
تقریباً همه آنهایی که به دلایل مختلف به آمریکا رفتهاند، صف طولانی کنسولگری ایالات متحده در دوبی را تجربه کردهاند. در برگه درخواست ویزا یک فرم 18 سوالی است که اضافه بر اطلاعات کلی، سؤالهایی هم درباره شغل افراد، شرکت در جنگ یا منازعات مسلحانه، توانایی یا آموزش در یکی از زمینههای تخصصی حمل اسلحه گرم، مواد منفجره، هستهای، بیولوژیک و شیمیایی مطرح شده است. اگر شما یک شهروند معمولی باشید، احتمالاً با استفاده از نفوذی که تورهای مسافرتی دارند، با یک بار مصاحبه میتوانید ویزای آمریکا را دریافت کنید ولی برای مشاغل خاصی مثل دانشگاهیان و ... این روند معمولاً طولانیتر است و گاهی اوقات بیشتر از 7 روز و یک مصاحبه ساده برای گرفتن ویزا صرف میشود. حوادث 11 سپتامبر باعث شد مقامهای آمریکایی برای سفر به کشورشان دست به تنظیم ترتیبات جدیدی بزنند، به خاطر همین فرم درخواست ویزا از سال 2003 به بعد به کلی تغییر کرد و مراحل مصاحبه برای دریافت ویزا گهگاه خیلی طولانیتر شد. البته مقامهای آمریکایی میگویند که به دلایل امنیتی مجبورند ترتیبات جدیدی اعمال کنند ولی همین ترتیبات جدید زمینهای فراهم کرده تا آژانسهای اطلاعاتی آمریکا قادر باشند اطلاعات دست اول و گهگاه امنیتی از کشورها جمعآوری کنند، بهخصوص کشورهایی مثل ایران که ایالات متحده به دلیل قطع روابط طی 30 سال گذشته قادر نبوده به اطلاعات دست اول دسترسی داشته باشد و همین موضوع سبب شده که دولت آمریکا تحلیل صحیحی از وقایع داخل ایران به دست نیاورد.
سناریوی ریگا
آمریکاییها برای اطلاع از اوضاع و احوال داخل ایران به منابع مختلفی دسترسی دارند. یک روش، دستیابی به اطلاعاتی است که گروههای مخالف و برانداز نظام مثل «منافقین» در اختیار آنها قرار میدهند. با اینحال مقامهای آمریکایی معتقدند اتکاجویی بیش از حد بر روی گروهک مجاهدین ممکن است همان بلایی را بر سر آمریکاییها بیاورد که احمد چلبی چهره معروف معارض رژیم صدام حسین با ارائه اطلاعات ساختگی بر سر دستگاههای اطلاعاتی ایالات متحده آورد. احمد چلبی اطلاعات ساختگی درباره سلاحهای کشتار جمعی صدام حسین ارائه کرد و بعد همان اطلاعات را در اختیار روزنامههای آمریکایی گذاشت. وقتی خبرنگاران پرسیدند که این اطلاعات را از کجا آوردهای، او گفت اگر به صحبتهای من اعتماد ندارید، از آژانسهای اطلاعاتی بپرسید. وقتی خبرنگاران به آژانسهای اطلاعاتی مراجعه کردند، با کمال تعجب میدیدند که اطلاعات چلبی درست است؛ این عملیات فریب دلیل اصلی حمله آمریکا به عراق در سال 2003 بود. پل پیلار، کارشناس سازمان سیا معتقد است اطلاعاتی که مجاهدین خلق از اوضاع داخلی ایران ارائه میکنند، ممکن است از بسیاری جهات شبیه اطلاعاتی باشد که احمد چلبی به آمریکاییها میداد. پیلار میگوید: «ایران هم چلبی (های) خاص خود را دارد ... درسهایی وجود دارد که باید آنها را یاد گرفت، ما باید در منابع اطلاعاتیمان از بعضی بخشها استفاده کنیم.» به همین خاطر بعضی کارشناسان اطلاعاتی آمریکا معتقدند که برای دریافت اطلاعات و دسترسی به تحلیل واقعی از شرایط داخلی ایران، باید مبادلات فرهنگی طرفین بیشتر شود.
متحدان اروپایی آمریکا که در تهران سفارتخانه یا کنسولگری دارند، یکی دیگر از منابع دستیابی به اطلاعات از داخل ایران هستند. گزارشها نشان میدهد آمریکا در جریان حوادث بعد از انتخابات ایران، تا حد زیادی بر اطلاعاتی تکیه داشت که از سفارتخانههای متحدان اروپاییاش از تهران به دست میآورد. دستیابی به این نوع اطلاعات در عین اینکه درصد ریسک کاخ سفید را افزایش میدهد، گهگاه باعث شده که سیاستهای آمریکا به متغیر وابسته سیاست برخی کشورهای اروپایی تبدیل شود و نه بالعکس. کم نیستند کارشناسان آمریکایی که معتقدند برخورد به نسبت محافظهکارانه اوباما و تیم او در جریان حوادث بعد از انتخابات ایران- البته در مقایسه با کشورهای اروپایی- به خاطر فقدان اطلاعات کافی از جریان حوادثی بود که در تهران جریان داشت.
آمریکاییها از سال 2006 به بعد برای پر کردن این شکاف اطلاعاتی، روش تازهای را به کار گرفتهاند که تا حد زیادی شبیه به روش جاسوسی عناصر سیا علیه اتحاد جماهیر شوروی از پایگاه ریگا در کشور لتونی است. ریگا به عنوان شهری توریستی، در مجاورت دریای بالتیک طی سالهای جنگ سرد نقش مهمی در جمعآوری اطلاعات جاسوسی درباره شوروی سابق داشت. در اسناد وزارت امور خارجه آمریکا آمده است: پایگاه ریگا را در نبود روابط واشنگتن و مسکو برای کسب اطلاعات از اتحاد جماهیر شوروی پیشبینی کردیم.» یکی از دیپلماتهای آمریکایی گفته است: «در سال 1926 جوانی از ایالت ویسکاسن را به نام جورج کنان به پایگاه ریگا اعزام کردیم؛ به او گفتیم برو روسها را بشناس. در ریگا اقامت کن. تو پنجره ما به روی شوروی خواهی بود. جورج کنان معروف، نظریهپرداز آمریکایی بعدها به یک کارشناس چیرهدست در امور شوروی تبدیل شد.
شهر طلایی امارات
سناریویی که آمریکاییها از سال 2002 برای جمعآوری اطلاعات جاسوسی علیه ایران استفاده میکنند، از بسیاری جهات شبیه سناریوی ریگا در لیتوانی است. شهر دوبی با دست کم نیم میلیون ایرانی مقیم، امروزه یکی از مهمترین مراکز جمعآوری اطلاعات درباره ایران است. روزانه حداقل 8 پرواز از تهران به مقصد دوبی انجام میشود که تقریباً دو برابر هر کدام از پروازهای خارجی تهران است. مراودات تهران با دوبی به حدی است که مسافرانی که محدودیتی برای انتخاب روز ندارند، حتی قادرند مثل پروازهای مشهد و ... ساعت پرواز خود را هم انتخاب کنند. نکته جالبتر اینکه بعضی شهرهای ایران که به دوبی پرواز مستقیم دارند، پروازی برای سفر به تهران ندارند. از شهر لار در استان فارس، روزانه حداقل یک پرواز به دوبی انجام میشود، درحالی که در هفته فقط دو پرواز از لار به مقصد تهران وجود دارد. همه این ویژگیها باعث شده دوبی از خیلی جهات تصویر کوچک شده از یکی از شهرهای ایران باشد، به طوری که جیم گرین، خبرنگار سابق آسوشیتدپرس نام تازهترین کتاب خود درباره دوبی را که اخیراً زیر چاپ رفت «شهر طلا» نامگذاری کرده است.
این ویژگیها باعث شد آمریکاییها اواخر سال 2005 یک دفتر نمایندگی در شهر دوبی تاسیس کنند که وظیفه اصلیاش نظارت بر اوضاع و احوال داخلی ایران و جمعآوری اطلاعات از ایرانیانی است که مقیم امارات هستند یا به طور مداوم بین ایران و امارات رفت و آمد میکنند. خبر تاسیس این دفتر نمایندگی را آن موقع روزنامه نیویورک تایمز منتشر کرد و سایت شورای روابط خارجی آمریکا هم گزارش کرد که این دفتر شش کارمند دارد. مدتی بعد، معاون وقت وزارت امور خارجه آمریکا نیز افتتاح چنین دفتری را تایید کرد و گفت: سال گذشته ما دفتری در دوبی ایجاد کردیم که کار آن کاملاً نظارت و درک (اوضاع) ایران و گفتوگو با صدها نفر از ایرانیانی است که از ایران به دوبی میآیند، به این وسیله ما ارتباط بهتری با همه قشرهای ایرانی خواهیم داشت.
گزارشهایی که اخیراً منتشر شده نشان میدهد که آمریکاییها نه فقط سطح فعالیتهای دفتر نمایندگی دوبی را بیشتر کردهاند، بلکه تعداد کارمندان آن را هم افزایش دادهاند. مقامهای وزارت امور خارجه آمریکا از اینکه اصطلاح «ایستگاه شنود» برای دفتر نمایندگی دوبی استفاده شود ابا دارند چون که معتقدند ممکن است مردم فکر کنند که آمریکا به پنجرههای دفتر دوبی دستگاه راداری وصل کرده که به سیا اطلاعات میدهد ولی حتی اگر آمریکاییها در دفتر دوبی رادار هم نصب نکرده باشند، اطلاعاتی را که از صدها هزار ایرانی ساکن آنجا به دست میآورند برای سیا و چندین دستگاه ریز و درشت اطلاعاتی در واشنگتن ارزشمند است. جیم گرین در بخشی از کتاب خود با عنوان «شهر اطلاعاتی دوبی» شرح داده که چگونه مامورین آمریکایی دفتر دوبی، ایرانیانی را که به دنبال دریافت ویزای آمریکا هستند تخلیه اطلاعاتی میکنند و اطلاعات به دست آمده را برای سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا میفرستند. او مینویسد: کارشناسان مسائل ایران که بعضی از آنها فارسی را سلیس صحبت میکنند، با ایرانیانی که به دنبال دریافت ویزای آمریکا هستند، مصاحبه میکنند. افرادی که سوابق جذابی دارند برای دریافت ویزا پروسهای طولانی صرف میکنند. مصاحبهکنندگان گاهی بارها از آنها میخواهند (به دفتر) برگردند و آنها را تحت فشار میگذارند تا اطلاعات جزئی و عمیقتری ارائه کنند ... یکی از مصاحبهکنندگان، «گری شرون» است که به عنوان یکی از جاسوسان رنگارنگ و کارکشته کل دهه 1980 را در دوبی صرف کرد و بعداً به عنوان افسر (اطلاعاتی) رهبری تیم عملیاتی آمریکا در داخل افغانستان را بعد از حوادث 11 سپتامبر به عهده گرفت.
گری شرون که نویسنده کتاب «شهر طلایی» از او نام میبرد، در داخل دفتر دوبی مشغول به کار است، بیش از 35 سال تجربه حضور در ماموریتهای سیا را دارد، زبان فارسی و فارسی دری را بهطور سلیس صحبت میکند و قبل از شهادت احمد شاه مسعود در افغانستان، با او و نیروهای ائتلاف شمال روابط خوبی برقرار کرد. نکته قابل توجه اینکه ارزش دوبی را برای دستگاههای اطلاعاتی آمریکا و سیا به حدی است که وزارت خارجه آمریکا بیش از دو بار خواسته که این دفتر را به خاطر مسائل بودجهای ببندد، ولی CIA مانع این اقدام شده است. جیم گرین در کتاب «شهر طلایی» مینویسد: «در شرایطی که صدها ایرانی هر روزه (به این دفتر) میآیند و خود را در معرض نظارت و بازجویی گذاشته و حتی برای کارهای جاسوسی علیه حکومت خودشان به خدمت گرفته میشوند، سیا تاکید کرده است که کاهش بودجه باید از محل دیگری تأمین شود.»
البته اشاره گرین به ایرانیانی که خود را برای جاسوسی علیه حکومت ایران در اختیار دفتر دوبی قرار میدهند، شهروندان معمولی نیستند، بلکه گروههای تروریستی مانند «مجاهدین خلق» هستند که اساساً با جمهوری اسلامی مشکل اساسی دارند. در طول ماههای گذشته و بهخصوص بعد از تعطیل شدن اردوگاه اشرف در عراق، گزارشهای مختلفی درباره حضور منافقین در امارات منتشر شده است. شبکه خبری نهرین نت اواسط ماه آوریل امسال گزارشی منتشر کرد و در آن از قول منابع آگاه نقل کرد که حدود 100 نفر از مجاهدین خلق به امارات رفته و به طور تنگاتنگ با نیروهای امنیتی امارات و سازمان سیا همکاری میکنند. البته این گزارش تاکید کرده که معلوم نیست مجاهدین خلق از کی به امارات رفتهاند ولی بیشتر آنها از کشورهای اروپایی، ایران و عراق به امارات آمدهاند و با دفتری که آمریکاییها در دوبی دارند، همکاریهای اطلاعاتی گستردهای دارند.
همه شواهد و قراین نشان میدهد که شهر یک میلیون و پانصد هزار نفری دوبی که آمریکاییها آن را به عنوان سنگاپور خلیج فارس طراحی و به آن بال و پر دادند، آرام آرام دارد در کارکرد سنتی تجاری به سمت یک مرکز چند منظوره تغییر شکل میدهد.
امروزه بسیاری از چهرههای ناشناخته سازمانهای اطلاعاتی دنیا ترجیح میدهند در چهرههای مختلف به این شهر سفر کنند. خیلی از شرکتهای تجاری ریز و درشتی که در امارات و دوبی فعال هستند، در واقع پوششی برای فعالیتهای اطلاعاتی اعراب کشورهای حاشیه خلیج فارس محسوب میشوند، فعالیتهایی که از طرحهای براندازی، پروژههای تسلیحاتی و نظامی تا فعالیتهای هستهای پشت پرده متغیر است. دوبی در پوشش فعالیتهای تجاری در حال تبدیل شدن به مرکزی برای جنگهای اطلاعاتی آینده است.