«امكانات نداریم، اگر امكانات داشتیم قهرمان جهان میشدیم». . . این دیالوگ معروف ورزشكارانی است كه از كسب مدالهای جهانی و آسیایی باز میمانند. اما بودند نفراتی هم كه این معادله توجیه وار را بر هم زدند و از شهرستانهایی با ناچیزترین امكانات به رتبههای جهانی رسیدند. از جمله اینها نوجوانی میانهای بود كه اولین مدال طلای تاریخ تكواندو ایران در رده نوجوانان را در سال 2000 كسب كرد. وی متولد فروردین ماه 62 در شهرستان میانه است. تكواندو را از سال 70 آغاز و از سال 73 به صورت حرفهای ادامه داد تا به عضویت تیم پلیاكریل اصفهان درآمد. در سال 77 در مسابقات انتخابی تیم ملی شركت كرد و برای اولین بار به عضویت تیم ملی در آمد و تا كنون هم بی هیچ وقفهای عضو تیم ملی بوده است. از میان مدالهایی هم كه تا به حال برای كشور و جامعه تكواندو به ارمغان آورده میتوان به اولین مدال طلای تاریخ تكواندو ایران در رده نوجوانان، مدال طلای آسیا و اقیانوسیه، مدال طلای جام جهانی ژاپن، المپیك پلیسهای جهان، قهرمانی جهان، ارتشهای جهان و ستارگان جهان و مدال برنز المپیك اشاره كرد. به بهانه مسابقات جهانی پیش رو در دانمارك كه به اذعان كارشناسان حتی سنگینتر از المپیك است به اردوی تیم ملی رفتیم تا در گفتوگویی با یوسف كرمی شرایط تیم ملی برای مسابقات و همچنین نقش امكانات در پیشرفت ورزش تكواندو را جویا شویم. همواره یكی از بهانههای ورزشكاران شهرستانی نداشتن امكانات و متمركز بودن امكانات در تهران است. حال شما با چه امكاناتی ورزش را در شهرستان میانه آغاز كردید و اگر امكانات نداشتید چه عواملی باعث پیشرفت شما تا سكوهای اول جهانی شد؟همانطور كه همه میدانند نبود امكانات بهانه است چراكه بسیاری از قهرمانان ایران كه در سطح جهان و المپیك كسب مدال میكنند شهرستانی هستند. این یك توجیه برای تنبلی و كمكاری ورزشكار است. از سوی دیگر منكر این مساله نمیشوم كه داشتن امكانات مفید و سودمند است اما اراده و پشتكار انسان خیلی مهمتر بوده و در واقع همین پشتكار اصلیترین دلیل موفقیت است. باز هم تكرار میكنم امكانات خوب است ولی عاملی تعیینكننده نیست. زمانی كه شما تكواندو را آغاز كردید در شهرستان میانه چه تعداد سالن تكواندو وجود داشت؟در آن زمان امكانات خیلی محدود بود به طوری كه در سالنی كه ما تمرین میكردیم حتی اگر میپریدیم سرمان به سقف میخورد. در محل تمرین ما تشك وجود نداشت و روی موزائیك تمرین میكردیم و زمستانها به شدت سرد میشد. وقتی تمرینات پا انجام میدادیم از شدت سرما روی پای ماترك میخورد در نتیجه پاهای خود را روی بخاری گرم میكردیم تا امكان تمرین داشته باشیم. در تابستانها هم واقعا گرم و غیر قابلتحمل میشد اما با همین سختیها ادامه دادیم و در واقع این سختیها ما را نه تنها دلسرد نكرد بلكه انگیزهای برای ادامه كار شد. وقتی هم مسابقه میدادم تمام مرارتها به یادم میآمد كه تنها به برد راضی شوم. حضور موفق شما در مسابقات جهانی باعث شده كه مردم و اهالی تكواندو اسم میانه را زیاد بشنوند. بعد از حضور شما و موفقیت در مسابقات جهانی سطح امكانات در شهرستان شما تغییری كرده است؟البته در حال حاضر در اردوی تیم ملی چهار تكواندوكار اهل میانه هستند و پس از تهران بیشترین تعداد به شهرستان ما اختصاص دارد و این باعث افتخار من است كه در اردوی تیم ملی چهار نفر از یك شهرستان كوچك حضور دارند. همچنین دو سال پیش زمانی كه به مسابقات جهانی چین اعزام شدیم تیم ملی از 5 نفر تهرانی و 3 نفر میانهای تشكیل میشد. ابتدا آقای مهدیزاده از میانه به تیم ملی آمد سپس بنده و هم اكنون هر زمان كه اردو برگزار میشود حداقل هفت یا هشت نفر از میانه به اردو دعوت میشوند. با این حال شهر ما آنقدر توان مالی ندارد كه امكانات خاص و ویژهای برای تكواندو در نظر بگیرد اما میتوان بیشتر از این كه هست سرمایهگذاری و كار كرد چراكه در میانه كارخانه فولاد آذربایجان را داریم كه كارخانه پولدار و عظیمی است و اگر از این دست مراجع در حوزه ورزش سرمایهگذاری كنند قطعا قهرمانان بزرگتری از این شهرستان به ایران و جهان معرفی خواهد شد، زیرا بچههای میانه در رشته تكواندو خیلی استعداد دارند و هستند كسانی كه حتی با یك سال كار آمده و قهرمان ایران شدهاند. در مقابل كسانی هم هستند كه به دلیل مشكلات مالی و عدم توانایی پرداخت همان شهریه اندك، ورزش را كنار میگذارند. بنده معتقدم كه مسؤولان ورزش باید امكانی را فراهم كنند كه علاقهمندان برای ورزش كردن پول ندهند، زیرا در این پروسه بسیاری از استعدادهای ما از بین میروند. در المپیك 2004 آتن به گفته خودتان نفهمیدید چطور شد كه در نیمه نهایی باختید. المپیك 2008 را به دلیل حضورهادی ساعی از دست دادید و تا المپیك 2012 هم كه سه سال باقی مانده است. با توجه به اینكه تنها افتخار كسب نشده شما طلای المپیك است فكر میكنید سه سال دیگر توان كسب مدال در المپیك را دارید یا نه؟در المپیك آتن من به غیرحرفهای بودنم باختم چراكه 19 سال بیشتر نداشتم و المپیك برای من 19 ساله میدان بزرگی بود. در آن زمان هر كسی هم كه به من میرسید میگفت مدال طلا را گرفتی كه این موارد فشار زیادی را به من وارد كرد، زمانی كه در مسابقه نیمه نهایی به بن بست خوردم تمام اینها یادم آمد و فشار را بر من صد برابر كرد چنانكه من چهار بار از حریف آمریكایی پیش افتادم و چهار بار هم بر سر یك اشتباه بچگانه امتیاز دادم كه در 17 سالی كه تكواندو كار میكنم چنین اشتباهاتی نكردهام. حتی خود حریف آمریكایی هم باورش نمیشد كه مرا برده است. در 2008 پكن هم سر و صدای زیادی بر سر مسابقه انتخابی ایجاد شد، با این حال آقای ساعی رفتند و خدا را شكر طلا را كسب كردند. قبل از مسابقات انتخابی هم گفته بودم فرقی ندارد كه من یا هادی برویم، مهم كسب مدال برای كشور است. البته اتفاقات زیادی هم افتاد و انتخابیها نیمه تمام ماند اما هادی ساعی در سن 33 سالگی رفت و طلای المپیك را گرفت. من هم سه سال دیگر تازه به سن 29 سالگی كه سن پختگی در ورزش است میرسم و مطمئن هستم در مسابقات 2012 لندن شما یك یوسف كرمی كامل را از هر لحاظ میبینید. من تمام مسابقات جهانی و آسیایی را فتح كرده و مدال طلای آن را دارم به غیر المپیك كه برنز دارم و همه جا هم گفتهام كه المپیك یك مدال طلا به من بدهكار است، بنابراین میروم كه این مدال را بگیرم. چند ماه پیش دچار مصدومیتی جدی شدید، چه اتفاقی افتاد و الان در چه وضعیتی قرار دارید؛ برطرف شده است یا نه؟چند ماه پیش در مسابقات جهانی باكو در حین تمرین دوقل پشت پایم در حین تمرین دچار پارگی شد ولی باید بازی میكردم چون مسابقات تیمی بود. اما در حین مسابقات آسیب دیدگی من چنان شدید شد كه دیگر حتی حس نداشتم پایم را تكان دهم وقتی هم كه به فینال رسیدیم مربی به من گفت كه با این پا نباید بازی كنی و دكتر هم روی همین مساله تاكید جدی داشت، زیرا معتقد بودند اگر با این پا به زمین هم بروم هیچ كارایی ندارم. در فینال شركت نكردم و خیلی هم ناراحت شدم چون ممكن بود اگر مسابقه میدادم تیم ما به جای نایب قهرمانی، به مقام اول مسابقات دست پیدا میكرد. اما با كمك پزشكان تیم بهبود پیدا كردم.اردوی تیم ملی از كی شروع شده و تا چه زمانی ملی پوشان در اردوی تیم ملی خواهند ماند؟اردوهای تیم ملی به طور مقطعی تداوم دارد به طوری كه ملی پوشان 9 یا 10 ماه از سال در اردوی آمادگی تیم ملی هستند. در حال حاضر هم نزدیك به 9 ماه است كه در اردوی تداركاتی جام جهانی به سر میبریم. با توجه به اینكه شما متاهل هم هستید این اردوهای 9ماهه خانوادهتان را آزار نمیدهد؟این مسائلی است كه همیشه خانواده ورزشكاران با آن درگیرند. به عنوان مثال زمانی كه بچه من به دنیا آمد در اردو بودم و از اردو خودم را به بیمارستان رساندم. حتی میتوان گفت كه خانواده كسانی كه حرفهای ورزش میكنند از خود آنها بیشتر سختی میكشند و در واقع حامی ما خانوادههایمان هستند. فكر میكنید فرزندتان هم تكواندوكار شود؟به هیچ وجه علاقه ندارم فرزندم به دنبال تكواندو رفته و تكواندوكار حرفهای شود. چرا؟با اینكه موفق شدن در این رشته خیلی سخت است، هیچ ارزشی در ایران به ورزشهای انفرادی داده نمیشود و در قبال زحمتی كه ورزشكاران میكشند به آنها بها داده نمیشود. شما هیچ رشته ورزشی را نمیشناسید كه ورزشكار 8 ماه در اردو باشد بدون اینكه دستمزدی دریافت كند. تكواندوكار این مدت طولانی را در اردو میماند و سپس اگر قهرمان جهان شود 80 تا سكه طلا میگیرد یعنی 16 میلیون تومان برای زحمت شبانه روزی و یكساله یك قهرمان جهان. این مبلغ به هیچ عنوان با دریافتیهای ورزشهای گروهی قابل مقایسه نیست. من نمیخواهم با دیگر رشتهها مقایسه كنم اما ورزشكار المپیكی نباید 20 میلیون بگیرد. حال كه بحث دستمزدها شد، در مورد لیگ صحبت كنید و اینكه دستمزدها در لیگ چطور است. همچنین لیگ ما را از تمام جهات میتوان یك لیگ حرفهای به شمار آورد؟لیگ تكواندو ایران واقعا حرفهای است زیرا تعداد زیادی از قهرمانان دنیا در آن مسابقه میدهند حتی میتوان گفت تیم ملی ما هرچه دارد از این لیگ است، زیرا ایران تنها كشور دنیاست كه لیگ تكواندو دارد. بنابراین تا اینجا میتوان گفت كه لیگ حرفهای است. اما پای دستمزدها كه به میان میآید دیگر نمیتوان نام حرفهای بر لیگ ایران گذاشت چراكه دستمزد و مبالغ قراردادها هیچ شباهتی به دستمزد یك ورزشكار حرفهای ندارد. به عنوان نمونه قهرمان دنیا برای یك سال 25 میلیون تومان پول میگیرد این در حالی است كه آسیب دیدگی در این رشته بسیار زیاد است. تیم ایران چند ماه پیش نایب قهرمان جهان شد، چه جوایزی دریافت كردید؟تا به حال كه من در خدمت شما هستم حتی یك چوب كبریت هم دریافت نكردهایم. ناگفته نماند این كم توجهیها انگیزه را از بین میبرد و افراد جدیدی كه قصد دارند وارد فضای حرفهای شوند سرخورده میشوند. ورزش حرفهای به معنای این است كه ورزشكار هیچ كار دیگری بلد نیست به طوری كه اگر آسیب ببینم منبع درآمد دیگری ندارم بنابراین ورزشكار حرفهای آن هم در رشته مدالآوری كه در دنیا برای ایران حرف اول را زده است باید تأمین شود. چند نفر تكواندوكار حرفهای در ایران داریم كه منبع درآمد دیگری به جز تكواندو ندارند؟ به جز معدود نفراتی كه به واسطه تكواندو استخدام شركت نفت شدهاند، مابقی اعضای تیم ملی درآمدی به جز دریافتیهای تكواندو ندارند. شما به حقوقی كه صندوق قهرمانان، كمیته ملی المپیك و فدراسیون به قهرمانان میدهد اشاره نكردید. آیا این مبالغ جوابگو نیست؟این رقم آنقدر ناچیز است كه حتی هزینه داروهای ورزشكار را تأمین نمیكند. فدراسیون به متاهلها 270 و به مجردها 180 هزار تومان میدهد. آیا با این مبالغ میتوان انتظار پیشرفت در ورزش را داشت. صندوق حمایت از قهرمانان هم بسته به مدالی كه ورزشكار كسب میكند جایزه میدهد. بر این اساس قهرمان جهان ماهانه 150 هزار تومان مقرری میگیرد. هر مدالی هم كه بگیرد مبلغی به این رقم افزوده میشود. به عنوان مثال من كه بیش از 40 مدال جهانی و آسیایی دارم مقرریام به حدود 300 هزار تومان رسیده است. با این ارقام نمیشود فقط تكواندو كار كرد بنابراین مجبوریم از تكواندو زده و به منظور كسب درآمد در جاهای دیگری هم وقت و انرژی بگذاریم. این همان موردی است كه باعث افت ناگهانی ورزشكاران میشود كه كم و بیش هم آن را در سطح اول تكواندو كشور میتوان مشاهده كرد. اردویی كه در حال حاضر تیم ملی برای آماده سازی در آن به سر میبرد، آیا استانداردهای لازم برای امید اول قهرمانی جهان را داراست؟ چنانچه اكنون وارد اردوی تیم شوید شاید بیست قهرمان جهان را همزمان در آنجا ببینید اما در مقابل اگر به سالن تمرین ما بیایید شاید تمام سؤالها جواب داده شود. تیم ملی تكواندو در سالنی تمرین میكند كه همزمان سه تیم كاراته، تیم سان شو، تیم تالو، تیم جودو، تیم تكواندو نوجوانان و یكی دو تا رشته دیگر كه مجموعا نزدیك به 10 رشته میشوند در یك سالن تمرین میكنند. آیا شرایط تمرین تیم قهرمان جهان باید چنین باشد در حالی كه تكواندو امكانات خاصی غیر از یك سالن خوب و چند تا دستگاه حرفهای لازم نمیخواهد، بازهم ضعف امكانات داریم. باشگاهها چطور، آیا سالن اختصاصی و امكانات لازم را دارند یا خیر؟ باشگاهها سالن دارند و به لحاظ امكانات مشكلی ندارند اما روی صحبت ما تیم ملی است زیرا بیشتر عمر ما در اردوی تیم ملی میگذرد. حال بپردازیم به مسابقات پیش رو؛ تیم ملی مسابقات همبستگی كشورهای اسلامی و جهانی دانمارك را در پیش دارید. شرایط این دو تورنمنت را چطور ارزیابی میكنید؟مسابقات جهانی دانمارك یكی از سنگینترین ماراتنهای دنیاست، زیرا بیش از 200 كشور قرار است در آن شركت كنند. حتی میتوان گفت این مسابقات از المپیك هم سنگینتر است و گرفتن طلای این مسابقات سختتر و مهمتر از المپیك است. بازیهای همبستگی چطور؟در این بازیها تیم دوم ایران شركت میكند و امیدواریم به راحتی هم قهرمان شود. حریفان شما در مسابقات جهانی مشخص شدهاند؟بله، تقریباً همه آنها را میشناسیم، زیرا چندین سال است كه با آنها كار میكنیم كه از میان خوبهای آنها میتوان به بازیكنان فرانسه،تركیه، كره، اسپانیا، كانادا، روسیه و قزاقستان اشاره كرد. چقدر مسابقات و روشهای آنها را دنبال و آنالیز میكنید؟من كاری با آنها ندارم، زیرا بیشتر از اینكه روی حریفم كار كنم روی خودم كار میكنم و به توان خودم اطمینان دارم. سن بازنشستگی در ورزش تكواندو چندسالگی است؟بسته به تواناییهای خود فرد دارد اما فكر میكنم كه 33 تا 34 سال نهایت سن ممكن است. چنانچه سن تكواندو یوسف كرمی تمام شده و بازنشسته شود، در ورزش میماند و یا اینكه به عرصههای دیگر مانند تجارت و یا حتی سیاست وارد میشود؟هر سه مورد هم ممكن است البته تصمیمگیری در این موارد زود است چراكه در حال حاضر هدفی جز تكواندو ندارم، بعد از تكواندو هم قصد دارم تحصیلاتم را ادامه دهم. بعد از آن هم نه به صرف علائق بلكه به واسطه احساس نیازی كه بتوانم برطرف كنم در حوزهای وارد شده و انجام مسؤولیت میكنم. فكر نمیكنید احساس نیاز بههادی ساعی در ورزش تكواندو بیشتر بود و چنانچه در ورزش میماند، مفیدتر واقع میشد؟هادی هنوز هم در ورزش است. اما با توجه به اینكه ورزش تكواندو تأمین كننده ورزشكار نیست ورزشكاران پس از پایان سن ورزشی در حوزههای دیگر هم وارد شده و فعالیت میكنند. نگاهت در مورد مسابقات انتخابی برای تعیین ملیپوشان چیست و اینكه بهتر نیست مسابقات انتخابی همواره ملاك انتخاب ملی پوشان برای مسابقات جهانی باشد؟من با این روش موافقم چراكه در انتخابی حق به حقدار میرسد و كار مربی هم راحت میشود. اما بعضی موارد است مانند قهرمانی دنیا كه تجربه هم نیاز دارد. ممكن است یوسف كرمی به خیلیها در ایران ببازد اما به واسطه تجربهاش در دنیا مقام كسب كند كه این موارد در حوزه تصمیمگیری مربی است و ربطی به انتخابی ندارد.