پادشاه سعودی ملک سلمان بن عبدالعزیز روز چهار شنبه گذشته نامهای را برای امیر قطر شیخ تمیم بن حمد آل ثانی فرستاد و در این نامه از او خواست در اجلاس سران شورای همکاری خلیج فارس در روز سه شنبه ۵ ژانویه در ریاض شرکت کند و دعوتنامه توسط دبیر شورای همکاری نایف فلاح الجحرف به دست شیخ تمیم رسیده است. این اقدام میتواند اولین گام رسمی برای حل بحران سه سالهای باشد که سعودیها با سه متحد مصر، امارات و بحرین با قطر به وجود آوردهاند. همزمان با ارسال این دعوتنامه، نتیجه پرونده فعال حقوقی عربستانی لجین الهذلول نیز در دادگاه کیفری ویژه مشخص شد و این دادگاه با توجه به تعلیق در حکم الهذلول و دوره بازداشتش، زمینه آزادی او را بعد از سه ماه دیگر یعنی در ماه مارس فراهم کرد. این اقدامات از نظر برخی به معنای تدابیر دستگاه حاکمه سعودی در مقابل دولت بایدن است.
شکی نیست که محاصره قطر با حمایت جدی و قاطع رئیسجمهور فعلی امریکا دونالد ترامپ شروع شد، زیرا این اقدام سعودیها و متحدانش در ۲۳ مه ۲۰۱۷ و تنها سه روز بعد از سفر ترامپ به ریاض برای شرکت در نشست سران کشورهای شورای همکاری خلیج فارس کلید خورد. هرچند که وزیر خارجه وقت امریکا رکس تیلرسون چند باری برای رفع بحران تلاش کرد، اما معلوم بود که او از سوی حلقه نزدیک به ترامپ به خصوص داماد و مشاور ارشدش جرد کوشنر حمایت نمیشد، زیرا کوشنر به صورت جدی از سعودیها حمایت میکرد. حالا نه تنها دوره ترامپ به سر رسیده بلکه شکی نیست بایدن به صورت جدی مخالف ادامه این بحران و محاصره اقتصادی و سیاسی قطر توسط عربستان و متحدانش است. از سوی دیگر، زمینهسازی برای آزادی الهذلول اقدام احتیاطی دیگر سعودیها در قبال دولت بایدن است به خصوص این که جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی دولت بایدن، پیش از این حبس الهذلول را «غیرمنصفانه و دردسرساز» خوانده بود و گفته بود، «دولت بایدن- هریس علیه نقضهای حقوق بشری در هر جایی که رخ بدهد، اعتراض میکند.»
در مجموع، سعودیها این اقدامات و احتمالاً اقدامات دیگری را انجام میدهند تا خود را با شرایط دولت آینده امریکا وفق دهند، اما مسئله اینجا است که آنها تا چه میتوانند موفق باشند. به نظر میرسد که آنها به دو دلیل شانس اندکی داشته باشند. دلیل اول تجربه هشت سال رابطه سرد بین سعودیها و دولت باراک اوباما است که انتظار میرود با دولت بایدن تکرار شود. باید توجه داشت که بسیاری از شخصیتهای دولت بایدن مثل همین سالیوان از مقامات رده بالای دولت اوباما بودند و به همین دلیل است که انتظار میرود دولت بایدن به نوعی دولت شماره ۲ اوباما باشد. دلیل دوم مشکلات جدی است که طی این چهار سال و با بلندپروازیهای منطقهای ولیعهد سعودی محمد بنسلمان به وجود آمدهاند. پرونده قتل جمال خاشقجی و جنگ شش ساله با یمن در صدر این مشکلات هستند. بایدن در اکتبر گذشته و به مناسبت دومین سالگرد قتل جمال خاشقجی به دست عمال سعودی بیانیهای صادر کرد و وعده بازنگری دولتش در روابط با سعودیها را داد و بر پایان دادن به حمایت واشنگتن از جنگ سعودیها با یمن تأکید کرد و گفت: «امریکا برای فروش تسلیحات یا خرید نفت، ارزشهای خودش را کنار نمیگذارد.» روشن است که این دو مشکل مثل مشکل بحران قطر یا آزاد کردن الهذلول به راحتی قابل حل نیستند به ویژه اینکه اصل هر دو مشکل به شخص محمد بنسلمان گره خورده و هر گونه حل و فصلی در این دو مشکل لطمهای جدی به موقعیت او در نظام حکومتی آلسعود وارد میکند. بنابراین، اقدامات احتیاطی فعلی سعودیها شاید بتواند برخی از مشکلات آنها را با دولت بایدن برطرف کند، اما مشکلات اصلی همچنان باقی ماندهاند و به نظر بسیاری، سعودیها به واسطه این مشکلات باید انتظار دوره پر فراز و نشیبی با دولت آینده امریکا داشته باشند و چه بسا تعامل با دولت دوم اوباما برای آنها بسیار سختتر از قبل باشد.