کار سختی نیست؛ این جملهای است که تقریباً تمامی وزرای ورزش ایران و حتی برخی از رؤسای تربیت بدنی سابق ایران به زبان راندهاند، آن هم با تأکید بر نظر مثبت رؤسای جمهور وقت کشور، اما بهرغم تمام آنچه در خصوص انجام هماهنگیهای لازم و مهیا کردن مقدمات کار به زبان آمده، آب از آب تکان نخورده و تمام گفتهها در زمینه خصوصیسازی پرسپولیس و استقلال وعدهای بیش نبوده است. وعدههای نخنما شدهای که دیگر حتی در خوشبینانهترین حالت ممکن نیز روزنه امیدی برای عملی شدن آن به چشم نمیخورد. کار سختی نیست؛ این جملهای است که تقریباً تمامی وزرای ورزش ایران و حتی برخی از رؤسای تربیت بدنی سابق ایران به زبان راندهاند، آن هم با تأکید بر نظر مثبت رؤسای جمهور وقت کشور، اما بهرغم تمام آنچه در خصوص انجام هماهنگیهای لازم و مهیا کردن مقدمات کار به زبان آمده، آب از آب تکان نخورده و تمام گفتهها در زمینه خصوصیسازی پرسپولیس و استقلال وعدهای بیش نبوده است. وعدههای نخنما شدهای که دیگر حتی در خوشبینانهترین حالت ممکن نیز روزنه امیدی برای عملی شدن آن به چشم نمیخورد.
واقعیت را در این راستا اواخر سال ۹۹ فتحاللهزاده، مدیرعامل سابق آبیپوشان در میزگردی رادیویی بیان کرد: «وزارت ورزش و دولتها نمیخواهند از این دو باشگاه دل بکنند و واگذاری این دو باشگاه شعاری بیش نیست. روزی که حرف خصوصیسازی به میان آمد، صنایع موشکی فشفشه هم نداشت، اما اکنون موشکهای بالستیکی و نقطهزن داریم، ولی پرسپولیس و استقلال همچنان شنونده وعده واگذاری به بخش خصوصی هستند، چراکه میل و ارادهای در این راستا وجود ندارد.
کار واگذاری بارها شکلی جدی به خود گرفت. حسابرسی سرخابیها، محاسبه داراییها و بحث ورود به فرابورس برای طی شدن اصولی راه و حتی قیمتگذاری که تصور میشد گامهای آخر باشد تا این دو تیم برای همیشه از سیطره دولت خارج شوند، اما این پرونده هرگز بسته نشد و هر بار با وجود تعیین زمان و وعدههای جالب توجه مسکوت ماند، آن هم در شرایطی که هر بار داستان بهگونهای مطرح میشد که گویی این تو بمیری از آن تو بمیریها نیست و اینبار قرار است کار فیصله پیدا کند، اما با وجود تمام توضیحات به ظاهر قانعکننده برای پیشبرد مثبت کار و افزایش داراییهای دو باشگاه (براساس ادعای سلطانیفر)، هر بار با بهانههایی، چون اصلح نبودن خریدار زمانی که کار تا پای مزایده هم پیش رفت، فراهم نبودن شرایط و تفاهم با مجلس و نهادهای نظارتی و بهانههایی از این دست کار همواره به تعویق افتاد تا پرسپولیس و استقلال همچنان در مالکیت دولت بمانند.
سجادی، اما نیامده قدم در راه همتایان قبلی خود گذاشت. آتش او تندتر از سایرین بود و در همان بدو ورود بود که با اشاره به نظر مثبت رئیسی در خصوص واگذاری سرخابیها با تأکید بر اینکه مقدمات کار در دوره مدیریت قبلی (وزارت سلطانیفر) طی شده از پایان کار تا دو ماه آینده خبر داد: «کار سختی در پیش نیست، فقط یک هماهنگی بین وزارت ورزش و وزارت اقتصاد نیاز است و با توجه به اینکه در حال حاضر دو باشگاه آماده واگذاری هستند، طی یک تا دو ماه آینده این اتفاق رخ میدهد.» این آخرین وعده در خصوص واگذاری سرخابیها بود، وعدهای که تجربه ثابت کرده بود زمان آن تا پایان دولت بارها و بارها تمدید خواهد شد. اتفاقی که سه ماه و نیم بعد همانطور که انتظار میرفت رخ داد و سجادی، وزیر تازهوارد ورزش که نیمههای شهریورماه خبر از پایان کار واگذاری این دو تیم تا دو ماه آینده داده بود با تمدید زمان وعده داده شده، مدعی شد عرضه اولیه دو باشگاه استقلال و پرسپولیس تا پایان بهمنماه سال جاری در فرابورس کلید میخورد.
گوش هوادار پرسپولیس و استقلال ۱۶ سال است که به شنیدن وعدههای اینچنینی عادت کرده است و دیگر خبرهای اینچنینی حتی شور و نشاطی هم در بین فوتبال دوستان و به خصوص طرفداران این دو تیم ایجاد نمیکند. اما آنچه امروز برای طرفداران این دو تیم بیش از واگذاری سرخابیها حائز اهمیت است، حل شدن مشکلات آنهاست، نه واگذاری که هیچ عزم و ارادهای برای انجام آن وجود ندارد و تنها وعدهای است برای گرم کردن سر اهالی فوتبال!
حال آنکه اگر انرژی که در تمام این سالها برای مانور روی خصوصیسازی پرسپولیس و استقلال گذاشته شده بود صرف حل مشکلات این دو تیم میشد، اوضاع الان بهگونهای نبود که سرخابیها بابت عدم صدور مجوز حرفهای و حذف از لیگ قهرمانان زانوی غم بغل بگیرند و با گردنی کج نگاهشان برای حل این معضل به دولت باشد.
اگرچه سجادی هم مانند قبلیها نیامده وعده واگذاری داد، اما او میتواند با تابوشکنی به جای ادامه این راه که هیچ انتهایی ندارد در مسیر حل مشکلاتی قدم بردارد که طی این سالها سرخابیها را به سمت حذف از لیگ قهرمانان سوق داده است. دو تیم پرطرفداری که بیهیچ شک و تردیدی امروز نه چوب دولتی بودن که چوب بیکفایتی مدیرانی را میخورند که بدون هیچ منطقی روی کار آمدند و جز در مسیر نابودی پرسپولیس و استقلال گام برنداشتند و وزیر تازهوارد ورزش این فرصت را دارد که با تغییر رویه در این داستان به جای شعار دادن، گامی اساسی در راستای حل معضلات پرسپولیس و استقلال بردارد و سروسامانی به اوضاع نابسامان این دو تیم بدهد. دو تیمی که حالا یک سال فرصت دارند تا با همراهی وزیر در مسیر حرفهای گام بردارند و بیهیچ دغدغهای مجوز لازم را در این راستا اخذ کنند. البته به شرط آنکه وزیر جدید ورزش به جای صرف وقت، انرژی و هزینه خود روی داستان بیسرانجام واگذاری، به حرفهای شدن اصولی و اساسی دو تیم تحت سلطه خود بپردازد تا شعار دادن برای خصوصی شدن آنها!