن گذاشتن به عدالت است. در اين بين دستگاه قضا براي پاسداشت عدالت، فراتر از هرگونه مصلحتانديشي اقدام نمايد.