رقابتهای جام حذفی فوتبال باشگاهی ایران در حالی چهارشنبه شب گذشته با قهرمانی نساجی مازندران به پایان رسید که شاهد یکی از خاصترین رقابتهای حذفی کشور طی سالهای گذشته بودیم.
نساجی و آلومینیوم با حذف دو تیم پرهوادار استقلال و پرسپولیس گام به دیدار نهایی گذاشتند تا پس از چندین سال هیچ تیمی از تهران به فینال راه پیدا نکند. البته این تنها یک سر ماجرا بود، خاصتر بودن این دیدار را میتوان به اتفاقات بعد از آن مرتبط دانست. جایی که همه چیز به راحتی زیرسؤال رفت و سرمربیان دو تیم حتی جلوی دوربینهای تلویزیونی هم هیچ ابایی از توهین به یکدیگر نداشتند تا ثابت شود آنچه که در فوتبال ایران مهم نیست، مسئله اخلاق و اخلاقگرایی است.
نساجی مازندران قهرمان شد و جام را بالای سر برد، اما رفتارهای زننده سرمربی این تیم نسبت به رقیب و حرفهای تند و واکنشهای عصبی او که حتی به برخورد فیزیکی هم منجر شد، چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. اینکه بعد از این همه سال جام حذفی از حالت دو قطبی بودن خارج شده و دو تیم خوب شهرستانی موفق با شایستگی تمام موفق به حضور در فینال این رقابتها شدهاند را باید به فال نیک گرفت، اما دیدن این همه صحنه زشت و زننده آن هم بعد از قهرمانی موضوع قابل هضمی نیست. ماجراهایی که حتی قهرمانی را به کام هواداران واقعی نساجی مازندران هم تلخ کرد و ظاهراً باید مورد توجه جدی قرار گیرد. حالا دوباره بحث شکایت و شکایت کشی مطرح است و زدن انواع و اقسام اتهامها به هم جالب اینکه حالا که کار از کار گذشته و آبروها ریخته شده است دو طرف یکدیگر را به خویشتنداری دعوت میکنند، غافل از اینکه آنچه که نباید رخ میداده اتفاق افتادهاست و دیگر برای تعارف تکه پاره کردن خیلی دیر است.
نساجی مازندران قهرمان شد به شایستگی هم این عنوان را بهدست آورد، اما در نهایت اخلاق را باخت که این یکی شاید بسیار مهمتر از جامی بود که ساکت الهامی و شاگردانش بالای سر بردند و البته این اتفاقات حتی اگر آلومینیوم هم قهرمان میشد قابل تکرار شدن بود.