
ترکیه و ارمنستان با امضای قراردادی در شهر زوریخ و با شرکت وزرای خارجه آمریکا، روسیه و فرانسه به خصومت چند دههای در مناسبات خود در حالی پایان دادند که برخی موارد اختلافی بینشان هنوز در هالهای از ابهام قرار دارند.
روابط ارمنستان و ترکیه پس از کشتار گسترده ارمنیها در سال 1915 میلادی رو به تیرگی نهاد و این تیرگی در پی درگیری میان آذربایجان و ارمنستان بر سر مسأله قره باغ علیا که ترکیه به خاطر رابطه دوستانه خود با آذربایجان، در دفاع از این کشور مرزهای خود را به روی ارمنستان بست، به اوج خود رسید.
با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه در ترکیه در سال 2002 و اتخاذ سیاست تنشزدایی، ترکیه نقش مهمتری در تحولات منطقهای بر عهده گرفت به طوری که در سالهای اخیر ترکها به عنوان میانجی نقش محوری در مذاکرات منطقهای ایفا کردهاند و در این راستا حل بحران قفقاز و گشودن گره کور روابط با ارمنستان مهمترین اولویت سیاست خارجی در این کشور بوده است که سفر رئیسجمهور ترکیه به ایروان برای تماشای دیدار تیمهای ملی فوتبال دو کشور در سپتامبر 2008 از جمله تلاشهای اولیهای بود که در این راستا انجام شد و با تصویب «نقشه راه» در پارلمانهای دو کشور، گام عملیتری در این زمینه برداشته شد و طرفین با صدور بیانیهای اعلام کردند که به نقشه راهی برای عادیسازی روابط دست یافتهاند که در واقع امضای قرارداد تاریخی صلح میان آنکارا و ایروان در زوریخ سوئیس تأکیدی بر اجرایی شدن توافقات موسوم به نقشه راه بود.
حال باید پرسید آیا با وجود این اختلافات میتوان به آینده این گفتوگوها خوشبین بود؟ و آیا برقراری صلح در قفقاز لزوماً به معنای تأمین منافع کشورهای منطقه به خصوص ایران خواهد بود؟
این نکته حائز اهمیت است که ترکیه ادامه مناقشه با همسایگان را مانعی بزرگ در راه کسب وجههای منطقهای میداند و این کشور با در اختیار داشتن کارتهای برنده، در تجدید رابطه با ارمنستان به بازی هشیارانهای پرداخته که در نتیجه آن موفق خواهد شد موقعیت خود را به عنوان یک قدرت منطقهای و عضو آتی جامعه اروپا بیش از پیش تقویت کند به طوری که ترکیه فکر میکند با پذیرش این پروتکل، راه برای پیوستن به اتحادیه اروپا هموارتر خواهد شد و سهم بیشتری در سیاستگذاریهای کلان در قفقاز به دست خواهد آورد و هرچند روند صلح با ترکیه در ارمنستان مخالفان جدی دارد اما رهبران این کشور به دلیل نیازهای اقتصادی و به خصوص وابستگی انرژی به روسیه و سست شدن پیوند تاریخی ترکیه و جمهوری آذربایجان درصدد هستند تا برای خروج از این انزوا و توسعه اقتصادی کشور بدون توجه به مسائل تاریخی و اختلافاتش با ترکیه روند صلح را اجرایی کنند و به عبارت بهتر باید گفت که با در نظر گرفتن مجموعه تحولات منطقه، دو کشور در نهایت مرزهای خود را به روی همدیگر باز میکنند اما باید بر این امر اذعان کرد که صلح و ثبات واقعی در قفقاز در گرو حل و فصل بحران قرهباغ است.
آغاز توافقات صلح بین دو کشور واکنشهای متفاوتی نیز در منطقه و جهان در پی داشته است به طوری که آذربایجان از این رویداد ناراضی است و بارها به صورت آشکار از این روند ابراز نارضایتی کرده است ولی با وجود نارضایتی عمیق، به دلیل نیازهای سیاسی و امنیتی خود به ترکیه مجبور به قبول نتایج آن خواهد شد و برخلاف کشورهای غربی که از این روند استقبال و از آن حمایت کردهاند، روسها موافق نفوذ و نقش بیشتر اروپا و آمریکا در مسائل قفقاز نیستند بنابراین افزایش نفوذ ترکیه در ارمنستان را میتوان برخلاف منافع مسکو دانست ولی روسها چارهای جز افزایش تلاش در جبههای دیگر و ایفای نقش میانجی بین ارمنستان و آذربایجان و تلافی این رویداد در منطقه اوستیا و آبخازیا نخواهند داشت و ایران نیز به عنوان بازیگری منطقهای و با عنایت به همسایگی خود با هر دو کشور ارمنستان و ترکیه، طبیعتاً از این تحول متأثر خواهد شد و برخی کارشناسان شکلگیری فضای جدید و توسعه احتمالی روابط اقتصادی و تجاری دو کشور و حضور ترکیه به عنوان یک قدرت اقتصادی منطقهای در قفقاز را به ضرر ایران میدانند اما به واسطه ریشهدار بودن روابط دو کشور و با عنایت به ماندگاری ذهنیتهای منفی تاریخی بین مردم ارمنستان و ترکیه روند صلح بر روابط ایروان و تهران تأثیر چندانی نخواهد داشت بنابراین ایران باید دیپلماسی فعالی در قفقاز در پیش گیرد، چرا که تحولات اخیر در منطقه فرصتی برای ایران است که در صورت عدم استفاده، میتواند به تهدید تبدیل شود.