واکنش زودهنگام وزیر خارجه امریکا نسبت به روند احراز صلاحیتها در انتخابات یازدهم مجلس شورای اسلامی و ادعای او در زمینه عدم سلامت و نقش مردم در انتخابات با استناد به مواضع مسئولان کشور و افراطیونی که جریان سازی آنها در سالهای اخیر نقش مهمی در افزایش فشارها و تهدیدات دشمن علیه مردم ایران داشته است، بیانگر آن است که روند انتخاب مجلس یازدهم و نتیجه آن برای دشمنان نظام اسلامی اهمیت ویژهای دارد. وزیر خارجه امریکا نهم دیماه بعد از اعلام نتیجه بررسی صلاحیتها توسط هیئتهای اجرایی در توئیتی نوشته بود: ایران با ردصلاحیت بیش از هزار نامزد به دنبال تعیین نتیجه انتخابات مجلس است. او افزود: «دو ماه به "انتخابات" مجلس ایران مانده است، اما رژیم [ایران]از هم اکنون با ردصلاحیت بیش از هزار نامزد در حال دستکاری [در نتیجه انتخابات]است. ما در کنار مردم ایران که تنها میخواهند صدایشان شنیده شود ایستادهایم»! دلایل نگرانی کاخ سفید نسبت به روند انتخابات مجلس را شاید در دونکته اساسی بتوان دید، یکی حضور پرشور مردم انتخابات وتحقق مشارکت حداکثری ودیگری شکلگیری یک مجلس انقلابی وکارآمد است، نکتهای که اروپاییها نتوانستهاند نگرانی خود را از آن پنهان وعلنا نسبت به تشکیل یک مجلس با اکثریت نیروهای مؤمن به انقلاب ابراز نگرانی کردهاند. به همین دلیل است که از نظر آنان کاهش مشارکت به منزله عدم همراهی مردم با نظام و به زعم آنها همراهی مردم با فشارهای غرب است.
اگرچه در مقایسه میزان مشارکت مردم ایران در انتخاباتها طی ۴۱ سال گذشته، ایران اسلامی از بالاترین نصابها چه به لحاظ برگزاری تعداد انتخاباتها و چه میزان مشارکت مردم وچه سلامت انتخاباتها در مقایسه با کشورهای دیگر حتی کشورهای مدعی دموکراسی غربی برخوردار است، اما مروری بر عملیات روانی دشمن از گذشته نشان دهنده آن است که جریانسازی علیه انتخابات ایران همواره محور اساسی جنگ روانی آنها علیه ایران بوده است. اما آنچه که اهمیت جریان سازی دشمنان بیرونی در مورد انتخابات مجلس یازدهم را بیشتر میکند همنوایی طیفی از فعالان داخلی وحتی مستند سازی برای آنهاست. هفته گذشته تعدادی از فعالان فتنه ۷۸ و ۸۸ وکسانی که باید در ریشه یابی چرایی تشدید فشارها و تحریمهای نظام سلطه علیه مردم ایران مدال مزدوری دشمن را به سینه آنها چسباند، در بیانیهای با استناد به سخنان اخیر رئیسجمهور در جمع استانداران، انتخابات ایران را «فرمایشی»، «نمایشی» و تشریفاتی قلمداد کرده و نتیجه گرفتهاند که نام چنین روندی انتخابات نیست، انتصابات است و دموکراسی خواهان نمیتوانند ویترین چنین انتخابات نمایشی و فرمایشی و تشریفاتی را بیارایند. این همزمانی جریان داخلی و بیرونی برای کاهش حضور مردم در انتخابات دلایلی دارد که به چند نکته ازآن میتوان اشاره کرد:
۱- ادعای مطرح شده در مورد عملکرد شورای نگهبان در شرایطی است که هنوز شورای نگهبان نظر نهایی خود را اعلام نکرده است به ویژه اینکه برخی از عوامل مرتبط با این جریان به دلیل جرائم واتهامات گذشته توسط هیئتهای اجرایی وزارت کشور رد صلاحیت شده بودند وعلت نامزد شدنشان هم با علم به ردصلاحیت این بود که با بالا بردن آمار رد صلاحیتها فضا را برای اینگونه جریان سازیها فراهم کنند. واین در حالی است که شورای نگهبان در مراحل اولیه بررسی صلاحیتها نشان داد که سلامت مالی واقتصادی نمایندگان در کنار التزام عملی به اسلام برایش اهمیت دارد وبه همین دلیل است که آمار عدم احراز صلاحیت نمایندگان مرتبط با جریان موسوم به اصولگرایی از تعداد نامزدهای جریان موسوم به اصلاحطلبی بیشتر است.
۲- ادعای دموکراسی خواهی از سوی کسانی که در طول دو دهه گذشته و به ویژه در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم درسال ۸۸ با ادعای تقلب و عدم پذیرش رأی مردم، بزرگترین لطمه را به کشور وارد کرده و یکی از شیرینترین و پرشورترین وپر مشارکتترین انتخابات کشور از سوی امضا کنندگان همین نامه ودیگر همفکرانشان به تلخترین انتخابات تبدیل شد و در جریان شکل گیری فتنه ۸۸، زمینهساز تصویب قطعنامه ۱۹۲۸ شورای امنیت سازمان ملل واعمال تحریمهای فلج کننده وفشار حداکثری علیه مردم ایران شدند، دروغ بزرگی است، که جز خود و برخی از پادوهای سرسپرده وبیگانگان کسی آن را باور ندارد.
۳-ادعای «فرمایشی»، «نمایشی» و تشریفاتی بودن انتخابات در حالی است که این جریان در طول سه دهه گذشته بر اساس همینساز وکار در شش دوره انتخابات ریاست جمهوری قدرت اجرایی کشور را دردست گرفته اگرچه در بعضی ادوار با بهرهگیری از ناجوانمردانهترین روشها رقیب خود را تخریب وپیروز شده است والبته در تمامی این ادوار نیز از حمایت بیگانگان برخوردار بوده است. در انتخابات مجلس نیز در آن دورههایی که توانستند اکثریت را در مجلس داشته و یا نقش تعیین کنندهای در مجلس داشتند، نظیر مجلس ششم، مجلس را در مقابل نظام قرار دادند.
۴-با توجه به نظر سنجیهای مراکز معتبر در ماههای اخیر، ناکارآمدی و ضعفهای دولت و عملکرد نامناسب فراکسیون مرتبط با این جریان در مجلس ونمایندگان شورای شهر تهران، سبب کاهش اقبال مردم به این جریان شده است، که البته باید ریشه اصلی این جریان سازیها را این نکته دانست، چرا که اگر صرفا دادن لیست برای آنها مانند مجلس گذشته کارساز بود، دلیلی برای این جنجال سازیها و سخنرانیهای اختلاف افکنانه در کشور نبود. مهمترین دلیل نگرانی آنها از ادبار اجتماعی به دلیل اثبات ناکارآمدیهای سالهای اخیر در عرصه اجرایی کشور است که به دلیل شرطی سازی کشور به برجام ویا ارتباط بیگانگان وایجاد انتظارات کاذب در مردم از یک سو زمینه تشدید فشارها و تحریمهای بیگانگان علیه مردم ایران را فراهم کرده و از سوی دیگر به دلیل ناتوانی در پاسخ به انتظارت مردم و سیاستهای غلط اقتصادی زمینهساز ایجاد شکاف اقتصادی در کشور شده و فتنههایی نظیر فتنه دی ۹۶ وآبان ۹۸ را رقم زدند. آنها اکنون با یک سؤال اساسی مواجه شدهاند که تاکنون برای مردم چه کردید که اکنون مدعی اداره مجلس و کشور شدهاید.
۵- روند تحولات اخیر در ماههای گذشته به ویژه تجلی وحدت ملی در پاسداشت شهادت سردار سلیمانی و حمایت مردم از عملیات پیروزمندانه علیه پایگاه امریکایی عین الاسد و تقویت روحیه انقلابی گری وارزش گرایی در مردم، عوامل این جریان را که شاید مهمترین شاخصه فکری آنها را بتوان غربگرایی دانست، به شدت نگران کرده است. آنها که ادوار گذشته در به حاشیه بردن ارزشهای انقلابی ید طولایی دارند و بارها شعار ختم انقلاب را سر داده بودند، در مواجهه با این اقبال مردم فرافکنی در مورد رد صلاحیتها را برگزیدهاند. از منظر آنها راهکار اصلی برای جلوگیری از مجلس در چارچوب گفتمان انقلاب که تقویتکننده ارزشها در نظام اسلامی باشد، عدم برگزاری انتخابات، تحریم انتخابات یا مشارکت ضعیف مردم در آن است. نکتهای که اروپاییها رسما نسبت به پیروزی انقلابیون (که از آنها به نام بنیادگراها نام میبرند) اعلام نگرانی کرده وبه همین دلیل هم اجرای مکانیزم ماشه را تا انتخابات مجلس به عقب انداختهاند تا سبب شکست غربگراها در انتخابات مجلس نشوند.
۶- قدرتهای غربی و عوامل داخلی آنها از نتیجه این جریان سازیها که میتواند منجر به برهم ریختن فضای کشور در آستانه انتخابات شود ابایی ندارند. وقتی مجلس نمایندگان امریکا مصوبهای را در حمایت از آشوبها در ایران در روزهای اخیر تصویب میکنند و مسئولان اجرایی کشور هم متأسفانه با سخنان خود و دوقطبی سازیهای کاذب به ایجاد بی ثباتی در درون کشور دامن میزنند، چگونه میتوان مطمئن بود که با برنامههای دشمن بیرونی برای تکرار آشوبها در داخل هماهنگ نیستند. ۷- عملکرد ومواضع تعدادی از نمایندگان مجلس فعلی نشاندهنده ضرورت تقویت نظارت استصوابی شورای نگهبان است. وقتی نماینده مجلس از تریبون مجلس همصدا با استکبار جهانی در جهت محکوم کردن نیروهای جان برکف نظامی سخن میگوید ویا بزرگترین افتخارشان سلفی گرفتن با نماینده اتحادیه اروپاست و یا کارنامه قریب به ۹۰ نفر آنها در عرصه اقتصادی منفی است، سبب شده است که مردم نسبت به کمی دقت در تأیید نامزدها هم معترض باشند.
۸- کسانی در این ایام بر سلامت انتخابات خدشه وارد میکنند که سال ۷۶ در پی مادام العمر کردن دوران ریاست جمهوری وقت بودند و مدعی بودند که دیگر نیازی به رأیگیری و انتخابات جدید نیست. حال چگونه با این کارنامه ادعای عدم سلامت انتخابات را دارند.