دولتی ماندن کمر فوتبال ایران را شکسته است. شاید حذف سرخابیها از آسیا یک فاجعه بزرگ باشد، اما عامل وقوع این اتفاقات تلخ را باید در یک موضوع بسیار مهم جستوجو کرد؛ فرار از خصوصیسازی درست و حرفهای!
از ممنوعیت فعالیت دولت در فوتبال و تیمداری سازمانها، شرکتها و وزارتخانههای زیرمجموعه دولت زمان زیادی میگذرد، اما بعد از این همه سال آیا واقعاً باشگاههای ما خصوصی شدهاند یا کماکان هزینههای میلیاردیشان را از بیتالمال تأمین میکنند؟ متأسفانه بهرغم همه هیاهوها و فرافکنیها مورد دوم درست است و هزینه همه این بریز و بپاشهایی که آقایان با افتخار انجام میدهند در حقیقت از جیب ملت پرداخت میشود. واقعیت این است که باشگاههای ما اسماً واگذار شدهاند و رسماً پولشان را از دولت دریافت میکنند. جدا از تیمهای صنعتی و نفتی، سرخابیها گل سرسبد فوتبال دولتی محسوب میشوند و ثمره آن شد حذف از آسیا. بارها فریاد زدهایم و گفته ایم عزمی برای خصوصیسازی واقعی وجود ندارد چراکه هم منافع برخیها به خطر میافتد و هم اینکه اصول زیرساختها و شرایط برای واگذاری درست و صحیح به بخش خصوصی مهیا نیست.
سرنوشت تیمهای قدیمی که خلقالساعه و با تصمیمات سیاسی واگذار شدهاند را ببینید؛ سیل مشکلات ناشی از واگذاری بیحساب و کتاب همه آنها را زمین زده. سالهاست حرف از خصوصی شدن پرسپولیس و استقلال میزنند در حالی که همه میدانیم واگذاری بیبرنامه، از سر ناچاری و رفع تکلیف نه تنها مشکل را حل نمیکند بلکه فقط عمق فاجعه را بیشتر خواهد کرد. متولی سرخابیها وزارت ورزش است. در مدت زمانی که AFC به ما برای حل مشکل مالکیت مشترک دو باشگاه فرصت داده بود، وزارت حتی برای این مشکل هم چارهای نیندیشید چه برسد به اینکه سهامشان وارد بورس شود. مسیری که باید سالها پیش میرفتیم را به هزار و یک دلیل نرفتهایم حالا هم باید هزینه اش را بپردازیم. درست است این روزها هیچکس تقصیر حذف سرخابیها را گردن نمیگیرد و این دو تیم با مشکلات عدیدهای مواجه هستند، اما اصلیترین چالش آنها برای قرار گرفتن در ریل حرفهای شدن و بازگشت دوباره به قطار لیگ قهرمانان چیزی نیست جز مالکیت مشترک و دولتی ماندن. علاوه بر اینکه دولتها به خاطر مقاصد غیرورزشی حاضر نیستند دو قطب اصلی فوتبال را به کسی واگذار کنند، حتی ابتداییترین اصول خصوصیسازی را هم نمیدانند و اهمیتی به آینده تیمها نمیدهند وگرنه دلیلی نداشت همان معدود تیمهای مثلاً خصوصیشده اینگونه به خاک سیاه بنشینند و درس عبرت سایرین شوند. فرصتهای زیادی از دست رفته و کار از کار گذشته و با هیچ بهانهای نمیتوان آبروی رفته دو باشگاه را به آنها برگرداند. لااقل به فکر سالهای آینده باشید. اول از همه تکلیف مالکیت مشترک باید مشخص شود، بعد از آن با کمک همه مسئولان مشکل عدم پرداخت حق پخش تلویزیونی را مرتفع کنید تا از این طریق گامهای نخست برای واگذاری سرخابیها برداشته شود. آن زمان است که شاید خریداران احتمالی حاضر شوند پرسپولیس و استقلال را بهرغم بدهی سنگین مالیاتی بخرند به این امید که در آینده کار به درآمدزایی برسد.