سرویس حوادث جوان آنلاین: به گزارش جوان، این پرونده صبح دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران بررسی شد. ابتدای جلسه قاضی متین راسخ با اعلام رسمیت جلسه از نماینده دادستان خواست تا کیفرخواست را برای حاضران در جلسه قرائت کند. نماینده دادستان گفت: «این پرونده۱۹آذرسال۹۷، با اعلام ناپدید شدن زنی به نام رؤیا که دندانپزشک بود، آغاز شد. مأموران پلیس در جریان تحقیقات خود متوجه شدند که رؤیا با یک تاکسی اینترنتی خانه را ترک کرده است که راننده مورد تحقیق قرار گرفت. او گفت: «من راننده تاکسی اینترنتی هستم. روز گذشته زن جوان را از مقابل خانهاش به ایستگاه مترو جوانمرد قصاب رساندم. او بین راه، به صورت تلفنی با شخصی درباره سند زدن یک ملک صحبت میکرد. به نظرم با او قرار ملاقات داشت.» نماینده دادستان ادامه داد: «با اطلاعاتی که راننده تاکسی در اختیار پلیس گذاشت مرد ۴۵ساله که جعفر نام داشت شناسایی و بازداشت شد. او ابتدا مدعی بود از سرنوشت زن جوان اطلاعی ندارد تا اینکه در رونده بازجوییها به قتل اعتراف کرد.» نماینده دادستان گفت: «برای متهم به اتهام قتل عمد و سرقت درخواست اشد مجازات دارم.»
در ادامه اولیایدم درخواست قصاص کردند. سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و در شرح حادثه گفت: «مدتی قبل به یکنفر ملکی فروختم. او نیز یک خانه با زن جوان معامله کردهبود و در عوض سفتههای مرا به زن جوان داده بود. من آن زن را ندیده بودم و فقط چندبار تلفنی با او صحبت کرده بودم. این شد که به خاطر ۳۰۰ میلیون تومان سفتهای که دستش داشتم، قرار شد حضوری همدیگر را ببینیم.» متهم ادامه داد: «آخرین بار فهمیدم او دندانپزشک است و خیلی حجاب مناسبی ندارد. به همین دلیل از او خواستم با ظاهر مناسبی بیاید، اما وقتی او را دیدم خلاف این بود. اهمیتی ندادم تا اینکه روی صندلی جلو ماشینم که پژو پرشیا بود، نشست. اعتراض کردم و از او خواستم به صندلی عقب برود، اما عصبانی شد و شروع به فحاشی کرد! از عصبانیت دستم را روی گلویش گذاشتم و تهدید به مرگ کردم، اما او ساکت نشد و مدام فحاشی میکرد. این شد که دوباره گلویش را فشار دادم که ناگهان متوجه شدم بیهوش شده است.»
متهم در خصوص پنهان کردن جسد نیز گفت: «خیلی ترسیده بودم. سعی کردم او را احیا کنم، اما بیفایده بود این شد که به طرف اتوبان قم رفتم. بین راه به پمپ بنزین رفتم و بعد از خرید بنزین در حاشیه خلوتی از جاده توقف کردم و جسد را آتش زدم.»
متهم در آخرین دفاعش گفت: «بیمار دیالیزی هستم به همین خاطر خیلی زود عصبانی میشوم. وقتی به زن جوان تذکر دادم، اما او توجهی نکرد به همین دلیل کنترل اعصابم را از دست دادم و ناخواسته مرتکب قتل شدم. سپس برای رد گم کردن کیف مقتول را برداشتم. باور کنید نه قصد قتل داشتم و نه سرقت. از اولیای دم درخواست گذشت دارم.»
در پایان هیئت قضایی وارد شور شد.