کد خبر: 98634
تاریخ انتشار: ۰۱ مهر ۱۳۸۸ - ۱۸:۴۷
معما
عصر یک روز بهاری شرکت تروپیک در لاس وگاس به مناسبت دریافت نشان موفقیت جشن بزرگی بر پا کرد.
در این جشن دو چهره برتر شهر، ‌ ‌«رایان جنکینز» هنرپیشه معروف و «جاسمین فیور» مدل مشهور لباس حضور داشتند.
«رایان جنکینز» اهل کانادا و مردی خوش سیما و بلند قد بود، ‌او سال‌ها پیش به خاطر تجارت به آمریکا رفته بود اما یک شب که برای تبلیغ محصول کارخانه پدرش جشنی ترتیب داده بود ستاره شانس به او رو آورد. کارگردانی که در جشن حضور داشت از او خوشش آمده بود و از رایان دعوت کرد تا در فیلمش بازی کند و او شد ستاره سینما.
جاسمین نیز زن زیبایی بود که برای شرکت‌های تبلیغاتی کار می کرد و عکس او در مجلات و روزنامه‌ها چاپ می‌شد. او نیز در شهرت و محبوبیت چیزی از رایان جنکینز کم نداشت.مردان زیادی برای تصاحبش تلاش می‌کردند اما هیچ یک از آنها نتوانسته بودند قلب زن جوان را به دست آورند.
. . . رایان به زن مو طلایی خیره شد سپس یک لیوان نوشیدنی به دست گرفت و به طرف دوستش مگان رفت و در حالی‌که به فیوره اشاره می‌کرد،گفت: ‌‌مگان، ‌‌‌این خانوم همون مدل معروف لباس نیستند؟
- چرا خودشه به تازگی هم قراره در یک فیلم بازی کنه.
مگان که متوجه نگاه‌های معنادار رایان شده بود ادامه داد: اما این زن قلبی از سنگ داره و دست رد به سینه 16 خواستگارش زده. تمامی مردایی که از او تقاضای ازدواج کردن از موقعیت شغلی و مالی خوبی برخوردارن. اون حتی به خواستگاری رئیس یک شرکت تبلیغاتی معروف که جوان خوش سیما و پولداری است، ‌ جواب رد داده.
هنرپیشه معروف کمی به فکر فرو رفت. او عاشق رقابت با مردان هم‌تراز و بالاتر از خودش بود. تصاحب زنی که مردان زیادی برای ازدواج با او خود را به هر شکل و سیمایی در می‌آوردند و گرانترین دسته گل‌ها را برایش می‌فرستادند کار آسانی نبود، اما تصمیم گرفت شانس خود را امتحان کند و هر طور شده قلب زن جوان را به دست آورد. رایان همیشه دلش می‌خواست به همه ثابت کند که او برنده میدان است، ‌بنابراین‌ با اعتماد به نفس کامل جلو رفت و در حالی‌که چهره جدی به خود گرفته بود با فیوره همکلام شد: ‌ ‌روز به خیر خانوم، ‌ خوشحالم که شما رو اینجا می‌بینم.
- من هم همین‌طور جناب جنکینز. . .
آن دو در مهمانی ساعات زیادی را به گفت‌وگو پیرامون کارهایشان پرداختند. جنکینز بر خلاف همه مردان دیگر به جای آنکه به تعریف و تمجید از بانوی مشهور بپردازد به توضیح درباره کارها و فیلم های اخیرش پرداخت و همین تفاوت بالاخره باعث شد تا به قلب فیوره راه پیدا کند.
رایان و فیوره تنها یک هفته پس از آشناییشان در کلیسای لیتل وایت در لاس وگاس ازدواج کردند و داماد خوش اقبال نه تنها به خاطر ازدواج با مدل مشهور لباس خوشحال بود بلکه به خاطر پیروزی بر رقبایش در پوست خود نمی‌گنجید.

***
پنج هفته از ازدواج رایان و فیوره می‌گذشت که یک‌روز رایان در حالیکه یک مجله تبلیغاتی را ورق می‌زد رو به همسرش گفت: ‌ فیوره! دیگه دلم نمی‌خواد برای مجله‌های تبلیغاتی کار کنی.
- یعنی چه ما که قبلاً حرفامونو با هم زده بودیم.
- همین که گفتم.
زنگ تلفن ناگهان به صدا در آمد و رایان بلافاصله به سمت گوشی رفت. پس از کمی گفت وگو با شخص پشت خط گفت: جناب آقای الیور، فیوره از تصمیمش منصرف شده و دیگه نمی‌خواد تو اون فیلم بازی کنه.
و سپس گوشی را قطع کرد.
فیوره که هاج و واج مانده بود، پرسید: ‌تو چطور تونستی این کارو بکنی؟ تو نمی‌تونی به جای من تصمیم بگیری.
- نه فیوره! دلم نمی‌خواد تو این فیلم بازی کنی.
- اما من باهاشون قرارداد بستم.
- همین که گفتم.
بحث فیوره و رایان بالا گرفت و شوهر خشمگین به سمت زن حمله‌ور شد و با مشت و لگد به جانش افتاد. فیوره فردای آنروز به دادگاه خانواده رفت و از رایان به خاطر خشونت خانوادگی شکایت کرد. این تنها جرم هنرپیشه آمریکایی نبود بر اساس مدارک و شواهد مشخص شد او یک‌بار دیگر هم در ژانویه 2007 به جرم ضرب و شتم نامزد سابقش به 15 ماه زندان محکوم شده بود.
فیوره که می‌دید شهرت و آینده‌اش در خطر است و انتشار خبر شکایت او از همسرش، در روزنامه‌ها و حتی رسانه‌ها ممکن است به آینده کاری او لطمه بزند از شکایتش صرفنظر کرد.
البته این اولین بار نبود که رایان با بازی فیوره در یک فیلم مخالفت می‌کرد، او بارها نسبت به حضور فیوره در تبلیغات و محافل عمومی اعتراض می‌کرد و از اینکه می‌دید مردم با دسته‌های گل از او استقبال می کنند خشمگین می‌شد اما خشم خود را مخفی می کرد.
خشنونت رایان درباره بازی در فیلم و رها کردن شغل فلوره به خاطر یک چیز است؛ حسادت.
رایان مرد حسودی بود که دوست نداشت هیچ‌کس حتی همسرش از او جلو بزند بنابراین وقتی فهمید فیوره قرار است به زودی نقش اول یک فیلم را بازی کند مانع شد و این در حالی بود که خودش برای بازی در فیلم « مرد میلیونر» قرارداد بسته بود.
رایان در اواخر ماه ژوئن برای بازی در این فیلم راهی مکزیکو شد و فیوره هم به خاطر مخالفت شوهرش، قرارداد بازی در فیلم الیور که قرار بود نقش اول زن را در آن بازی کند، ‌ فسخ کرد.
یک شب که فیوره در خانه نشسته و سرگم تماشای تلویزیون بود زنگ تلفنش به صدا در آمد از جایش بلند شد و گوشی را برداشت صدای پشت خط آشنا بود.
ادامه دارد. . .
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار