گل برتری میلان که زده میشود گزارشگر با آب و تاب زیاد از ۹۰ دقیقه زندگی میگوید، ۹۰ دقیقهای که گویا همه چیز است و دیگر چیزی جز آن وجود ندارد. اصل زندگی خود تویی نوجوان؛ اصل زندگی همان جوانی است که با تلاش فراوان خود را به ورزشگاه میرساند تا شاید بتواند ساعتی با فراغ خاطر خوش بگذراند، اما سیاست کارتلهای بزرگ اقتصادی و بنگاههای عظیم شرطبندی چیز دیگری را دیکته میکند. فوتبال را افیون تودهها ساختهاند تا نوجوان و جوان ما باور کنند که فوتبال تمام زندگی است و بدون آن هیچ چیزی معنا پیدا نمیکند.
آنچه این روزها در برخی از رسانههای اینترنتی به اسم شور و هیجان فوتبال به خورد نوجوان و جوان کشور داده میشود، درست در راستای همین سیاست است. عدهای جایی نشستهاند و میخواهند از فوتبال همه چیز بسازند. عدهای که اگر خوب جستوجو کنیم متوجه میشویم که جیرهخوار همان کارتلهای بزرگ اقتصادی و بنگاههای شرطبندی هستند برای تسخیر روح و فکر جوانان و نوجوانان به اسم فوتبال.
سالهاست که جو فوتبال را چنان ساختهاند که گویی چیزی مهمتر از آن وجود ندارد. نباید تعجب کرد وقتی جوان یا نوجوانی که حتی برای به دست آوردن بدیهیترین امکانات زندگی با مشکل روبهروست برای ستارههای فوتبال سرودست میشکند و حتی از حق، جیب و شکم خود میزند و برای باشگاه و ستارههای محبوبش دست به جیب میشود، وقتی رسانههای تبلیغاتی با مجریان پرطمطراق خود اینگونه القا میکنند که فوتبال زندگی است و اگر نباشد باید مرد!
آنها پولشان را به جیب میزنند و این وسط جوان و نوجوان سرخورده و شکستخورده حتی تا مرز خودکشی نیز پیش میرود.
اصلاً فوتبال را با همین تبلیغات، افیون تودهها کردند. چیزی برای آنکه مردم دنیا اینقدر سرگرم شوند که نفهمند اطرافشان چه میگذرد و این رسالت به دوش رسانههایی افتاد که تا حد ممکن آزاد باشند و بدون قید و بند از فوتبال تابویی بسازند برای روح و جان مردم. اینکه زندگی خلاصه میشود در ۹۰ دقیقه بازی یک تیم و بقیه آن معنایی ندارد، کار همین رسانههاست و نتیجه آن این میشود که شاهد این همه بیاخلاقی و زدوخورد، توهین و تحقیر، فساد و نژادپرستی در ورزشی هستیم که قرار بود صرفاً سرگرمی باشد.
باید تأسف خورد که این تصویرسازی رسانهای با رنگ و لعاب زیبا و پرسروصدا موفق هم بوده و کار را به جایی رسانده که امروز شاهدیم هوادار جوان و نوجوان تیم با یک نتیجه تا مرز سکته و خودکشی پیش میرود. تعجب ندارد این رفتار را از رسانهها میآموزد. نوجوانی که با هجمه رسانهای اسیر حرفها و عقاید کسانی میشود که پول میگیرند تا از فوتبال برای او همه چیز بسازند. همانها که پول میگیرند تا با ایجاد هیجان کاذب برای نوجوان و جوان علاقهمند به فوتبال کاری کنند که فقط ۹۰ دقیقه فوتبال برای او مهم باشد.
زمانی تعجب میکردیم از اینکه «هولیگانها» را میدیدیم یا انگشت به دهان میماندیم وقتی با «تیفوسیها» روبهرو میشدیم، اما حالا و در عصر رسانه خوب میتوان فهمید که چه آشی برایمان پخته شده است. افیونسازی برای تودهها و همه چیز کردن فوتبال به عنوان اصل زندگی و هستی، یعنی فوتبال و دیگر هیچ. این بازی رسانهای کثیفی است که سالهاست به راه افتاده برای فریب مردم و البته پرپول کردن جیب بنگاههای شرطبندی و رسانهای که از قبل فوتبال میلیارها میلیارد به جیب میزنند.
آهای نوجوان و جوان فوتبالی، اصل زندگی تو هستی. فریب نخور، قرمز و آبی، چه وطنی و چه اروپایی و امریکاییاش نه تمام زندگی است و نه حتی قسمتی از آن، فقط باید دید و گذشت. اصل زندگی خود هوادار فوتبال است، والا هم آن ستاره پولش را خوب میگیرد و هم آنهایی که این خیمهشببازی بزرگ جهانی را به راه انداختهاند. پس فریب این افیون را نباید خورد.