
فریدون حسن
تیمملی کشتی آزاد کشورمان با کسب یک مدال طلا، یک نقره، یک برنز و دو عنوان پنجمی بعد از روسیه و آذربایجان روی سکوی سوم رقابتهای جهانی دانمارک قرار گرفت، تا خاطره شکستهای رقابتهای جهانی گذشته و مسابقات المپیک موقتاً از ذهنها پاک شود.
آزادکاران کشورمان در مسابقات جهانی پیش هفتم شده بودند و در المپیک هم عنوانی بهتر از یازدهم کسب نکردند تا تمامی علاقهمندان نگران ورزش اول کشور باشند، امروز اما کسب عنوان سومی میتواند طلیعه شروعی نو و امیدوارکننده برای کشتی آزاد باشد اما نکته مهم اینجاست که کشتی ایران نیازمند خونی تازه و رویکردی جدید است برای مقابله با مدعیانی که میآیند تا با اقتدار مقابل قهرمان کشتی دنیا یعنی ایران، روسیه و آمریکا قرار گیرند.
درخشش فوق تصور کشتیگیران آذربایجانی و جمهوریهای آسیایمیانه، کشتیگیران ترکیه و کوبا و حتی برخی کشورهای اروپایی مؤید این واقعیت است که بزرگان کشتی و سه کشور صاحب سبک این رشته دیگر از حاشیه امنیت گذشته بهره نمیبرند و اگر خود را به روز نکنند باید منتظر شکست و حذف از جرگه مدعیان باشند.
کشتی آمریکا یکی، دو سالی است که گرفتار این معضل شده به نحوی که دیگر کمتر نام و نشانی از قهرمانان این کشور روی تشک رقابتهای جهانی و المپیک دیده میشود، روسیه چند سالی را در سایه سپری کرد اما با بازآفرینی و تجدیدقوا و بهرهگیری از دانش روز امروز دوباره بر سکوی نخست دنیا تکیه زده و از پشتوانه خوبی هم برای ادامه موفقیت برخوردار است.
اما ایران، کشوری که گفته میشود اعتبار هر مسابقهای در سطح دنیاست، از المپیک گرفته تا جهانی، آسیایی و حتی منطقهای، کشتی ورزش اول این مرز و بوم است که متأسفانه چند سالی است بیمار و کمرمق شده، اینقدر بیمار که حالا حتی با عنوان سومی و دلخوش به سه مدال خوشحال میشویم و سرود پیروزی سر میدهیم، البته دلاورمردان آزادکار، کاری بزرگ انجام دادند و ورزش اول را از زیر سایه سنگین شکستهای پی در پی خارج کردند اما هنوز نگرانی وجود دارد.
نگرانی بابت اینکه مثلاً جمال میرزایی که یکی از امیدهای کشتی ما در دانمارک بود و قرار است نفر ثابت کشتی در مسابقات آینده باشد بهراحتی برابر نفرات دوم رقبا و حتی رقیبان درجه دوم تیمملی میبازد و حذف میشود.
نگران هستیم بابت اینکه چرا هر وقت کشتیگیر ما مقابل روسیه قرار میگیرد همیشه دست و پای ما میلرزد و درصد شانس او بیشتر است. وقتی سعید ابراهیمی در 96 کیلو همراه شد با گوکشیلدزه و گاستالوف همه ترس از این داشتند که نکند ابراهیمی به یکی از این دو برخورد کند، اما کسی نگفت برای طلای جهان باید گذشت از هر چه سد پیش روست.
ابراهیمی به گاستالوف برای سومی بار پی در پی باخت و خب بقیه چندان اهمیتی نداشت چون دیگر رقیبی باقی نمانده بود و تازه ابراهیمی اینقدر حسرت پیروزی بر روس را داشت که از خیر مدال برنز هم بگذرد، حال باید پرسید تا چه زمانی باید اینگونه باشد؟
اگر دقت کرده باشید در مسابقات کشتی اگر حریف بلندقد باشد ما دلهره کوتاه قد بودن کشتیگیرمان را داریم و اگر کوتاه قد باشد ما دلشوره فیزیک بدنیاش را که چگونه کشتیگیر بلندقامت ما از پس او برآید.
آنان که قدری بیشتر کشتی و مسابقاتش را دنبال میکنند حتماً مبارزات علیرضا حیدری و کورتانیدزه را به خاطر دارند، در این کشتیها همیشه نگرانی فیزیک منحصربهفرد رقیب را داشتیم که چگونه حیدری از پس او بر خواهد آمد در حالی که حیدری یک سروگردن بلندتر و البته جوانتر از او بود ولی خب نتیجه را همه میدانند کورتانیدزه یا برد یا در معدود شکستها جان به لبمان کرد.
وقتی در فینال 120 کیلو فردین معصومی، هفته گذشته برابر حریف بلندقامت روس قرار گرفت ناخودآگاه به یاد حیدری افتادم، پیش خود فکر میکردیم که الان معصومی میتواند بهراحتی به پاهای حریف کمتجربه برسد، کندهکشی کند و... پیروز تشک باشد اما قبل از اینکه در خیالات خود دستهایش را به علامت پیروزی بالا ببرم رقیب در دو وقت دو دقیقهای چند بار معصومی را با هل دادن از تشک بیرون انداخت و بدون اجرای فن و کوچکترین زحمتی قهرمان جهان شد.
این قصه به نوعی دیگر برای مراد محمدی هم تکرار شد، آنجا که مدالآور المپیکی ما نتوانست آن طور که باید و شاید از تجربه گرانبهای خود استفاده کند و به دستیابی به مدال برنز قناعت کرد.
قصه این است که جوانهای رقبا مقابل با تجربههای ما بهراحتی پیروز میشوند و جوانان ما در برابر با تجربههای رقبا بهراحتی مغلوب، نکته اصلی درست همین جاست، همین جاست که ما و تمامی کارشناسان و دلسوزان کشتی را به این باور میرساند که: کشتی ایران نیازمند خونی تازه و راهی نواست، کشتی ایران باید پوست بیندازد. باید از حصار و پیلهای که خود به دور خود تنیده بیرون بیاید و نفسی تازه کند، کشتی ایران باید بیاموزد، حتی اگر شده از آنهایی که تا دیروز پایینتر از ما بودند و امروز هم سطح ما و بعضاً بالای دست ما قرار میگیرند.
ما اعتبار کشتی دنیا هستیم و باید اعتبار آن باقی بمانیم و این در شرایطی فراهم میشود که خود را به روز کنیم و پا به پای رقبا با اندیشه نو پیش رویم، نباید به این اتکا داشت که ما آقای کشتی دنیا هستیم و همین بس که این اشتباه در فوتبال صورت گرفت و امروز فوتبال ایران در دنیا که هیچ در آسیا و حتی خاورمیانه چیزی در حد «هیچ و صفر» است. پس کشتی نباید راه فوتبال را ادامه دهد. کشتی ایران اعتبار و آبروی کشتی دنیاست، بنابراین باید دوباره قد علم کند، با علم روز، بکارگیری مربیان مجرب، بادانش و غیرتمند و استفاده از تجربه دیگران. اصلاً چه ایرادی دارد که از دانش بالای مربیان روس استفاده کنیم؟ چه ایرادی دارد غرور را کنار بگذاریم و بدنسازی ملیپوشان کشتی را به عهده افراد مجرب خارجی و مربیان کارآمد آنها قرار دهیم؟
کشتی ایران اعتبار و آقایی دنیای کشتی را داراست به شرط آنکه خود بخواهد به این اعتبار و آقایی ادامه دهد، عنوان سومی دانمارک سکوی پرشی است برای فتح رقابتهای آینده جهانی و درخشش در المپیک به شرط آنکه باز هم مغرور آن نشویم و باور کنیم که باید بیشتر از گذشته بیاموزیم، باور کنیم کشتی باید بهروز شود.