
میثم رشیدی مهرآبادی - جایی در بام تهران، دستهای خیّر، بیمارستانی از مهر بنا کردهاند که دیدنش را میشود به هر آدمی که زیر دود و دم شهر، همنوعانش را در کوچه پس کوچههای فراموشی رها کرده است، توصیه کرد. از بلوار ارتش در شمال شرق تهران را که به سمت بلوار اوشان تغییر مسیر دهی، بعد از خیابان جنت، بلوار محک و در انتهای آن، بیمارستان فوقتخصصی سرطان کودکان خودنمایی میکند؛ ساختمانی 6 طبقه در پیچ تند یک بلوار که به رغم ظاهر ساده و بیپیرایهاش، روح بزرگ انسانهایی را در خود جای داده که با تمام توان برای کودکان مبتلا به سرطان کار میکنند.
بهانه سفر کوتاهت به بیمارستان محک، بازدید حجتالاسلام حسن ملکمحمدی، نماینده دامغان و فاطمه آلیا نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی است. وقتی میرسی، که آنها آمدهاند و در سالن آمفیتئاتر منتظرند تا به بخشهای مختلف بیمارستان رفته و در جریان جزئیات خدمات آن قرار بگیرند.
«مشتهری» که انجمن خیریه «چشمان منتظر» را تأسیس کرده، پایهگذار این دیدار است و با روشهای مختلف از جمله تبلیغات محیطی، داوطلبان بازدید از بیمارستان محک را ثبتنام کرده و تلاش داشته تا چهرههای سرشناس مهم در این برنامه حضور داشته باشند؛ اما نه بازیکنان تیم فوتبال هنرمندان به قولشان عمل میکنند و نه تعدادی دیگر از چهرههای شاخص هنری و فوتبالی!فقط دو نماینده از مجلس آن هم از میان چندین نماینده مدعو به این توفیق دست یافتهاند. باقی هم مردم مشتاقند که برای مشارکت در امری خیر، عازم انتهای بلوار اوشان شدهاند.
خانم دکتر صدیقنژاد که مدیر بخش حمایتی محک است، اولین میزبان است که توضیحاتش را شروع میکند و چند دقیقه بعد، مهندس آراسب احمدیان با قامتی رشید و چهرهای مهربان به جمع میپیوندد.
« محک» 6000 کودک سرطانی در ایران و منطقه خاورمیانه را تحت پوشش دارد که در آن واحد، 500 کودک به همراه یکی از والدین برای معالجه در مجموعه بیمارستان حضور دارند. این کودکان بعد از طی مراحل آزمایش و درمان به خانههایشان میروند و بعد از مدتی دوباره به محل بیمارستان میآیند. کودکان مبتلا به سرطان از چندروزگی تا 14 سالگی تحت حمایت محک هستند و کلیه خدمات به صورت رایگان و با احترام و عزتی کمنظیر به آنها ارائه میشود. مهربانی و صداقت را از چشم تکتک پرسنل بیمارستان، از دربانها و راهنماها تا پرستاران و پزشکان متخصص میشود دید.
هزینههای بیمارستان 18000 متری محک هم که تقریباً روزی 30 میلیون ریال است، تماماً از سوی خیّرین و مردم نیکاندیش تأمین میشود. البته بخش اندکی از هزینهها را سازمانهای بیمهگر تقبل میکنند ولی جالب است بدانید که متأسفانه بیماری سرطان جزو بیماریهای خاص قرار نگرفته و حمایتهای موجود برای این دسته از بیماریها به کودکان سرطانی محک تعلق نمیگیرد. اینها از جمله خواستههایی است که «آراسب احمدیان» مدیرعامل بیمارستان محک به آنها اشاره میکند تا بلکه نمایندگان حاضر بتوانند آنها را با نمایندگان کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در میان بگذارند. فاطمه آلیا هم قول میدهد که یک روز با حضور خانم وزیر بهداشت به کمیسیون مربوطه برود و از محک برای آنها بگوید تا نقش دولت و مجلس هم در این اقدام خیرخواهانه پررنگتر شود.
حقیقت آن است که رسیدگی به کودکان سرطانی و تلاش برای بهبود آنها، بار بزرگی را از دوش جامعه و دولت برمیدارد.
دیوارهای بیمارستان هرچقدر هم که رنگارنگ باشند و عروسکهای آویزان از در و دیوار هرچقدر هم که زیبا، ولی چشمهای کودک دردمندی که به سختی رگهای ظریفش را برای ورود داروهای شیمیایی شکافتهاند با تو حرفهایی دارد که از چشمه دلت به سوی چشمها نقبی سوزناک میزند.
آرزو میکنی کاش کسی نباشد تا یک دل سیر برای دخترک معصومی گریه کنی که هم سن و سال دختر توست ولی نایی برای جست و خیز و بازی ندارد. اگر بخواهد زیادی تکان بخورد آنژیوکت از دستش خارج میشود. ماسک صورتش هم تمام زیبایی خندههایش را پوشانده و تو فقط از نگاه بیرمقش درمییابی که چه غوغایی در درونش موج میزند. همه اینها را اضافه کن به چشمان خسته اما امیدوار مادرانی که خانه و کاشانهشان را به امید بهبود دلبندشان رها کردهاند و آمدهاند به منتهی الیه شمال شرقی تهران بزرگ ...
در بازدید، کودکانی از عراق و کشور آذربایجان را هم میبینی، چرا که نزدیکترین مرکز نگهداری و درمان کودکان سرطانی در منطقه به کشور مصر تعلق دارد و برای دوران سه و نیم ساله طول درمان، نمیشود به این مسیر دور و دراز به راحتی رفت و آمد کرد. اما مهماننوازی ایرانیها و خدمات رایگان محک، عاملی است تا ایران را به کشورهای دیگر ترجیح بدهند.
فاطمه آلیا که گویا قرار است برای تصدی بر وزارت آموزش و پرورش به مجلس معرفی شود از وضعیت تحصیلی این کودکان میپرسد و صدیقنژاد تأکید میکند که بنابر این است تا نسبت به تحصیل این کودکان، سختگیری نشود و هر کودک بنابر میل خودش به مدرسه برود. آلیا به روشهای ویژه تدریس مرحوم نیرزاده اشاره میکند و صدیقنژاد ادامه میدهد که قرار است مدرسهای مجازی برای رفع این کمبود ایجاد شود. کودکان مبتلا به سرطان تحت حمایت محک که بیشتر به سرطان خون دچار هستند، لزوماً فقیر نیستند.
اما واقعیت این است که هزینههای کمرشکن درمان سرطان آن هم برای کودکان، از عهده هر خانوادهای برنمیآید. گذشته از آن، تجمیع خدمات برای چنین کودکانی حائز اهمیت است که برای اولینبار در ایران و خاورمیانه از سوی محک انجام شده است. من و تو که به لطف خداوندی، فرزندانی سالم و خوشحال داریم یا خواهر و برادرهایمان در سلامتی کامل به شیطنتهای شیرین کودکانه مشغولند وظیفه انسانی و اسلامی داریم تا با یکی از راههای زیر به کودکان محک کمک کنیم.
«فعالیتهای داوطلبانه» در حوزههای مورد نیاز محک داشته باشیم؛ یا با پرداخت «حق عضویت ماهانه» که حداقل هزار تومان است به این موسسه کمک کنیم. یا اینکه میتوانیم«هزینه درمان یک کودک در یک سال» که چیزی حدود یک و نیم میلیون تومان میشود را پرداخت کنیم و یا «هزینه یک روز بیمارستان» که تقریباً سه میلیون تومان میشود را تقبل کنیم. همچنین میتوانیم در زمینه «خرید و اهدای تجهیزات» موردنیاز بیمارستان گامی برداریم که البته لیست تجهیزات از دفاتر محک قابل دریافت است. یا اینکه استندهای تبریک و تسلیت را که حداقل هفتاد هزار تومان خرج برمیدارد را از محک گرفته و جایگزین گل کنیم. ضمناً کمکهای نقدی و غیرنقدیمان را هم میتوانیم به دفاتر محک تحویل دهیم و یا اینکه قلکهای محک را در محل کار یا منزلمان قرار داده و قطره قطره آن را به دریای عظیم خیرخواهی متصل کنیم.