ديويد وايت(David Wight)*
50سال پيش، ريچارد نيكسون رئيسجمهوري وقت امريكا از شاه ايران خواهش كرد: «از من محافظت كن.» با اين درخواست، نيكسون دكتريني به نام خود در خليجفارس كليد زد كه هر چند از آن به عنوان يادگار دهه70 ياد ميشود اما در واقع تا به امروز سياست امريكا در منطقه را هدايت ميكند.
با آنكه اين دكترين، از همان ابتدا يك فاجعه راهبردي و بشري بود، اما در آن زمان، توانايي ايالات متحده براي به كارگيري نيرو در خارج، به خاطر جنگ ويتنام محدود شده بود، بنابراين نيكسون به متحدانش در اطراف جهان فشار ميآورد كه سهم بزرگتري از دفاع نظامي دوران جنگ سرد را بر عهده گيرند. اين راهبرد به عنوان دكترين نيكسون شناخته شد. با توجه به پيوندهاي نزديك شاه با امريكا و درآمدهاي فزاينده نفتي ايران، نيكسون اين كشور را به عنوان يك شريك ايدهآل در خليجفارس ميديد تا با نفوذ شوروي در كشورهاي همسايه مقابله کند.
شاه كه در رؤياي تثبيت ايران به عنوان يك قدرت بيرقيب نظامي در خليجفارس بود، از دكترين نيكسون استقبال كرد و يك مسابقه صدور اسلحه به اين منطقه پردردسر كليد خورد كه تا به امروز ادامه يافته است.
در اوايل دوران جنگ سرد، امريكا با انگلستان و فرانسه هماهنگ كرده بود فروش سلاح به كشورهاي خليجفارس از جمله ايران را محدود كنند. در گذر دهه1960، دولت امريكا شمار تسليحاتي را كه بايد به ايران فروخته ميشد، محدود كرد چراكه نگران بود اگر دست شاه را باز گذارد، هزينه بيش از حدي را به بهاي تضعيف توسعه اقتصادي ايران، صرف خريد تسليحات خارجي خواهد كرد و حمايت ايرانيان از پادشاهي را به خطر مياندازد، اما نيكسون پس از ديدار ماه می1972 خود با شاه، به دولت امريكا دستور داد سياست محدودكردن فروش تسليحات به ايران را كنار گذارد. در نتيجه تا سال1974، فروش جنگافزارها و خدمات نظامي امريكا و توافقهاي مربوط به ساختوساز با ايران 23برابر افزايش يافت. در اواخر دهه1970، شاه همچنان به خريدهاي پرهزينه جنگافزار ادامه داد كه از جمله آنها سفارش اسكادرانهاي اف-14، چهار ناوشكن موشكانداز و هفت هواپيماي رديابي آواكس بود.
تداوم دکترین با وجود سقوط شاه
تقويت نظامي انبوه ايران، مسابقهاي تسليحاتي را در خليجفارس دامن زد. عراق در واكنش به توان فزاينده ايران و ارسال سلاح توسط رژيم شاه به شورشيان كرد، خريدهاي جنگافزارياش از اتحاد شوروي را افزايش داد. عربستانسعودي هم در واكنش به تقويت فزاينده نيروهاي مسلح عراق، به سرعت بر خريدهاي تسليحاتياش از امريكا افزود كه شامل خريد 60هواپيماي اف-15 در سال1978 ميشد، اما در اوايل سال1979، شاه با انقلاب ايران سرنگون شد و آيتالله خميني به جاي او آمد كه به شدت ضدامريكايي بود. بسياري از ايرانيان عليه شاه به اين دليل شوريدند كه احساس ميكردند او هزينههاي گزافي را در خريدهاي تسليحاتي از امريكا هدر داده و از سرمايهگذاري در برنامههايي كه ميتواند به افزايش رفاه و كيفيت زندگي مردم بينجامد، باز مانده است. دكترين نيكسون، كمك كرد ايران از يك متحد به يك دشمن امريكا تبديل شود. به رغم سقوط شاه، امريكا رويكرد نيكسون را با شدت بيشتري ادامه داد، با اين اميد كه فروش سلاح به متحدان عرب، ايران را محدود ميكند. ايراني كه تا دندان به سلاحهاي امريكايي مسلح بود، اكنون تهديد ميكرد انقلاب اسلامي را به تمام جهان صادر خواهد كرد.
هر چند انقلاب ايران، تكانهاي را به رياض و واشنگتن وارد كرد اما يورش شوروي به افغانستان در پايان همان سال يك هراس كامل را با خود آورد. در واكنش به اين يورش بود كه جيمي كارتر اعلام كرد «تلاش هر نيروي خارجي براي كنترل منطقه خليجفارس، با هر وسيله ممكن و از جمله نيروي نظامي پس زده خواهد شد» و دستور داد نيروهاي امريكايي در خليجفارس و اطراف آن تقويت شوند. از اين دكترين كارتر، اغلب به عنوان پايان كار دكترين نيكسون در خليجفارس ياد ميشود چراكه دكترين كارتر بر به كارگيري نيروهاي نظامي امريكا براي دفاع از خليجفارس تأكيد داشت و نه ارتشهاي متحدان منطقهاي آنگونه كه دكترين نيكسون در نظر داشت، در واقعيت اما اين دو دكترين، در كنار هم دنبال شدند. به كارگيري نيروهاي نظامي امريكا در خليجفارس در نيمه اول دهه1980 به كندي پيش رفت، اما در مقابل از سال1979 تا 1984، بيش از يكچهارم فروشهاي جنگافزاري و خدمات نظامي و قراردادهاي ساختماني امريكا با ديگر كشورها به عربستان سعودي اختصاص يافت.
با شروع و سپس ادامه جنگ هشت ساله ايران- عراق كه خليجفارس را بيش از پيش ناپايدار ميكرد، واشنگتن از فروشهاي تسليحاتي بيسابقه شوروي و فرانسه به عراق حمايت كرد تا قدرت ايران را محدود كند. ايران هم در بازار سياه سرگرم خريد تسليحات امريكايي بود. اين جنگ به قيمتهاي بالاتر نفت انجاميد و حضور ارتش امريكا در منطقه را عميقتر كرد و نتيجه اينكه بيش از 750هزار نفر كشته شدند.
زمان تجديدنظر است
دخالتهاي امريكا در جنگ1991 خليجفارس و يورش 2003 به عراق كه با به كارگيري حجم بزرگي از نيروهاي نظامي انجام شد، نشانه دور شدن بيشتر واشنگتن از دكترين نيكسون در خليجفارس بود، با اين حال هر دو جنگ، قدرت نسبي منطقهاي ايران را افزايش داد چراكه توانايي و اراده عراق به مقابله با قدرت ايران را از ميان برد. هنگامي كه جنگ امريكا براي سالها به طول انجاميد، حمايت امريكاييها از بهكارگيري گسترده نيروي نظامي در مناطق جنگي هم كمرنگ شد. اين عوامل، واشنگتن را دوباره به سمت دكترين نيكسون سوق داد تا حجم بيسابقهاي از جنگافزارها را به عربستان سعودي و امارات متحده بفروشد، بلكه بتوانند خود به مقابله نظامي با ايران برخيزند. اين فروشها، شامل يك بسته بيسابقه 60ميليارد دلاري جنگافزار به عربستانسعودي در سال2010 بود. عربستان و امارات از سيل سلاحهاي امريكايي براي حمله بيحساب و كتابشان به يمن استفاده كردند تا نفوذ خود را در اين كشور حفظ کنند و نفوذ ايران را از ميان ببرند. دولتهاي اوباما و ترامپ با تدارك دوباره انبوهي از جنگافزار، به آن دو كشور در جنگ عليه يمن ياري كردند؛ از سال 2015 تا 2019، عربستان يكچهارم كل صادرات سلاح امريكا را به خود اختصاص داد. دولت بايدن همچنين به آنها پيشنهاد تسليحات پيشرفته را داد، البته با برخي محدوديتهاي تازه.
اينجاست كه دوباره دكترين نيكسون به منافع امريكا و منافع مردم خاورميانه آسيب رساند. جنگ يمن، بيش از 250هزار نفر را كشت و بيش از نيمي از جمعيت يمن را گرفتار ناامني غذايي كرد. تهاجم تحت هدايت عربستان، عملاً بر نفوذ ايران در يمن افزود و احساسات ضدامريكايي را به خاطر كشته شدن يمنيها با تسليحات امريكايي، شعلهور ساخت. فروش تسليحات پيشرفته بيحساب به كشورهاي خليجفارس در چارچوب منطق دكترين نيكسون، به فجايع مكرر انساني و راهبردي انجاميده است. پس از 50سال، تعيينكننده است كه امريكا به نقش خود در مسابقه تسليحاتي خليجفارس خاتمه دهد و به جاي آن خود را دوباره به گفتوگو بر سر توافقهاي چندجانبه كاهش فروش تسليحاتي و تقويت نظامي در اين منطقه پايبند سازد.
*انديشكده كوئينسي، 31می 2022
ترجمه: معاونت مطبوعاتي