
مهدی امامقلی-همنوایی جریان سبز اموی با تحریكات رسانه های غربی درجنس شعارها و نوع تحركات هرج و مرج طلبانه كه در آشوب ناكام و شكست خورده روز 13 آبان به طور كامل نمایان شد، باعث آن گردید تا شائبه همگرایی كامل فكری جبهه مغلوب انتخابات اخیرریاست جمهوری با جریانات غربی ، به یك واقعیت مسلم وانكار ناپذیر دراذهان عمومی تبدیل شود.
ازطرفی اینان در لفافه مذهب ودر ادامه تحلیل های غلط خود از فضای سیاسی كشور ، سیزده آبان را دستاویزی برای جلوه گری های سیاسی خود تلقی نموده وبا بیانیه نویسی و قلم فرسایی ، هم ركاب آنارشیست ها و مرتكبان « جرم بزرگ » شدند تا به زعم خود برچهره عدالتخواهی و استكبار ستیزی قلم قرمز بكشند واستبداد را « تفسیربه رای » كنند ، غافل ازآنكه كارنامه سیاه شكست خوردگان انتخابات به قدری ممهوربه تباهی ها شده است كه ملت ایران در بازشناسی مستبدان و دیكتاتوران اصلاح طلب لحظه ای هم شك و تردید به خود راه نمی دهند .
آقای یوسف صانعی که اخیرا با اهانت به رئیس جمهوری منتخب ملت ، خود را در معرض انتقادات سخت علما ، دانشجویان و تحلیلگران و مردم قرار داد و با انتشار بیانیه های انتخاباتی ، دگردیسی سیاسی و تمایلش به عناصر فتنه گر را برای همگان محرز نمود در آخرین موضع گیری های خود با صدوربیانیه ای به مناسبت 13 آبان كه درصدراخباربرخی خبرگزاری ها قرار گرفته بود ، به تخطئه نظام و رسانه ملی پرداخت. وی دربخشی ازبیانیه اش علی الظاهر امپریالیسم و آمریكا را محكوم كرده است اما به تحلیل كارشناسان سیاسی ، مراد وی ازانتشار بیانیه تنها این قمست ازآن بوده است :« در جامعهای که نخبگان آن مورد بی مهری، و دانشگاهها و مردمش مورد حمله، هجمه و... قرار گرفته و گرفتار قید و بند شده و امکان ابراز نظر از آنها سلب می گردد و از سوی دیگر، مردمان آن جامعه نامحرم تلقی می گردند و جهل آنان در مسائل برآگاهیشان ترجیح داده میشود و رسانههای متملق و دروغ پرداز بر رسانه های مستقل ـ که چشمان بیدار جامعهاند ـ ترجیح داده شود، مطمئناً استکبار خارجی و استبداد داخلی در دستیابی به منافع خود کم هزینه ترین و پر منفعتترین راه را به دست آورده است و هیچ گاه دولتها در رسیدن به منافع خود در پی افزایش هزینه های خود نیستند »
جنس انتقاد صانعی و لحن بیانیه وی كه بخشی از آن در فوق آمد دلیل واضحی بر این ادعاست كه وی به شدت دچار«حب سیاسی» نسبت به عوامل كودتا و نیز« بغض سیاسی » نسبت به احمدی نژاد و دولت عدالتخواه شده است.
از طرفی صانعی با نواندیشی دراستبداد و طرح كردن استبداد داخلی ، این نوع ازاستبداد را تفسیربه رای نموده وبا عوض كردن جای متهم و شاكی ، استبداد را به دولت نسبت داده است چه انكه وی مانند بسیاری از تحلیلگران مخملی به غلط گمان میكرد تبلیغات و تشكیلات چندماهه سبزها در سیزده آبان موج آفرینی می كند وجامعه اتوپیایی آنها همنوای مخملی ها می شوند! دریغ از آنكه مستبدان واقعی كسانی اند كه دل در گرو قانون ، مردم و رهبری نمی نهند و اخلاق را زیر پا می گذارند تا به هرقیمتی حتی فتل دهها نفر انسان بیگناه و وارد آوردن میلیاردها خسارت به بیت المال ، حرف خود را به كرسی بنشانند .
از طرفی حسینعلی منتظری كه از مطرودین حضرت امام (ره) می باشد و حضرت امام در نامه ای او را« شیخ ساده لوح » نامید در این ایام بلبشو بیكار ننشسته است وبا انتشار بیانیه هایی ، تحریك وتشویق عوامل فتنه درآشوب های خیابانی راهم به كارنامه خود اضافه كرده است ، مضاف برآنكه رسانه های غربی او را« رهبری معنوی » جنبش سبزو« آیت ا..عظمی» خطاب میكنند.
منتظری در12آبان در پاسخ به سوالات یكی ازپایگاههای اینترنتی جریان فتنه كه در رابطه با سیزده آبان و روابط ایران و امریكا مطرح شده بود و منتظری هم آن را بر روی سایت اطلاع رسانی خویش قرار داده ، اعلام كرده است اشغال سفارت امریكا كار درستی نبوده و« كشورى كه در حال جنگ رسمى با ما نبود اشغال سفارت آن به منزله اعلان جنگ با آن كشور است و كار صحیحى نمى باشد » وی نیز چون صانعی در بخشی ازپاسخنامه اش ! نظام را به استبداد داخلی متهم كرده و آورده است: «قدرت نظام با سركوب و ساكت نمودن اجبارى مردم حاصل نمى شود، بلكه پشتیبانى واقعى و حقیقى و آزادانه مردم است كه قدرت نظام را به وجود مىآورد » .
بنا بر نكات فوق ، مسلما صانعی و منتظری با اتخاذ سیاست های یكسان درصدد سیاه نمایی دردرون نظام و كمرنگ كردن دستاوردهای دولت دهم و متهم نمودن نظام به استبداد داخلی ! هستند دریغ از آنكه وحدت و یكپارچگی مردم در سیزده آبان و ناكامی مخملی ها در این روز كه امام راحل آن را به حق « انقلاب دوم » نامیدند نقطه عطفی در پایان توهم و خوش خیالی های ایشان وعناصر مخالف و معاند نظام برای همیشه تاریخ انقلاب اسلامی است .