کد خبر: 980515
تاریخ انتشار: ۱۵ آذر ۱۳۹۸ - ۲۳:۴۸
در تیراندازی شبانه اوباش در افسریه راننده اسنپ کشته شد و ۲ نفر زخمی شدند
وحشت ساکنان خیابان اسلام‌آباد تهران از درگیری مدام اوباش این‌بار با حادثه‌ای خونین به کابوس تبدیل شد. در جریان آخرین تیراندازی که شامگاه پنج‌شنبه در این محل اتفاق افتاد یک راننده تاکسی اینترنتی جان باخت، پسربچه‌ای هنگام بازی زخمی شد و مردی میانسال هم با شلیک گلوله مجروح و روانه بیمارستان شد.
غلامرضا مسكنی
سرویس حوادث جوان آنلاین: ساکنان محل با گلایه شدید از کلانتری محل به خبرنگار ما گفته‌اند که این محل به پاتوقی برای تسویه حساب اوباش تبدیل شده است.

ساعت‌۱۰ صبح است و وقتی از بلوار خاتم الانبیاء افسریه وارد خیابان اسلام‌آباد می‌شوی با اینکه حدود ۱۴‌ساعت از حادثه تیراندازی مرگبار قهوه‌خانه فرات گذشته‌است، اما هنوز تعداد زیادی از شهروندان در نزدیکی قهوه‌خانه تجمع کرده‌اند و از شب حادثه حرف می‌زنند. دو خودروی پلیس که یکی گشت کلانتری افسریه و دیگری گشت انتظامی تهران بزرگ است کنار قهوه خانه پارک هستند و مأموران پلیس هم کنار خودرو ایستاده‌اند. با این وجود هنوز دلهره، وحشت و نگرانی در چهره اهالی محل پیدا است تا جایی که بعضی از شاهدان از ترس حاضر نیستند، ماجرای تیراندازی را بازگو کنند و بعضی افراد هم با دلهره و در حالی که در میانه حرف‌هایشان دست و پایشان به لرزه می‌افتد ماجرا را شرح می‌دهند. بعضی افراد هم که لحظه حادثه در محل حضور نداشته‌اند از روی کنجکاوی به محل آمده‌اند و به تماشای آثار شکستگی شیشه‌های ساختمان‌ها و خودرو‌هایی که اوباش با شلیک گلوله و قمه تخریب کرده‌اند، ایستاده‌اند و مثل خبرنگاران از شاهدان عینی در حال تهیه گزارش میدانی هستند.

حرف‌های پدر پسر ۱۳ ساله
در شلوغی محل سراغ خانواده مجتبی رجبی را گرفتم. مجتبی پسر ۱۳‌ساله‌ای است که در این حادثه از سوی اشرار هدف گلوله قرار گرفت و از ناحیه دست و ران پا به شدت زخمی شد. خانه آن‌ها در ابتدای خیابان اسلام‌آباد داخل کوچه محسن قروقی روبه‌روی قهوه‌خانه فرات است. پدر مجتبی می‌گوید: زمان حادثه در محل کارم بودم که تلفنی حادثه را به من خبر دادند. وقتی رسیدم دیدم انبوه زیادی از اهالی محل داخل خیابان ایستاده‌اند و تعداد زیادی هم خودروی پلیس توقف کرده‌اند. یکی از همسایه‌ها وقتی مرا دید گفت که دقایقی قبل اوباش در این محل با اسلحه به قهوه خانه فرات حمله کرده و تعدادی افراد بی‌گناه را زخمی و به قتل رسانده‌اند. در حالی که به شدت نگران خانواده‌ام بودم پسر بزرگم را دیدم که به من گفت مجتبی تیر خورده و به بیمارستان منتقلش کرده‌اند. سپس به بیمارستان رفتم که با پیکر خونی پسر ۱۳‌ساله‌ام روبه‌رو شدم که از ناحیه دست و پا و شکم زخمی شده بود.

وی در پایان گفت: در حالی که همه ما نگران حال پسرم بودیم، کارکنان بیمارستان برای انجام عمل جراحی از ما خواستند، ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان واریز کنیم و من هم حدود ۵۰۰‌هزار تومان که در کارتم داشتم به حساب بیمارستان واریز کردم و الان هم باید ۳‌میلیون تومان دیگر فراهم و به حساب بیمارستان واریز کنم که پسرم را عمل جراحی کنند.

وقتی پیکر خونی پسرم را دیدم بیهوش شدم
مادر مجتبی هم می‌گوید: مدتی است محله ما نا امن شده است و اوباش این منطقه را جولانگاه تاخت و تاز خود قرار داده‌اند و این قهوه‌خانه هم محل رفت و آمد افراد خلافکار شده است به طوریکه هر دوهفته یک بار اوباش در این خیابان به جان هم می‌افتند و با ایجاد رعب و وحشت زندگی اهالی محل را مختل می‌کنند. لحظه حادثه در خانه نشسته بودم که صدای پیاپی تیراندازی به گوشم رسید. بلافاصله به پسر بزرگم که داخل کافی نت در حال بازی بود زنگ زدم و گفتم صدای تیراندازی از داخل خیابان می‌آید و از او خواستم مجتبی را پیدا کند و به خانه بیاورد. ثانیه‌هایی بعد طاقت نیاوردم و به داخل کوچه رفتم که صحنه هولناکی را دیدم. یک مرد که نقاب داشت با اسلحه کلاشنیکف در حال تیراندازی بود و پسر جوان دیگری هم با قمه به خودرو‌ها آسیب می‌زد. کمی آنطرفتر چشمم به لکه‌های خون روی زمین افتاد که نمی‌دانستم خون پسر خودم است، اما وقتی وارد آرایشگاه کنار خانه‌مان شدم پسرم را غرق در خون مشاهده کرده به طوریکه خون بدنش کف آرایشگاه را رنگین کرده‌بود. وقتی چشمم به خون پسرم افتاد چشمانم سیاهی رفت و از حال رفتم به طوریکه من هم به بیمارستان منتقل شدم و تحت درمان قرار گرفتم. در این حادثه پسرم از ناحیه کف دست راست و ران پای چپ زخمی شده‌بود، اما نمی‌دانم دقیقاً چند تیر به پسرم اصابت کرده بود که احتمال می‌دهم تیر ابتدا از جلوی شکم پسرم عبور کرده بود به طوریکه پوست شکمش را خراش داده بود و بعد به پشت دست چپ پسرم اصابت کرده و در ادامه وارد ران پای چپ او می‌شود. وی ادامه داد: شنیدم که اوباش مسلح چند روز قبل با تعداد دیگری اوباش درگیر می‌شوند و شب حادثه وقتی می‌فهمند یکی از طرف‌های مقابل داخل قهوه خانه است با اسلحه به این قهوه خانه حمله می‌کنند تا انتقام بگیرند.

مادر مجتبی با گلایه از مسئولان بیمارستان می‌گوید: مسئولان بیمارستان که طبق وظیفه‌شان باید برای نجات جان مصدومان تلاش کنند همان ابتدا از ما برای عمل جراحی پسرم ۳‌میلیون و ۵۰۰ هزار تومان پول درخواست کردند که همسرم مجبور شد از دیگران قرض بگیرد و هزینه بیمارستان را پرداخت کند تا بیمارستان پسرم را تحت درمان و عمل جراحی قرار دهد.

حرف‌های یک شاهد عینی
مرد جوان دیگری که در این حادثه، اوباش با شلیک گلوله شیشه خودروی او و برادرش را هم تخریب کرده بودند درباره حادثه می‌گوید: لحظه حادثه خودروام را داخل کوچه پارک کردم و به سراغ برادرم رفتم تا او را فرمان دهم و خودروی پژو‌ی‌اش را پارک کند که صدای تیراندازی به گوشم رسید. ابتدا فکر کردم بچه‌ها در حال ترقه بازی هستند که ناگهان چشمم به پسر جوانی افتاد که اسلحه کلاشنیکفی در دست داشت و به صورت کور در حال تیراندازی بود. مرد مسلح صورتش را با ماسک بهداشتی پوشانده بود و کاپشن سفیدی به تن داشت و در حال تیراندازی بود و در کنار او هم مرد جوان دیگری با قمه به خودرو‌ها حمله می‌کرد. آن‌ها به طرف قهوه خانه‌ای هجوم بردند و آنجا را هم به رگبار بستند که بعد متوجه شدیم داخل قهوه خانه مرد جوانی هم زخمی شده است. ۵‌دقیقه‌ای این حادثه ادامه داشت و من با چشمان خودم دیدم که پسر ۱۳‌ساله همسایه هم هدف گلوله قرار گرفت و به شدت زخمی شد که اهالی محل او را به داخل آرایشگاه کنار خانه‌شان منتقل کردند. وقتی تیراندازی تمام شد و مردان مسلح با خودروی پرشیای سفیدی از محل فرار کردند که متوجه شدم راننده اسنپی هم در این حادثه داخل خودرواش گلوله خورده است. وقتی به سراغ او رفتم خون از گلو و صورتش جاری بود و مردم با دستمال قصد داشتند جلوی خونریزی را بگیرند، اما او جلوی چشمان ما جان داد. وی در پایان گفت: در این حادثه خودروی خودم و خودروی ۲۰۶ برادرم هدف گلوله قرار گرفت.

با اوباش مسلح اختلاف نداشتم
یکی دیگر از شاهدان عینی حادثه صاحب قهوه خانه فرات است. مرد جوان درباره حادثه گفت: لحظه حادثه داخل مغازه املاکی‌ام درست روبه‌روی قهوه خانه‌ام بودم که دیدم خودروی پرشیایی با چهار سرنشین ابتدای خیابان توقف کرد و دو مرد نقابدار که یکی از آن‌ها مسلح به اسلحه کلاشنیکف و دیگری مسلح به قمه بود از خودرو پیاده شدند. مرد مسلح عربده‌کشان به صورت کور تیراندازی می‌کرد و مرد قمه بدست هم با قمه شیشه‌های خودرو‌ها را می‌شکست. آن‌ها عربده‌کشان اسم رقبای خود را که با آن‌ها اختلاف داشتند صدا می‌زدند. همه اهالی وحشت زده شده بودند که مرد مسلح به طرف قهوه‌خانه من رفت. تعدادی از مشتریانم با شنیدن صدای تیر از در پشتی قهوه خانه فرار کردند، اما یکی از دوستانم پشت یخچال پناه گرفته بود و وقتی مردان مسلح را دید دستش را به نشانه تسلیم بالا برد که مرد مسلح به سوی او شلیک کرد. پس از این آن‌ها پسر همسایه را هم با تیر زدند و هنگام فرار هم راننده اسنپی را به قتل رساندند. وی در ادامه گفت: ابتدای این خیابان همیشه محل درگیری اراذل است و همیشه آن‌ها این محل را برای درگیری انتخاب می‌کنند. مردان مسلح دو هفته قبل با تعدادی از اراذل دیگر درگیر شده و از آن‌ها کتک خورده بودند که شب حادثه برای تلافی و زهر چشم گرفتن به داخل خیابان آمدند و شروع به تیراندازی مرگبار کردند. وی در پایان گفت: من با اوباش مسلح هیچ درگیری نداشتم و آن‌ها به صورت اتفاقی به قهوه خانه من حمله کردند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار