در چند روز گذشته چند حادثه خونین خانوادگی در نقاط مختلف کشور اتفاق افتاد که در جریان آن عضوی از خانواده، اعضای دیگر را به قتل رسانده است که خبرهای آن به رسانهها راه پیدا کرد. البته این امکان وجود دارد که حوادث بیشتری با همین موضوع اتفاق افتادهباشد که به هر حال چرایی وقوع آن باید به صورت تحلیلی بررسی شود تا از وقوع حوادث مشابه پیشگیری شود. اولین حادثه، سوم آبانماه در شهر جالق سراوان در استان سیستان و بلوچستان اتفاق افتاد. در جریان این حادثه پسر خانواده سهخواهر، نامادری و فردی که به عنوان مهمان در خانه حضور داشت را با شلیک گلوله به قتل رساند. پلیس مثل همیشه درباره چرایی وقوع این حادثه اطلاعرسانی نکرد و به گفتن جمله کلی اختلاف خانوادگی بسنده کرد. متهم پرونده آنگونه که در شبکههای اجتماعی عکس و فیلمهایی از وی منتشر شده از افراد مسلح منطقه بودهاست که برای جلب توجه علاقهزیادی به تیراندازی داشته و همواره علاقهمندی خود را هم بروز داده است.
دومین حادثه خونین، شامگاه ششم آبان یعنی سهروز پس از وقوع اولین حادثه و این بار در روستای گورابسر شهرستان کوچاصفهان رشت اتفاق افتاد. در جریان این حادثه هم پسر ۲۲ساله خانواده که محمد نام داشت با همدستی یکی از دوستانش پنجنفر از اعضای خانوادهاش را به قتل رساند. قربانیان حادثه هم پدر ۵۰ساله، مادر ۵۰ساله، پدربزرگ ۸۰ساله، خواهر ۲۰ساله و دوست خواهر ۲۰ساله متهم که هر دو دانشجوی پزشکی شهرستان خلخال بودند با ضربات چاقو به قتل رسیدند. دوست خواهر متهم، اهل شهرستان اردبیل بود که برای تفریح قدم به این قتلگاه گذاشته بود. پلیس انگیزه متهم را اختلاف خانوادگی اعلام کرد، اما در جریان تحقیقات میدانی اعلام شد که حادثه با انگیزهناموسی رقم خورده است.
دوازدهم آبانماه، اما خبر وقوع سومین حادثه خونین منتشر شد. حادثه این بار در شاهد شهر شهریار در استان تهران اتفاق افتاد. عامل حادثه این بار هم پسر خانواده بود که پدر ۴۵ساله، مادر ۴۴ساله و برادر۱۲ سالهاش را با ضربات چاقو به قتل رساند. امیرعلی ۱۸ساله دانشآموز سال آخر دبیرستان درباره انگیزهاش گفت که تبعیضی که خانوادهاش بین او و برادرش قائل میشدند، سبب شد تا دست به این جنایت بزند. او پس او وقوع حادثه از قتل مادر و برادرش اظهار ندامت کرد، اما گفت که از قتل پدرش پشیمان نیست.
دو روز پس از وقوع این حادثه خونین خبر رسید که یکی از پزشکان در شهرستان گنبد همسر و خواهرش را با ضربات چاقو به قتل رسانده و سپس با خوردن قرص برنج به زندگی خودش پایان داده است. عامل حادثه که از پزشکان عمومی بود، ابتدا همسرش که متخصص اطفال بود را با ضربه چاقو به کام مرگ کشاند و سپس دست به ارتکاب قتل خواهرش که از کارمندان ادارهبرق شهر بود، زد و سرانجام به زندگی خودش پایان داد. در توضیح بیشتر حادثه عنوان شده است که پزشک و همسرش از مدتها قبل دچار طلاق عاطفی بودند. هر چند پلیس به طرح اختلاف خانوادگی برای بروز این عمل مجرمانه اکتفا کرده، اما گفته شده که بدگمانی از بروز عملی غیراخلاقی در ارتکاب حادثه نقش داشته است.
شمار قربانیان این چهار حادثه خونین ۱۶نفر است، یعنی حدود سهبرابر قربانیان زلزله ۹/۵ ریشتری که شامگاه جمعه شمال غرب کشور را لرزاند و ششنفر را به کام مرگ کشاند. در حوزه برخورد با عاملان این دسته از حوادث تجربه نشان دادهاست که پلیس به سرعت مرتکبان آن را بازداشت و دستگاه قضایی هم آنها را مجازات کردهاست، اما مجازات مرتکبان هرگز پایانی برای قطع بروز اعمال مجرمانه نبودهاست. نقطه مشترک حوادث مورد اشاره، خانوادگی بودن آناست که انگیزههایی که باعث بروز آن شده قادر خواهد بود در خانوادههای دیگری هم تکرار شود. هر چند این پروندههای خونین هر کدام با استناد به محتویات آن باید در جای خود مورد بحث قرار گیرند، اما زنگ خطر بحران در کانونهای خانواده مدتهاست که به صدا درآمده است. استناد این سخن به خبرهای بالارفتن آمار طلاق و ارتکاب قتل یا خشونت از سوی عضوی از خانواده است که مدام در صفحه حوادث منتشر میشود. بیتوجهی ساختارهای قانونی کشور به معضلات موجود سبب شده است تا بسیاری از افراد به جای رجوع به قانون برای حل کردن معضل ایجاد شده در مقام مجری قانون ظاهر شوند که عمل مجرمانه آنها البته از سوی گروههایی هم حمایت میشود. عدم رجوع این دسته از مرتکبان به جرائم به قانون هم مستنداتی مثل افتادن در دالانهای هزار توی قانونی دارد که همواره از سوی بدنه اجتماعی جامعه مطرح شده، اما دستگاه قضایی به آن وقعی نگذاشتهاست. تأکید آموزههای دینی همواره بر تکریم و تحکیم بنیانخانواده بودهاست، اما با حاکمیت سبکهای زندگی تازه در فضای اجتماعی و فاصله گرفتن افراد خانواده به دلایلی مثل عضویت تازه به دوران رسیدهای مثل شبکههای اجتماعی در کانونهای خانواده ضرورت دارد تا در شیوه آموزشبرای تحکیم بنیانهای خانواده بازنگری صورت گیرد.