اخبار کلی
چطور تفکر مراقبتی را به باغ وجودمان بیاوریم؟
تفکر مراقبتی بر این باور است که از لحظه‌ای که «فرد در اجتماع» حضور می‌یابد، در مورد خود و تمامی سایرین مسئول و حافظ همه‌جانبه است و این حفاظت در صورتی امکان ظهور می‌یابد که فرد به افراد دیگر به هر شکل و شیوه‌ای که باشد، احترام بگذارد
باید‌های بی‌شمار و حسرت باری که ما می‌سازیم کانون‌های تولید درد هستند
همه باید‌هایی که در زندگی بر سر خود می‌ریزید و به واسطه این باید‌ها از گرما و زیبایی و عشق به زندگی جدا می‌شوید فهرست کنیدو حال سؤال این است:آیا می‌شود این باید‌ها را بدون فشار و بدون منقبض شدن و بدون درد تصور کرد؟ آیا یک «باید» در زندگی می‌توان تصور کرد که آدم احساس کند این باید بدون درد و انقباض و فشار است؟
رابطه ترس با گام و لحظه چیست؟
وقتی من اتصال عمیقم را با خالق هستی که می‌دانم این هستی هم در ارتباط با خالق قرار دارد آگاهانه بدانم و بدانم در هر وضعیتی این اتصال برقرار است و طوفانی‌ترین و دشوارترین آب و هوا نمی‌تواند آن نور را خاموش کند در آن صورت من در یک وضعیت آرامش بخشی قرار خواهم گرفت
چرا ترس، زندگی ما را اداره می‌کند؟
ما در واقع در اغلب لحظه‌های زندگی‌مان نمی‌خواهیم زندگی کنیم. تصور می‌کنیم می‌خواهیم به زندگی فضای بیشتری بدهیم. تصور می‌کنیم اگر برویم از فروشگاه برای شش ماه آینده یا یک سال بعد خرید کنیم به زندگی فرصت بیشتری خواهیم داد، در حالی که ما با اصرار بر اینکه می‌خواهیم همه چیز زندگی ما قابل پیش‌بینی باشد، زیبایی‌های زندگی را از آن سلب می‌کنیم
روایت حال بسیاری از ما
یکی از موانع جدی در آگاه شدن این است که من از آگاهی، ابزار و وسیله‌ای برای نمایش بسازم. فرق است میان کسی که آگاه است با کسی که نمایش آگاهی را اجرا می‌کند. فرق است بین بازیگری که مثلاً در سریالی نقش یک پزشک را بازی می‌کند با کسی که واقعاً پزشک است
شما آدم کنشی هستید یا واکنشی؟
کسی که کنشگرانه زندگی می‌کند اشتباه خود را می‌پذیرد، بنابراین عذرخواهی و پوزش خواستن برای فرد کنشگر دشوار نیست، در حالی که فرد واکنشی مسئولیت رفتار و گفتار خود را نمی‌پذیرد، از در توجیه و فرافکنی وارد می‌شود و نسبت به باور‌ها و افکار خود تعصب می‌ورزد و نمی‌تواند قبول کند که افکار او قابل نقد است
وقتی کلیدواژه هوش و آی‌کیو به یک بت ذهنی تبدیل می‌شود
شما امروز در کلیدواژه‌های آموزشی ما نگاه کنید ببینید اساساً جایی برای مهربانی وجود دارد؟ در تبلیغ‌های آموزشی و شبه‌آموزشی همه جا سخن از هوش برتر است. همه جا سخن از «بیبی انیشتین» است، همه جا سخن این است که: «چطور من می‌توانم آی‌کیوی کودک خودم را بالا ببرم.» همه جا سخن بر سر این است که چطور می‌شود در یک زمان کوتاه پاسخ یک تست را داد
اندیشه‌ها را یاد دهیم یا اندیشه‌ورز تربیت کنیم؟
مدارس ما نسبت به مهارت‌های زندگی بی‌اعتنا هستند. همچنان در مدارس ما فردیت برتری‌طلب تبلیغ می‌شود، در حالی که مدارس بهترین پایگاه‌ها برای تمرین مهارت‌های زندگی جمعی است
در یک خانواده سالم باب گفت‌وگو همیشه باز است
وقتی امکان و مهارت حرف زدن مسالمت‌آمیز را نداشته باشیم، این آغاز سوءتفاهم‌ها خواهد بود
منفوری که محصول شبکه‌ای از عوامل اجتماعی است
تغییرات طلاق در طول سال‌های گذشته همیشه مثبت بوده است یعنی وقتی میزان طلاق‌های سال‌های اخیر را نسبت به سال‌های قبل بررسی می‌کنیم، می‌بینیم درصد تغییرات رو به رشد است.
ضرورت‌های احیای جلوه‌های صمیمانه محبت کردن در دنیای سرد و ماشینی امروز
لازم نیست محبت کردن ما گران باشد همین که از ته دل باشد کلی قیمتی است. لازم نیست محبت کردن خود را در بوق و کرنا فریاد کنیم تا همه بدانند که چه قلب مهربان و رئوفی داریم. محبت کردن اگر با متانت و سادگی باشد زیبایی پیدا خواهد کرد
مرزبان خوبی برای حفظ حریم ارتباطات سالم باشیم
اگر می‌خواهید اختلاف پیش آمده رفع شود پس باید به یاد داشته باشید که ارتباط میان فردی یک راه دوطرفه است و تمامی اتفاق‌های خوب و بد یک ارتباط به هر دو طرف رابطه مرتبط می‌شود، در نتیجه عبارت نصف مال من و نصف مال تو را هیچ وقت فراموش نکنید
از بهترین موهبت خداوندی در وجودمان مراقبت کنیم
محققان در پی تحقیقاتی دریافته‌اند که مهربانی کردن و حس نوع دوستی باعث بالا رفتن سروتونین در بدن شده و حس شادی را دربر خواهد داشت
چقدر با یکدیگر مؤدبانه و احترام‌آمیز صحبت می‌کنیم؟
نوع صدا زدن ما، باعث عزت نفس و کرامت فرد در نظر خودش و دیگران است. از صفات، القاب و واژه‌های مناسب برای افراد استفاده کنیم. از تعابیر توهین‌آمیز، کنایه‌آمیز، تحقیرکننده و... پرهیز کنیم. به انواع مختلف به همسر و فرزندمان بگوییم که دوست‌شان داریم و به داشتن‌شان افتخار می‌کنیم
با برخورد‌های بزرگسالانه کودکان را منزوی نکنیم
زندگی کودک به طرحی می‌ماند که با حضور مفید پدر و مادر رنگارنگ می‌شود. غیبت شما در زندگی او باعث می‌شود زندگی‌ای خاکستری داشته باشد، نه سیاه و نه سفید. دنیای خاکستری برای او ابهام می‌آورد، ابهام او را می‌ترساند، ترس او را به گوشه‌ای می‌کشاند و روز به روز افسرده‌تر و منزوی‌تر خواهد شد