تیم فوتبال امید ایران با هدایت مهدی مهدویکیا از گردونه مسابقات قهرمانی زیر ۲۳ سالههای آسیا حذف شد. شاگردان مهدویکیا، دو مساوی کسب کردند و یک شکست ناباورانه مقابل ترکمنستان داشتند تا خیلی زود با مسابقات خداحافظی کنند و به کشور بازگردند. اما در بازگشت تیم امید دوباره شاهد راه افتادن برخی اظهارنظرها و قلع و قمع تیم امید و بهخصوص کادر فنی آن هستیم. عدهای بر این باورند که تیم از دست رفته و نیاز به تغییرات اساسی دارد. البته ناگفته پیداست که در چنین مواقعی باید جستوجو کرد و دید که پای کدام دلال در میان است تا گزینه مورد نظر خود را سرکار بیاورد و پول هنگفت به جیب بزند.
اینکه امیدهای فوتبال ایران نتوانستند نتیجه قابل قبولی کسب کنند، یک واقعیت تلخ را در ذهنمان تکرار میکند، واقعیتی که سالهاست با آن دست به گریبانیم و هنوز هم میخواهیم با آن همان برخورد اشتباه سالهای قبل را داشته باشیم. واقعیت این است که فوتبال ایران به تیم امید بهای چندانی نمیدهد. این تیم فقط در آستانه برگزاری رقابتهای انتخابی المپیک با سروصدای زیاد و وعدههای بزرگ تشکیل میشود و بعد از اینکه میبازد همه چیز تمام میشود تا المپیک بعد. این ماجرایی است که ۴۶ سال است تکرار میشود و حالا با این شکست، آنهم نه در مسابقات انتخابی المپیک، ظاهراً دوباره در حال شکلگیری است.
در خصوص عدم نتیجهگیری تیم امید در مسابقات قهرمانی فوتبال زیر ۲۳ سالههای آسیا باید نکات خاصی را مورد توجه قرارداد؛ اینکه بلافاصله مهدویکیا، کادر فنی و بازیکنان را بکوبیم و آنها را به مسلخ ببریم، سادهترین کار ممکن است. اقدامی که در ۴۸ سال گذشته انجام شده و همیشه هم شکستهای بعدی را به دنبال داشته است.
در وهله اول باید توجه داشته باشیم تیم امید ایران برای حضور در مسابقات قهرمانی آسیا با کمترین امکانات راهی ازبکستان شد. امیدها صرفاً در مجموعه پک آماده رقابت با حریفان شدند که ناگفته پیداست وقتی قرار باشد تیمی جهانی فکر کند باید از این پیله خارج شود.
دوم اینکه مهدویکیا و شاگردانش حتی بازی تدارکاتی مناسبی برگزار نکردند و تنها دلخوش به اردوی برپا شده در عراق و انجام دو بازی با تیم امید این کشور به ازبکستان رفتند. این موضوعی است که گریبانگیر تمام فوتبال است و امروز تیم ملی هم با آن دست و پنجه نرم میکند. امیدها ضربه خوردند و تیم ملی هم حتماً ضربه خواهد خورد.
سوم و از دو مورد بالا مهمتر اینکه تیم امید درست مثل تمام سالهای قبل و شاید بدتر از آن مورد بیمهری باشگاهها قرار گرفت. باشگاههایی که یا بازیکنانشان را دیر در اختیار کادر فنی تیم امید قرار دادند یا مثل قهرمان لیگ برتر اصلاً اجازه حضور بازیکنانشان در اردو و ترکیب تیم امید را ندادند.
با اینحال هنوز دیر نشده و هنوز نباید ناامید باشیم. مهدویکیا، جوانترین تیم امید ایران را به ازبکستان برد و به قول خودش رفته بود تا کسب تجربه کند: «با یک تیم جوان به این تورنمنت آمدیم و فکر میکنم تاوانش را هم با کنار رفتن از مسابقات پرداختیم. هدفمان رفتن به المپیک است، به همین دلیل با تیم جوانی اینجا آمدیم تا تجربه کسب کنیم تا دو سال بعد با همین بازیکنان به المپیک صعود کنیم. تیم ما دو سال از تیمهای دیگر کوچکتر بود. فوتبال خوبی بازی کردیم و فقط نتیجه خوبی نگرفتیم. در هر سه بازی از حریفانمان برتر بودیم. دو مشکل بزرگ داریم که یکی از آنها گل نزدن تیم است. دیگری هم مشکل بدنی بازیکنان ماست. بسیاری از آنها در لیگ ایران بازی نمیکنند و فیکس نیستند. وقتی شرایط بازی حساس میشود باید بدن بازیکنان هم بتواند طبق شرایط مسابقه آمادگی داشته باشد. ازبکستان، تیم جوان و خیلی خوبی بود که فوتبال بسیار خوبی بازی کرد. قطر با برخی بازیکنان باتجربه آمده بود، اما در بازی با آنها بهتر از حریف بودیم. ترکمنستان هم با ۲۱بازیکن باتجربه آمده بود و فکر میکنم خیلی خوششانس بود که از گروه صعود کرد.»
آنچه مسلم است اینکه باید به مهدویکیا و تیمش فرصت داد. باید کادر فنی حفظ شود و این دقیقاً همان عمل کردن به شعار حمایت از مربی داخلی و استفاده از استعدادهای ناب فوتبال ایران برای پیشرفت است. فراموش نکنیم که مهدویکیا کار مربیگری خود را با همین تیمهای پایه آغاز کرده و به خوبی درک میکند که مشکل کار کجاست. ضمن اینکه ما در سالهای قبل اختیار تیم را به دست مربیانی داده بودیم که مثلاً باتجربهتر از مهدویکیا بودند، اما همگی باختند.
بهطور حتم همانطور که خود مهدویکیا گفته ایرادهایی به تیم و نحوه آمادهسازی و حتی ارنج کردن آن وارد است، اما این ایرادها قابل رفع هستند و میتوان با برنامهریزی درست و اعتماد و اطمینان به بازیکنان جوان و کادر فنی جوان تیم تا زمان شروع مسابقات انتخابی المپیک تیم امید را آماده کرد و با برنامهریزی درست گام به المپیک پاریس ۲۰۲۴ گذاشت. البته به شرط آنکه اسیر جو به راه افتاده نشویم و یکی از سرمایههای فوتبال کشورمان را به راحتی نسوزانیم.