دختر جوان پس از این که نامزدش دوچرخه سرقتی را به دست او میداد تا خانه رکاب میزد، اما در آخرین سرقت با صاحب دوچرخه مواجه شد و گرفتار شد.
به گزارش جوان، چندی قبل پسر جوانی در شرق تهران با مرکز فوریتهای پلیس۱۱۰ تماس گرفت و گزارش سرقت را اعلام کرد. وقتی مأموران کلانتری در محل حاضر شدند، او گفت: در طبقهسوم ساختمان مسکونی زندگی میکنم. مدتی بود احساس افسردگی میکردم تا اینکه تصمیم گرفتم دوچرخه سواری کنم. به همین دلیل یکماه قبل دوچرخهای به مبلغ ۴۰میلیون تومان خریدم و روزهای تعطیل دوچرخهسواری میکردم. من همیشه دوچرخهام را داخل پارکینگ آپارتمانمان میگذارم و قفل میکنم، اما امروز صبح پس از دوچرخهسواری به خاطر عجلهای که داشتم دوچرخه را داخل پارکینگ قفل نکردم تا اینکه عصر وقتی از سر کار برگشتم دیدم دوچرخهام نیست. پس از بررسی دوربین مداربسته متوجه شدم پسر جوانی که ماسک به صورت دارد وارد پارکینگ شده و دوچرخهام را سرقت کرده است.
شکایتهای سریالی
با شکایت مرد جوان پرونده به دستور قاضی قریب احمدزاده، بازپرس شعبهسوم دادسرای ویژه سرقت برای رسیدگی در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیسآگاهی قرار گرفت.
همزمان با ادامه تحقیقات شکایتهای مشابه به پلیس گزارش شد. بررسیها نشان داد سارق ناشناس ابتدا زنگ یکی از واحدها را میزند و مدعی میشود که ساکن یکی از طبقات است و کلیدش را جا گذاشته است و به این شیوه وارد ساختمان میشود و دوچرخههای گرانقیمت را سرقت میکند. در حالی که هر روز به تعداد شاکیان دزد دوچرخه افزوده میشد، چند روز قبل به مأموران پلیس تهران خبر رسید ساکنان کوچهای در یکی از خیابانهای شمالشرقی تهران دختر جوانی را هنگام سرقت دوچرخه دستگیر کردهاند.
دستگیری دزد دوچرخه
وقتی مأموران پلیس به محل رسیدند با دختر ۲۳سالهای به نام سهیلا روبهرو شدند که کنار دوچرخه گرانقیمتی در حلقه تعدادی از ساکنان کوچه قرار گرفته بود. شاکی مدعی بود که دختر ۲۳ساله دوچرخه ۵۰میلیون تومانیاش را سرقت کردهاست، اما دختر جوان مدعی بود که قهرمان دوچرخهسواری است و دوچرخه را نامزدش برای او خریده است. بنابراین مأموران پلیس متهم و شاکی را برای بررسی موضوع به اداره پلیس منتقل کردند.
شاکی گفت: چند ماه قبل این دوچرخه را به قیمت ۵۰میلیون تومان خریدم. ساعتی قبل در کوچه با این دختر روبهرو شدم که سوار دوچرخه بود. دوچرخه او خیلی آشنا بود که وقتی خوب دقت کردم فهمیدم دوچرخه خودم است. به همین خاطر مشکوک شدم و به سرعت به داخل پارکینگ آپارتمان رفتم و وقتی دیدم دوچرخهام نیست اطمینان پیدا کردم که دختر جوان دوچرخهام را سرقت کرده است. سپس به کوچه آمدم و با کمک مردم او را بازداشت کردم.
عاشق دوچرخه
دختر جوان وقتی با شواهد مواجه شد به سرقتهای سریالی با همدستی نامزدش اعتراف کرد. وی گفت: من عاشق دوچرخهام و نامزدم از همین نقطه ضعف من سوءاستفاده کرد و پیشنهاد سرقت داد و من هم قبول کردم. پس از این مأموران پلیس نامزد وی را که پسر جوانی به نام شاهین است شناسایی و دستگیر کردند. دو متهم پس از اعتراف به جرمشان به دستور بازپرس پرونده برای تحقیقات بیشتر و شناسایی شاکیان احتمالی در اختیار کارآگاهان پلیسآگاهی قرار گرفتند.
گفتگو با دختر دوچرخه دزد
سهیلا چه تعداد دوچرخه سرقت کردی؟
من سرقت نمیکردم. نامزدم سرقت میکرد و من فقط وظیفه داشتم دوچرخه سرقتی را به مخفیگاهمان ببرم. در این مدت دو ماه هم او ۲۹دستگاه دوچرخه سرقت کرد و تحویل من داد که در سیامین سرقت به دام افتادیم.
چرا سرقت میکردید؟
میخواستیم زود پولدار شویم و بعد با هم ازدواج کنیم، اما پولدار که نشدیم هیچ بدبخت و گرفتار هم شدیم و فکر میکنم چند سالی از عمرمان هم باید پشت میلههای زندان سپری کنیم.
یعنی شرط ازدواج شما بود؟
نه، شرط ازدواج نبود. وسوسه پولدار شدن بود و میخواستیم راه صدساله را یک شبه برویم وگرنه من اهل ورزش بودم و دوچرخه سواری را به صورت حرفهای انجام میدادم و تا الان هم حتی به کلانتری هم نرفتهبودم و هرگز هم فکر نمیکردم سارق شوم.
درباره نامزدت بیشتر توضیح بده که شما را چطور وسوسه کرد؟
بدبختی من از روزی شروع شد که با شاهین در گروه تلگرامی آشنا شدم. همه اعضای گروه اهل ورزش دوچرخهسواری بودند و من و شاهین هم به صورت حرفهای دوچرخهسواری میکردیم. یک روز پس از اینکه در مسابقه دوستانهای من برنده شدم او پیشنهاد دوستی داد و بعد هم گفت که با هم ازدواج کنیم که از او خوشم آمد و قبول کردم. ما بعضی روزها با هم دوچرخهسواری میکردیم تا اینکه پیشنهاد داد دوچرخه سرقت کنیم. او گفت قیمت دوچرخه خیلی بالا است و خیلی زود پولدار میشویم و زندگی خوبی را شروع میکنیم که فریب خوردم.
درباره سرقتها توضیح بده.
معمولاً شاهین دوچرخههای گرانقیمت سرقت میکرد و من در کوچهای آنطرفتر منتظر او بودم که دوچرخه را تحویل من میداد تا به مخفیگاهمان ببرم، چون فکر میکردیم کسی به دختر شک نمیکند که سارق دوچرخه باشد.
پولدار شدی؟
نه، شاهین ۲۹دستگاه دوچرخه سرقتی را یکی یکی فروخت و سهم مرا هم داد، اما پول آن برکت نداشت و فقط با آن خوشگذرانی کردیم و الان هم باید در زندان این خوشگذرانی از چشمانم بیرون بیاد.