بیتفاوتی نسبت به چرایی ارتکاب جرائم منجر به گسترده شدن دامنه بروز آن میشود. یکی از مهمترین گزینهها در کاهش یا پیشگیری از بروز جرائم توجه به چرایی بروز جرم، بازکاوی آن و هزینهکردن برای پیشگیری از ارتکاب دوباره جرم است، موضوعی که گرایش به آن در جامعه ما محلی از اعراب ندارد. آن گونه که همواره شاهد هستیم ارتکاب برخی جرائم، روان جامعه را به شدت پریشان کرده و چرایی بروز جرم را مورد پرسش قرار میدهد. تجربه مداوم نشان داده است پروندههایی مثل خفاش شب، آمنه، آرمان، زن اهوازی، رومینا و پروندههای دیگر برای مقطعی در فضای رسانهای کشور مطرح و بعد از فاصله گرفتن از ماجرا و مجازات عاملان آن، بدون توجه به چرایی آن و هزینه کردن برای پیشگیری از حوادث مشابه، به بایگانی راکد سپرده میشود. طرح بخشی از این موضوعات در فضای رسانهای کشور تنها این مزیت را داشته که برخی از افکار عمومی نسبت به رویدادهایی که در جریان است بیتفاوت نباشد و هر فرد بنا به بضاعت خود نسبت به چرایی وقوع آن به دنبال کسب آگاهی برای محافظت از خویش و خانوادهاش باشد. این موضوع در مورد پروندههایی که جنجالی نیستند از وخامت بیشتری برخوردار است. تجربه نشان داده است فردی که برای اولین بار به اتهام سرقت خرد بازداشت میشود، بعد از ورود به زندان وارد باندهای سازمان یافته شده و با تجربهای گرانقدر به جامعه باز میگردد و به حیات مجرمانهاش ادامه میدهد. پلیس مدام طرحهای مستمری را در برخورد با جرائم برگزار میکند. در جریان هر طرح صدها نفر از تبهکاران که عمده آنها از افراد سابقهدار هستند بازداشت و راهی زندان میشوند، اما خیلی زود در جامعه رها میشوند که نشان میدهد ساختار قانونی در کنترل کردن جامعه کیفری داخل زندانها هم هیچ سازوکاری را در پیش نگرفته است. سالهای بسیاری است که این چرخه فرسایشی بدون توجه به پیوستهایی که منجر به بروز آن میشود جریان دارد. بروز جرائم هزینههای بسیار کلانی را متوجه وضعیت روانی و اقتصادی جامعه میکند. هزینههایی که باید با آگاهی بخشی عمومی در مدارس، دانشگاهها، مساجد و توانمندسازی ساختار قانونی صرف پیشگیری از وقوع جرائم شود و تا زمانی که هزینهها در جای خودش صرف نشود در روی همان پاشنهای خواهد چرخید که تاکنون چرخیده است.