گفت‌وگو‌های درونی ما را فریب می‌دهد و از حقیقت دور می‌کند
برخی تصور می‌کنند اگر ذهن شلوغی داشته باشند این ذهنِ پر از گفت‌وگوی درونی، مناظره و ازدحام، دلیلی بر متفکر بودن آنهاست. این هم یکی از آن اشتباهات بزرگ است. از این افراد باید پرسید ذهن متفکر یعنی ذهنی که من در اختیار او باشم یا او در اختیار من؟
روایت راهی آسان برای خودشناسی
سیر انفس یعنی اینکه آیا در خودت سیاحت کرده‌ای و خودت را آن گونه که هستی دیده‌ای، یا نه، فی‌المثل خودت را مشتی استخوان و رگ و ریشه یافته‌ای؟ پرسش این است که: چگونه می‌توان خود را خوب گشت؟
همه خوبی‌ها اعتبار ذاتی‌اش را از خدا می‌گیرد
اگر کمی از الگو‌های ذهنی که در خاطر داریم فاصله بگیریم و در آرامش قلبی به مسائل نگاه کنیم، می‌توانیم بفهمیم که رفتار هرکسی چقدر صادقانه و درست است
شما چقدر آدم معتبری هستید؟
برای اعتباری که می‌خواهیم به دست بیاوریم یا بیشترش کنیم، قرار نیست غولی را بر زمین بزنیم یا قهرمان قصه‌ای شویم، کافی است به کار‌های کوچکی که سر راهمان قرار می‌گیرد، توجه کنیم و سرسری از کنارشان نگذریم. مهم همان نیت خالصی است که پشت رفتار ماست
یادداشت دکتر فردین علیخواه درباره مهارت‌هایی که دیگر کودکان ندارند
کودکان امروزی نمی‌توانند از فرصت در کنار هم بودن بهره ببرند، باهم دوست شوند و با بازی‌های کودکانه، کودکی کنند. آنان در مهارت‌های استفاده از قابلیت‌های مختلف تبلت و به‌ویژه بازی با «گیم های» آن، بیست هستند، ولی نمی‌توانند خارج از صفحه‌نمایش آن، و در دنیای واقعی یک بازی دسته‌جمعی ترتیب دهند.
چرا خرید، مهمانی یا شمال رفتن نمی‌تواند به صورت عمیق دلشوره یا افسردگی مرا حل کند؟
من می‌توانم این تمرین را در زندگی خود داشته باشم. هر زمان که دیدم بی‌حوصله شده‌ام یا دچار دلشوره هستم به جای آن که بلند شوم در یخچال را باز کنم و هرچه در یخچال است را بریزم در شکمم، به جای آن که فوراً تلویزیون را روشن کنم، یا اینکه بی‌هدف وب‌گردی کنم، یعنی مثلاً بروم کانال‌های بی‌سر و ته را در تلگرام چک کنم، بهتر است اجازه دهم که با آن بی‌قراری یا دلشوره روبه‌رو شوم
وقتی مولانا ما را به رهایی از ترس‌های موهوم و ذهنی فرا می‌خواند
ایراد بسیاری از ما در مواجهه با بزرگان و مکتوبات آن‌ها این است که فکر می‌کنیم تنها وظیفه و مسئولیت ما این است که آن‌ها را زیبا بخوانیم و تحسین و آفرین هم یادمان نرود
مهارت‌های گفت‌وگو و ارتباط را به فرزندانمان بیاموزیم
ما والدین تصور می‌کنیم همیشه فرزند ما کودک است و نیاز به مراقبت دارد. پس تا سن ازدواجشان فقط درگیر آن‌ها هستیم و به جای آن‌ها تصمیم می‌گیریم، به جای آن‌ها صحبت می‌کنیم و در نهایت به جای آن‌ها زندگی می‌کنیم. بزرگ‌ترین ظلمی که والدین به فرزند خود می‌کنند محبت و دلسوزی بیش از حد نسبت به آنهاست
رفتار دوگانه ما در هزینه کردن به خاطر چیست؟
دسته گلی که یک دستفروش سر چهارراه می‌فروشد نصف قیمت مغازه است، با این حال اصرار داریم از او ارزان‌تر بخریم، ولی اگر در مغازه باشیم بدون چانه پول را می‌دهیم و کالا را می‌خریم.
حد و حدود آزادی بچه‌ها تا کجاست؟
همه افراد در هر سن و جایگاهی که باشند انسان‌های آزادی هستند، اما این آزادی اگر در چارچوب و حد و حدود مشخصی نباشد جامعه را به سمت انحطاط و نابودی می‌کشاند.
۵