کد خبر: 101658
تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۳۸۸ - ۰۵:۰۶
آرام شدن فضاي سياسي كشور و عدم توفيق افراطيون در ايجاد التهاب در دانشگاه‌ها از يك سو و آشکار شدن جهت‌گيري مغاير با نظام اسلامي سران فتنه اخير (كه حاشيه‌تراشي‌هاي روز قدس نماد بارز آن بود) از سوي ديگر برخي از فعالان و جريان‌هاي سياسي را به چاره‌جويي براي «عبور از اين شرايط» انداخته است.در جريان ملاقات فراكسيون اقليت مجلس با ميرحسين موسوي، کانديداي ناکام انتخابات با ادعاي اينكه مقيد به فعاليت در چارچوب‌هاي انقلاب است و جنبش سبز را مجموعه‌اي جدا از نظام نمي‌داند، به برخي از انحرافات ايجاد شده اعتراف و مدعي مي‌شود كه قصد اصلاح اين موارد را دارد.اما در شرايطي كه برخي از ديگر فعالان سياسي با طرح موضوعاتي نظير «وحدت ملي» و يا «تفاهم ملي» به زعم خود در پي «برون‌رفت از شرايط كنوني» هستند، جريان رسانه‌اي حامي ميرحسين موسوي با تلاش براي راديكاليزه كردن فضا، در پي تقويت موج مرده‌اي است که از آن به عنوان «جنبش سبز» ياد مي‌شود.مجيد محمدي از عناصر وابسته به گروهك موسوم به ملي ـ مذهبي در مطلبي تحت عنوان «تاكتيك‌هاي لازم براي غير خشونت‌آميز ماندن جنبش» ضمن توصيه به هواداران براي گرفتن نمادها و عناصر هويت ملي كه توسط «عناصر» رژيم مصادره شده‌اند(!) به معترضان توصيه مي‌كند كه بايد به گونه‌اي عمل كنيد كه تناقضات و ناسازگاري‌هاي ايدئولوژيك رژيم نمايان شود و در همين راستا به آنها توصيه مي‌كند كه با مستندسازي براي مراجع حقوقي بين‌المللي، به كشورهاي خارجي فشار بياورند كه با دولت ايران رابطه برقرار نكنند.سعيد مدني از ديگر فعالان اين گروهك نيز با اقرار به اينكه آنچه موسوي پس از انتخابات انجام داد بسيار بيشتر از انتظارات فعالان سياسي و اجتماعي بود، با خطاب كردن وي به عنوان «يكي از جدي‌تري، پيگيرترين، هوشيارترين و خلاق‌ترين و نوآورترين مردان سياسي معاصر ايران» ايجاد «شبكه اجتماعي» در ايران را مهم‌ترين ابتكار ميرحسين موسوي در تحولات بعد از انتخابات اعلام مي‌كند. البته برخلاف او، حبيب‌الله پيمان درمطلب ديگري به بررسي 7 نكته كليدي درباره نقاط ضعف و قوت «جنبش سبز» مردم ايران پرداخته است.اما با فرونشستن غبارها، اكنون فضاي سياسي كشور بهتر از گذشته قابل رصد است. به جز حاميان خارجي اپوزيسيون‌ خارج از كشور و برخي از منحرفين داخلي كه بدون قيد و شرط، هنوز بر طبل حمايت از موسوي مي‌كوبند؛ ساير فعالان سياسي به سرنوشت موسوي به ديده ترديد مي‌نگرند و هرگونه پيروي و دنباله‌روي از موسوي را با هر پوششي، غرق شدن جرياني مي‌دانند كه در سال‌هاي اخير با عنوان اصلاح‌طلبي و با طرح گفتمان توسعه سياسي كوشيده بود تا خود را به عنوان گفتمان اول درفضاي سياسي كشور مطرح كند.براي آن طيف، چاره‌اي باقي نمانده است كه با فاصله گرفتن از اين روند رو به زوال، خود را از افول بيشتر نجات داده و در اين مسير طي هفته‌هاي اخير با تمسك به برخي از شخصيت‌ها، مراجع و بزرگان كوشيده‌اند تا براي خود مفري بيابند.در اينجا سؤال اساسي اين است كه آيا كساني كه شديدترين ضربه‌ها را طي سال‌هاي اخير به حيثيت و اعتبار نظام اسلامي وارد كرده و دشمن بيروني را عليه جمهوري اسلامي جري ساخته‌اند به رغم اينكه توبه هم كرده باشند، مجاز خواهند بود ادعاي وحدت يا تفاهم ملي كنند؟ توصيه مي‌شود حضرات بيانيه‌ها و ادعانامه‌هاي خود عليه نظام اسلامي را كه پس از انتخابات منتشر كرده‌اند مرور كنند و آنگاه پا به ميدان وحدت و تفاهم بگذارند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار