مردی که از هشت سال قبل به اتهام قتل در بازداشت به سر میبرد، روز گذشته در دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد.
به گزارش «جوان» مهرماه سال ۹۲، مأموران کلانتری ۱۲۶تهرانپارس از مرگ مشکوک مرد جوانی در یکی از بیمارستانهای شهر باخبر و راهی محل شدند. جسد متعلق به نادر ۱۹ساله بود که بر اثر ضربه چاقو زخمی و بعد از انتقال به بیمارستان بر اثر شدت خونریزیها فوت کرده بود.
با انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات در این زمینه آغاز شد و پسردایی مقتول به نام میثم که در آن حادثه زخمی و در بیمارستان دیگری بستری بود، مورد تحقیق قرار گرفت. او در توضیح گفت: «کابینتساز هستیم و روز حادثه بعد از اتمام کار همراه پسر عمهام به کارگاه کابینتسازی رفتیم تا ابزار و وسایل کار را آنجا بگذاریم و به خانه برگردیم. وقتی مقابل کارگاه رسیدیم، شش مرد جوان در حالی که سوار دو موتور بودند، رسیدند و مقابل کارگاه توقف کردند. یکی از آنها از موتور پیاده شد و نزدیک آمد. آن مرد مهران نام داشت و مقابل نادر رفت و پرسید تو برادر علی هستی؟ نادر گفت بله، او به محض شنیدن این جواب چاقویی را که همراه داشت از لباسش بیرون آورد و با آن ضربهای به گردن نادر زد. با دیدن آن صحنه نزدیک رفتم تا از نادر حمایت کنم که آن مرد با چاقو مرا هم زخمی کرد و گریخت.»
با ثبت این اظهارات تلاش برای یافتن آن مرد آغاز شد و با ثبت مشخصاتی که میثم در اختیار مأموران قرار داده بود، سرانجام ضارب در حالی که در حمام خانه پدریاش مخفی شده بود، بازداشت شد. متهم در حالی جرمش را انکار میکرد که لباسهای آغشته به خون مقتول در ماشین لباسشویی خانهشان قرار داشت و او میخواست با شستن آنها آثار جنایت را از بین ببرد. به این ترتیب وی به پلیس آگاهی منتقل شد و تحت بازجویی قرار گرفت، اما قتل را انکار و اظهارات شاهدان حادثه را نیز رد کرد. با انکار متهم بنا به شواهد و قرائن موجود وی راهی زندان و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
متهم در اولین جلسه محاکمه مقابل هیئت قضایی شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران قرار گرفت. او در آن جلسه بار دیگر جرمش را انکار کرد. با انکارهای متهم پرونده برای تحقیقات بیشتر به دادسرا فرستاده شد. با کامل شدن تحقیقات، پرونده بعد از گذشت هفت سال از حادثه، بار دیگر روی میز هیئت قضایی همان شعبه به ریاست قاضی زالی قرار گرفت.
با اعلام رسمیت جلسه، اولیای دم درخواست قصاص را مطرح کردند. در ادامه متهم در جایگاه ایستاد و با انکار قتل گفت: «باور کنید با مقتول و برادرش اختلافی نداشتم و آن روز به او حمله نکردم. نمیدانم پسردایی مقتول چرا مرا به عنوان قاتل معرفی کرده است. هشت سال است در زندانم و روزهای سختی را میگذرانم.» در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.