
مهدی امامقلی- در بازی دومینو اولین اشتباه، آخرین اشتباه است. فروریختن آغازین در چینشهای ناتمام، نه به اشاره سرانگشت بازیکن بلکه به سبب غفلتی است که در قطار کردن قطعات از سوی او صورت میگیرد و به جای آرامش در پیروزی و فرو ریختن در انتهای چینش، در ابتدا ناکامی و شکست را رقم میزند. به عقیده برخی سطحینگران که سیاست و سیاستمداری را پهنه بازی و بازیگردانی میپندارند، انتخابات دهم برای اصلاحطلبان فرصتی را فراهم آورد تا با احیای تشکیلات و دکوپاژ کردن صحنه انتخابات، آغازگر یک دومینوی سیاسی و به زعم ذهن متوهم و اتوپیایی تئوریسینهایشان تحقق بخش استراتژیهای « فتح سنگر به سنگر»، « حاکمیت علیه حاکمیت » و یا «فشار از پایین و چانه زنی از بالا» باشند. غافل از آنکه جبهه اصلاحات به دلیل عدم توجه به نقش رهبری و نیزعدم شناخت از ملت ایران در همان آغاز راه به شکست محکوم شد.
نمایشگاه مطبوعات امسال، عرصهای شد تا بازیگردانان سیاسی جریان دوم خرداد بی توجه به ناکامیهای گذشته، دومینوی منتفی را ادامه دهند و در مینای شکسته خود بخورند و با کوفتن برطبل دروغ، سر در گریبان، مظلوم نمایی نمایند و حامیان دولت را عامل توهین و حمله به بهشتی و کروبی معرفی کنند.
گمان باطلی است که سرکردگان و پردهنشینان انتخابات بخواهند با حضور در مجامع سیاسی و رسانه ای و یا آکادمیک و دانشگاهی، آب رفته را به جوی بازگردانند و مفاهیمی چون« جمهوری ایرانی » را از «توهمات به واقعیات» و از «حاشیه به متن » کاسه به کاسه بکنند و یا در اذهان عموم باب « تغییر»را مفتوح نگاه دارند ؛ چرا که با مردم مسلمان ایران نمیتوان چنین معامله ای کرد.
شاید حضور عضو ارشد ستاد میرحسین موسوی قبل از ورود خاتمی یا موسوی به شانزدهمین نمایشگاه مطبوعات تنها گامی برای محک زدن فضای سیاسی موجود برای ورود خاتمی و یا موسوی و کلید خوردن عملیاتی دیگر در راستای روز قدس و یا تمهیدی برای غائله آفرینی 13 آبان باشد مگرنه چه دلیلی برای حضور تشکیلاتی توام با شعار عضو ارشد ستاد انتخاباتی میر حسین آنهم دو روز پس از حضور کروبی و اسلحه کشی اطرافیان وی وجود داشت؟
پرواضح است که بدرقه کروبی و بهشتی به عنوان عوامل دامنزنی به آشوبها از سوی ناظران بیرونی و بازدیدکنندگان نمایشگاه مطبوعات با شعارهایی چون «مرگ بر دروغگو»، «بهشتی، ننگ بهشتی شده» نه تهمت و نه دروغی است و نه دلیلی بر این ادعا که حامیان دولت فقط در نمایشگاه حضور دارند! این واقعیت مدلول این ادعاست که مردم از دمخوری اصلاحطلبان با غرب دلخور شدهاند وگوششان به شعارها ادعایی کذایی و ایذایی ایشان بدهکار نیست و اکنون اصلاحات و طراحان و تئوریسین های آن به بن بستی حقیقی گرفتار شدهاند.
ادامه « فتنه » و سناریوهای صورتبندی شده در دانشگاهها، ورزشگاه آزادی، روز قدس و نمایشگاه مطبوعات که همه به شکست انجامید، تنها چینش های متزلزل و «شکست در میانه راه » از این دومینوی انتخاباتی است که در نطفه و بادی امر از سوی مردم و رهبری نظام اسلامی محکوم به شکست و تباهی شد و به شهادت تاریخ ادامه این راه چیزی جز«آب در هاون کوبیدن» و «به ثمن بخس هزینه شدن» و رهاوردی جز انزجار و تنفر اذهان عمومی را به همراه نخواهد داشت...