کد خبر: 1059105
تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۴۰۰ - ۱۸:۰۹
بیماری مسری در سراسر جهان در حال پخش‌شدن است
آیا بیش از همیشه به پایان حیات می‌اندیشیم؟! اگر دیگر هیچ بچه‌ای به دنیا نیاید، چه می‌شود؟ آن آخرین سال‌هایی که آخرین نسل بشر روی زمین زندگی خواهند کرد، چگونه سپری خواهد شد؟ حالا به لطف رکورد‌های دمای جهانی که هر ماه شکسته می‌شود و با ناآرامی‌ها و دیوانگی‌هایی که جهان را برداشته است، تصور اینکه روزی سیارۀ زمین از انسان‌ها خالی شود، واقعی‌تر از همیشه است. اگنس کالارد، فیلسوف مشهور این روزها، می‌گوید شاید بهتر باشد که از همین امروز، خودمان را برای آن روز آخر آماده کنیم.
تلخیص: سلما سلطانی

اگر دیگر هیچ بچه‌ای به دنیا نیاید، چه می‌شود؟ آن آخرین سال‌هایی که آخرین نسل بشر روی زمین زندگی خواهند کرد، چگونه سپری خواهد شد؟ حالا به لطف رکورد‌های دمای جهانی که هر ماه شکسته می‌شود و با ناآرامی‌ها و دیوانگی‌هایی که جهان را برداشته است، تصور اینکه روزی سیارۀ زمین از انسان‌ها خالی شود، واقعی‌تر از همیشه است. اگنس کالارد، فیلسوف مشهور این روزها، می‌گوید شاید بهتر باشد که از همین امروز، خودمان را برای آن روز آخر آماده کنیم.

بیماری‌ای مسری با نرخی تصاعدی، در سراسر جهان در حال پخش‌شدن است که همه‌مان را مبتلا می‌کند و بعضی را می‌کشد. این بیماری همه‌گیر فقط تازه‌ترین و غیرمنتظره‌ترین مصایبی از این سنخ است که برای انسان پیش آمده. ما به‌سرعت در حال جایگزینی زیست‌گاه‌های طبیعی خود با زیست‌گاه‌هایی هستیم که از طرفی ساخته بشر است و از سوی دیگر روشن شده که مدیریت آن برای ما دشوار است؛ موقعیتی که با تعبیر تلطیف‌شده «تغییر اقلیم» از آن یاد می‌کنیم. دهه گذشته در سیاست، شاهد خیزش ناآرامی‌های مدنی در سراسر دنیا بوده‌ایم، و رهبران تعدادی از کشور‌ها کار‌هایی کرده‌اند که حق داریم برخلاف گذشته، دیگر به آینده دموکراسی خوشبین نباشیم. با در نظر گرفتن اینکه تکنولوژی مدام دارد ارزان‌تر می‌شود، تسلیحات- من‌جمله سلاح‌های کشتار جمعی- پنهانی و بدون جلب توجه تکثیر می‌شوند؛ و همه این‌ها در شرایط رشد اقتصادی کم و دستمزد‌های ثابت، دست‌کم در بیشتر ثروتمند‌ترین کشور‌های جهان، در حال وقوع است.
شاید به پایان دنیا نرسیده باشیم، اما مطمئناً به جایی رسیده‌ایم که به پایان می‌اندیشیم. ظاهراً مشکلات پزشکی و زیست‌محیطی و سیاسی و اقتصادی و نظامی قوای خود را متحد کرده اند تا به ما گوشزد کنند قرار است یک روز، داستان نوع بشر به پایان برسد. این فکری بسیار دردناک است و مسئلۀ فلسفی جدی‌ای را پیش می‌کشد.
فیلسوفی به نام ساموئل شفلر این مسئله را با ارجاع به «سناریوی نازایی» در فیلم «فرزندان انسان» طرح می‌کند. در این فیلم دیگر کسی نمی‌تواند باردار شود و آگاهی از اینکه نوع بشر هیچ آینده‌ای ندارد جهانی را به وجود آورده است پر از فاجعه و به همان اندازه مملو از بی‌اعتنایی. در طول فیلم شاهد رنج‌هایی عظیم هستیم، تروریسم و نسل‌کشی نژادی؛ و به نظر می‌رسد که دیگر هیچ‌یک برای کسی واقعاً مهم نیست.
در نگاه اول، باورکردنی نیست که صرفاً دانستن اینکه «ما آخرین انسان‌ها» هستیم به چنین فروپاشی اخلاقی و سیاسی‌ای منجر شود. اما شفلر باور دارد که این وضع ممکن است. او چنین توضیح می‌دهد که بسیاری از اعمال ما- مثل جست‌وجو برای پیداکردن درمان سرطان، ساختن بنایی تازه، سرودن شعر یا نوشتن مقاله‌ای فلسفی، جنگیدن برای آرمانی سیاسی و تربیت اخلاقی فرزندان‌مان که امیدواریم سینه به سینه به ارث برسد- بالاخره از جهاتی وابسته به این است که فرض می‌کنیم دنیا پس از ما ادامه خواهد داشت. معنای زندگیِ ما، در زمان حال، به وجود نسل‌های آینده وابسته است؛ اگر نسل آینده‌ای در کار نباشد، ما به‌شدت خودخواه، مستعد ظلم، بی‌روح و بی‌اعتنا به رنج خواهیم شد.
من با رجوع به خودم می‌توانم نکته شفلر را دریابم: فکر کردن به این‌که نسل پسرم ممکن است آخرین نسل بشر باشد، مرا دچار هراسی کودکانه می‌کند. نمی‌توانم به خودم این اجازه را بدهم که خاموش شدن نوع بشر را تصور کنم؛ نه حتی با بی‌آزار‌ترین وجه ممکن، یعنی با نازایی.
بهترین سکانس «فرزندان انسان» در اواخر فیلم است و در طول نبردی خونین در یک مجتمع مسکونی پیش می‌آید: وقتی در میان کشت‌و‌کشتار، صدای گریه کودکی شنیده می‌شود، همه از کاری که انجام می‌دهند دست می‌کشند. جنگیدن متوقف می‌شود، نه برای محافظت از آن کودک، و نه برای تهدید او، بلکه فقط برای اینکه به آن کودک نگاه کنند؛ از نظرشان کودک جذاب و فوق‌العاده می‌آید. ترجیح می‏دهند به جای پناه‌گرفتن از گلوله‌ای شلیک‌شده یا چاقو زدن به کسی که به سمتشان حمله کرده، صدای گریه آن کودک را بشنوند. کودک قطره‌ای است از اخلاق که به دنیای خاکستری و اخلاق‌زدوده می‌چکد؛ سوسویی است از امکانی که می‌گوید شاید واقعاً ارزشش را دارد برای حفظ و تداوم زندگی بشر بجنگیم.
نسل‌های آینده مهم‌اند، چون هر نسلی وقتی به امکانِ خیر و شر در زمانه خودش می‌اندیشد، آن‌ها را در نظر می‌گیرد. فیلم هم چنین چیزی می‌گوید و شفلر نیز با آن موافق است. اما بهتر این بود که شفلر در اشتباه باشد. چرا؟ زیرا ما یک چیز را به قطع می‌دانیم: همیشه نسل آینده‌ای در کار نخواهد بود. این واقعیت است. اگر ویروس ما را نکشد، اگر خودمان همدیگر را نکشیم، اگر موفق شویم همه چیز را تا جای ممکن پایدار کنیم، باز هم، آن گرمابخش بزرگ جهانی از آسمان سر وقتمان می‌آید. می‌توانیم دل خودمان را با داستان‌های آرامش‌بخش، مثل قصه فرار به سیاره‌ای دیگر خوش کنیم.
اما واقعیت این است که ما مخلوقاتی بدن‌مندیم، و این یعنی جزو چیز‌هایی هستیم که در مقیاس زمان زمین‌شناختی تا ابد باقی نخواهیم بود. به همان قطعیتی که روزی مرگ تک‌تک ما فرامی‌رسد، مرگ گونه انسان نیز فراخواهد رسید.
اینجا بحرانی در معنای زندگی پدیدار می‌شود، بحرانی که با احساس نزدیک شدن به آخر خط، عمیق‌تر هم خواهد شد. بنای شفلری محکوم به فروپاشی است. درست همان‌طور که این تصور که بقیه تصمیم دارند به‌زودی دست به احتکار مواد غذایی بزنند، منجر به کمبود مواد غذایی می‌شود، دورنمای آینده دور افسرده و بی‌ثمر و دلمرده هم ظرفیت آن آینده دور را برای معنابخشی به آینده نزدیک‌تر از بین می‌برد، و به همین ترتیب ادامه پیدا می‌کند- با نوعی اثر گلوله برفی معکوس- تا برسیم به امروز که آن هم افسرده و بی‌ثمر و دلمرده خواهد شد.
برای مدتی مدید فلسفه و دیگر رشته‌های علوم انسانی دل‌مشغول این بوده‌اند که چطور به پیشرفت‌هایی دست یابند که هم‌سنگ پیشرفت‌های علوم تجربی باشد. اما این علوم نیستند که به ما می‌گویند چطور باید با این واقعیت کنار بیاییم که ترقی نامحدود علمی ناممکن است و انسان و پیشرفت‌های او روزی به آخر خواهند رسید.
اصحاب علوم انسانی هرگز حقیقتاً قصد ایجاد ترقی نداشته‏اند. کار آن‌ها کسب و انتقال فهمی از ارزش درونی تجربه بشری است؛ این کاری است که دشواری و اهمیت آن با میزان آگاهی از این امر که همه چیز ناپدید خواهد شد عیان می‌شود.
این وظیفه اصحاب علوم انسانی است که مطمئن شوند، اگر و آنگاه که سناریوی نازایی جریان یابد، چیز‌ها و مسائل اهمیت خود را برای مردم از دست ندهند.
* نقل و تلخیص از: وب‌سایت ترجمان
/ نوشته: اگنس کالارد
/ ترجمه: حسنی سهرابی‌فر/ مرجع: پوینت

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار