مرد همسایه که به اتهام سرقت میلیاردی از خانه مرد قاچاقچی بازداشت شده بود، در جلسه محاکمه جرمش را انکار کرد و گفت: شاکی به خاطر کینه مرا به دردسر انداخته است.
به گزارش جوان، دو سال قبل مرد سالخوردهای به نام چنگیز به اداره پلیس رفت و مأموران را از سرقت میلیاردی منزلش باخبر کرد و گفت: «شب گذشته در خانه پسربزرگم مهمان بودیم. پسر کوچکم در خانه ماند. ساعتهای پایانی شب به خانه برگشتیم، اما هرچه پسرم را صدا کردیم جوابی نشنیدیم. همه جای خانه را گشتیم که متوجه شدیم او در حالیکه دست و پایش بسته شده در سرویس بهداشتی داخل حیاط حبس شدهاست. او گفت چند مرد جوان در پوشش پلیس با اسلحه، دستبند و گاز اشکآور وارد خانه و مرتکب سرقت شدند. بعد از حرفهای پسرم متوجه شدیم یک میلیارد تومان پول، طلا، جواهر سرقت شدهاست.»
با طرح این شکایت پسر خانواده مورد تحقیق قرار گرفت و با تأیید توضیحات پدرش گفت: «آن شب بعد از رفتن پدر و مادرم در خانه تنها بودم و داشتم استراحت میکردم که یکدفعه زنگ خانه به صدا درآمد. مقابل در رفتم که دیدم چهار مرد جوان در حالیکه نقاب روی صورت داشتند به زور وارد خانه شدند. مقاومت کردم، اما آنها مرا با گاز اشکآور و اسلحه تهدید کردند و خواستند ساکت باشم. سپس یکی از آنها دست و پایم را بست و یک چسب روی دهانم زد، سپس مرا داخل سرویس بهداشتی حیاط حبس کرد و رفت.» او در پاسخ به این سئوال که آیا نتوانسته صورت آنها را ببیند و آنها را شناسایی کند، گفت: «سارقان آن شب نقاب داشتند، اما یکی از آنها را از روی هیکل و صدایش شناختم و شک ندارم که بابک بود. او از بچههای محل است که مدتی قبل پدرم و برادرانم با او اختلاف دارند.»
با این ادعا بابک شناسایی و بازداشت شد. او در توضیح جرمش را انکار کرد و به مأموران گفت: «چهار سال قبل چنگیز و چهار پسرش به اتهام خرید و فروش مواد مخدر بازداشت شدند. آنها فکر میکنند من با مأموران تماس گرفتم و آنها را لو دادهام به همین دلیل از روی کینه چنین شکایتی را علیه من مطرح کردهاند.»
با گذشت دو سال از حادثه در حالیکه مرد جوان همچنان اتهام سرقت را انکار میکرد و ردی از دیگر متهمان به دست نیامده بود پرونده با شکایت مرد سالخورده و صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
متهم بعد از تعیین شعبه در وقت رسیدگی مقابل هیئت قضایی شعبه چهارم دادگاه قرار گرفت. ابتدای جلسه شاکی در جایگاه ایستاد و گفت: «متهم در این مدت جرمش را انکار کردهاست، اما شک ندارم او در این ماجرا نقش داشته است. او چند بار به خانه ما آمده بود و میدانست در خانه پول و طلا داریم به همین خاطر تصمیم به سرقت گرفت.»
در ادامه شاکی در پاسخ به سئوال ریاست دادگاه درباره اینکه همسایهها در تحقیقات گفتهاند شب حادثه صدای هیچ شلیک گلولهای را نشنیدهاند، اما شما و پسرتان در اظهاراتتان مدعی بودهاید که متهم به طرف شما شلیک کردهاست، سکوت کرد و حرفی نزد.
او همچنین در پاسخ به این سئوال که بنا به اظهارات اولیه، آیا سرقت میلیاردی از خانهتان را قبول دارید یا نه؟ بار دیگر سکوت کرد و حرفی نزد.
سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و با انکار جرمش در دفاع از خود گفت: دو سال است بیدلیل به دردسر افتادهام و زندگی عادیام مختل شده است. برای اثبات بیگناهیام مأموران در نقطه زنی تلفن همراه هیچ مدرکی علیه من به دست نیاوردند و هیچ دوربین مداربستهای هم سرقت از خانه شاکی را ضبط نکرده است. شاکی در اظهارات اولیهاش گفته بود یکمیلیارد تومان از اموالش سرقت شدهاست، اما در روند تحقیقات مدعی است مبلغ دقیق را نمیداند. او و پسرانش اظهارات ضدنقیضی را مطرح کردهاند و هیچ شاهدی هم برای اثبات این ادعا ندارند. از دادگاه تقاضا دارم مرا کمک کنند تا از این دردسر نجات پیدا کنم. هیئت قضایی بعد از ختم جلسه وارد شور شد.