حذف اخلاق از هنر که در یک قرن اخیر با ورود هنرهای غربی به ایران و ترویج هنرمندی به سبک غربی همراه بوده است، باعث شد امروز مردم از شنیدن اینکه سینمای ایران تا چه حد درگیر افراد فاسد است، متعجب شوند. حذف اخلاق از هنر که در یک قرن اخیر با ورود هنرهای غربی به ایران و ترویج هنرمندی به سبک غربی همراه بوده است، باعث شد امروز مردم از شنیدن اینکه سینمای ایران تا چه حد درگیر افراد فاسد است، متعجب شوند.
نزدیک ۶۰۰ سال پیش، یکی از امرای فرهنگدوست ایلخانی به نام «سلطان غیاثالدین» منظومهای به نام «صراط السطور» در باب آموزش خط و خوشنویسی میسراید. این ادیب هنرمند با بیانی زیبا، مرحله به مرحله آداب خطنویسی و خوشنویسی را در شعر بیان کرده است و در بخشی از این شعر، به دوستداران آموزش خوشنویسی، این گونه توصیه میکند که برای خوشنویس شدن (هنرمند شدن) شخص ابتدا باید خودسازی کند و در کنار تلاش برای آموزش هنر، از حرص و آز دست بکشد و هوای نفسانی را از خود دور کند. این ادیب میافزاید که فرد برای هنرمند شدن باید با نفس خود جهاد اکبر کند و از دروغ، حسد، مکر و حیله دور شود. اینها توصیههایی است که هنرمندان قدیمی ایران به شاگردان خود برای ورود به عرصه هنر داشتهاند. در اخلاق ایرانی که هنر و هنرمند را در طول تاریخ ستوده است، هنرمند کسی است که پیش از خلق یک اثر، نفس خود را پاک کرده باشد و در اخلاق سرآمد دیگران باشد. اما چه شد که امروز بخشی از جامعه هنری ایران به خصوص در بخش سینما با افشاگریهایی از بیاخلاقیها روبهرو هستند؟! علت این کار را میتوان دور شدن از هنر اصیل ایرانی و تمایل یافتن به تقلید از هنرهای غربی دانست. «کنت ژولین دو روششوار» دیپلمات فرانسوی که در دوره ناصرالدین شاه به ایران سفر کرده است، در کتاب «سفر به ایران» از تقلید هنرمندان ایرانی از هنرمندان اروپایی به شدت گلایه میکند و تلاش بیهوده ایرانیها برای غربی شدن را به سخره میگیرد. سینما نیز یکی از سوغاتیهای هنری غرب است که اتفاقاً از دوره قاجار پایش به ایران باز شد و خیلی زود هنرمندانی در ایران سراغ آن رفتند که تلاش داشتند درست همانند آنچه در سینمای غرب رخ میدهد را در ایران پیاده کنند. از برگزاری فستیوالهای سینمایی گرفته تا جشنها و مناسبات و حتی آداب فرنگی مثل «فرش قرمز» همگی کپیهایی از آنچه در سینمای غرب میگذرد، هستند. یکی از کپیهای متأخر نیز ماجرای «me too» است که اتفاقاً از سوغاتیها بخش جنبی سینماتوگراف است. جنبش
«me too» (من هم) از سال ۲۰۱۷ میلادی همزمان با افشای فساد اخلاقی «هاروی واینستین» تهیهکننده شناختهشده هالیوود بر سر زبانها افتاد. اگرچه سابقه راهاندازی هشتگ آن به سال ۲۰۰۶ بازمیگردد و یک زن سیاهپوست به منظور بیان تبعیضهای نژادی و تعرضهای جنسی در امریکا «me too» را راه انداخت، اما تا زمانی که ستارههای سفیدپوست سینما به این جنبش نپیوستند و خاطرات خود از فساد جنسی و تبعیضهای نژادی در هالیوود را افشا نکردند، جنبش «من هم» در گمنامی باقی مانده بود. از جنبش «me too» به عنوان یک جنبش عدالتخواهانه یاد میشود؛ عدالتی که قاعدتاً باید در نظام حقوقی غربی که با حذف خدا، انسان به محور همه چیز تبدیل شده، نمایش بیرونی خوبی داشته باشد، ولی قربانیان در همین فضای به ظاهر آزاد، سالها در سکوت به سر میبردند.
مروری بر خاطرات و افشاگریهایی که با هشتگ «من هم» در شبکههای اجتماعی بیان شد، نشان میدهد بسیاری از هنرمندان در سینمای امریکا به دلیل ترس از دست دادن شغل خود سالها خاطرات تعرضات جنسی همکاران سینمایی را پنهان کردهاند. علت این ماجرا روشن است. هالیوود تحت تسلط چند کمپانی بزرگ سینمایی است. کمپانیهایی که درآمد اصلی خود را از فروش فیلمهایی با حضور ستارگان سینما به دست میآورند و هر گونه اقدامی را که به حاشیه امنیت و سود میلیاردی آنها خدشه وارد کند، با فشار مافیایی خود در نطفه خفه میکنند. آنچه در «me too» شاهد آن بودیم قیام علیه سیستم فسادساز و فساددوست هالیوود بود که سپس ابعاد جهانی گرفت و اتفاقاً مانند سایر کپیکاریهای غربی در ایران نیز طرفدارانی پیدا کرد. از میان میلیونها توئیتی که تا امروز با هشتگ «me too» منتشر شده است، رسانههای فارسیزبان خارج از کشور تمرکز زیادی برای پررنگ کردن و همهگیر شدن این هشتگ در ایران داشتهاند. تا امروز چند گزارش مختلف در رسانههای فارسیزبان درباره رواج هشتگ «من هم» در ایران منتشر شده است که غالباً در آنها تصویری از یک جامعه غرق در فساد اخلاقی را به مخاطب القا میکنند، در حالی که واقعیتهای جامعه ایرانی بسیار دورتر از فضای سیاهی است که این رسانهها سعی در القای آن دارند. سینمای ایران و هالیوود تفاوتهای بزرگی از نظر ساختار دارند، حتی اگر در هر دو فسادهای شخصی دیده شود، اما هیچگاه در سینمای ایران فساد اخلاقی سیستماتیک وجود نداشته است، حتی در دورهای که هیچ خبری از جنبش
«me too» نبود، وقتی مرحوم سلحشور از فساد در سینما صحبت کرد، بسیاری از مدعیان امروز مبارزه با فساد اخلاقی در سینما، در واکنشهایی تند وجود هر گونه آلودگی را در سینما کتمان کردند.
«me too» بیان تجربیات دردناک افرادی است که در مواجهه با نظام فرهنگ لیبرالی غرب، سالها مجبور به سکوت شده بودند. این در حالی است که در اخلاق اسلامی، سکوت در برابر فساد نه تنها نهی شده بلکه به طور قاطع از مردم خواسته شده است با «امر به معروف و نهی از منکر» جلوی ترویج فساد را بگیرند. اگر امروز در بخشی از جامعه هنری شاهد اتفاقاتی از جنس «me too» هستیم، ناشی از دور شدن از همین فریضه دینی است. سینمایی که سبک زندگی غربی را ترویج میکند و در آن تعدادی از فیلمها به دلیل منافات با ارزشهای اخلاقی جامعه توقیف یا ممیزی میشوند، اکنون با ماری که در آستین بزرگ کرده روبهرو شده است. هم اکنون نیز در حالی که بخشی از سینما به دادخواهی نبود امنیت اخلاقی در سینما دست به نوشتن و امضای طومار زدهاند، فیلمی کمدی روی پرده سینماست که امر به معروف و نهی از منکر را به سخره میگیرد؛ اتفاقی که در چندین فیلم کمدی سینمای دیگر نیز به صورت استهزای مستقیم تکرار شده است. در سینمای روشنفکری نیز که اغلب بیان تلخی دارد، امر به معروف و نهی از منکر در قالب دخالت حاکمیت در زندگی شخصی مردم و محدود کردن آزادیها نمایش داده میشود. به نظر میرسد سینما امروز چیزی را درو میکند که سالهاست بذر آن را کاشته و آبیاری کرده است.