مطالبهگریهایش هیچ منطق قانعکنندهای در پی ندارد. مطالبهگریهایی که بیشتر دستوری است تا بیان خواستهای قلبی که نتیجه جالب توجهی در پی نخواهد داشت، جز ایجاد توقع و بالا بردن انتظارات، آنهم به شکلی کاملاً غیرمنطقی!
باید به المپیک بروید و بدرخشید. باید مدال بگیرید و روی سکو بروید. باید، باید و باید، بایدهای مطالبهگرانه وزیر ورزش تمامی ندارد. بایدهایی که فقط متوجه ورزشکاران و مربیان است و به آقایان که میرسد، میشود نباید!
خواستههای وزیر بدون تردید باید متفاوت از خواسته مردم باشد. مسئله خرده گرفتن به سطح انتظارات سلطانیفر نیست، مسئله واقعیتی است که در بیان خواستهها نادیده گرفته میشود و نتیجهای در پی دارد که بدون تردید نمیتواند خوشایند و جالب توجه باشد، خصوصاً که تأکید وزیر ورزش در دیدار امیدهای فوتبال ایران برای المپیکی شدن و درخشش در این رقابتها که ۴۴ سال است حسرتش بر دل مردم ایران مانده، نشان میدهد که سلطانیفر حتی در دیدار مستقیم با تیم امید هم مشکلاتی را که سد راه این تیم است، ندیده که چنین بیمحابا تأکید به المپیکی شدن تیمی دارد که سالهاست با هیچ مربیای نتوانسته طلسمشکنی کند!
پذیرفتنی نیست؛ تعیین تعداد مدال برای رشتههای المپیکی، تأکید بر درخشش در المپیک برای تیم امید فوتبال و پافشاری برای صعودی که مطالبهگرانه به زبان میآورد، نه جای خوشحالی که جای تأمل دارد و این سؤال را ایجاد میکند که مگر وزیر ورزش واقعیتها را نمیبیند یا بیخبر از مسائل و مشکلات است که اینگونه ایدهآلیسم خواستههایش را بر زبان میآورد؟!
بدون تردید صعود امیدهای ایران به المپیک و شکسته شدن طلسم ۴۴ ساله آرزوی تکتک ایرانیها و خواسته قلبی تمام فوتبالدوستان است. اما بیشک وزیر ورزش باید در بیان این آرزو نه ایدهآل که منطقی به بیان احساساتش بپردازد تا سطح انتظارات از تیمی که مدام در حال تغییر است و درگیر حواشی معقول باشد، نه فراتر از حد که در صورت عدم کسب موفقیت یا نتایجی که انتظار آن ایجاد شده، عواقب بد و نگرانکنندهای به دنبال داشته باشد.
قابل قبول نیست؛ مطالبهگریهای وزیر ورزش که در تمرین امیدها بیتوجه به مسیر سنگلاخی پیشرو و سدهای مقابل تأکید به صعود به المپیک و درخشش در این رقابتها دارد که قابل قبول نیست، چراکه او بهتر از هر شخص دیگری باید به مسائل و مشکلات آگاهی داشته باشد و منطقی به امور بنگرد. آنچه، اما در دیدار وزیر ورزش با امیدهای ایران مطرح شد، همان حرفهایی بود که سلطانیفر پیشتر در دیدار با سایر ورزشکاران المپیکی به زبان آورده بود. خواستههایی که اگرچه آرزوی همه است، اما وقتی قرار است از زبان وزیر ورزش مطرح شود انتظار میرود منطبق بر واقعیت باشد که تمام جوانت را بسنجد تا مبادا تأثیری سوء و منفی به دنبال داشته باشد.
اما گویا در نظر گرفتن واقعیت برای وزارتنشینها اهمیت چندانی ندارد که هر روز شاهد بیان رؤیاهای ایدهآلیسم آقایان در مواجهه با ورزشکاران هستیم. حال آنکه این دیدارهای گاه و بیگاه که البته خیلی هم اتفاق نمیافتد، میتواند تأثیر مثبتی در روند تلاش ورزشکاران برای نیل به موفقیت داشته باشد اگر واقعیتها را برای متولی ورزش کشور به تصویر بکشد. واقعیتهایی که چیزی جز شرایط سخت ورزشکاران و کمبودهای بیشمار برای دستیابی به موفقیت نیست. با این حال شاید وزیر ورزش ترجیح میدهد چشم بر واقعیتهای سختی که ورزشکاران با آن دست به گریبان هستند ببندد که اینگونه ایدهآل از آرزوها و خواسته هایش سخن میگوید، آنهم چشم در چشم ورزشکارانی که برای عبور از سختیها و رسیدن به موفقیت نیازمند روحیه و انگیزه هستند، نه تحکم!